آلن به نقاشی می‌پردازد و عشقی را که در دل زنی پنجاه ساله برمی‌انگیزد به بازی می‌گیرد. این زن که لورا نام دارد و در گذشته زیبا بوده است، الاهه اغواگر آلن می‌شود. ژوزه لحظه‌ای می‌خواهد بپذیرد که آلن به کمک نقاشی امکان گریز از خود را به دست آورده است. اما با انزجار متوجه می‌شود که همه اینها (نقاشی و شوخی بی‌رحمانه با لورا) ظریفکاری حساب شده روان‌رنجوری اوست.

ابرهای شگفت‌انگیز [Les Merveilleux nuages]. (Wonderful Clouds) فرانسواز ساگان
ابرهای شگفت‌انگیز
[Les Merveilleux nuages]. (Wonderful Clouds) رمانی از  فرانسواز ساگان (1) (1935) نویسنده فرانسوی که در 1961 منتشر شد. ژوزه (2) به تازگی با آلن (3)، مرد امریکایی جوان و زیبا و ثروتمندی ازدواج کرده است که روان‌رنجور است و ژوزه را به داشتن تمایلات گناهکارانه به تمام مردان دور و برشان متهم می‌کند. حسادت بیمارگونه آلن حتی به ایجاد وضعیتهایی وادارش می‌کند که بر نگرانیهای او صحه می‌گذارد. مثلاً وقتی که تعطیلات تابستانی را در کی‌وست (4) می‌گذرانند، برای همسرش و یکی از دوستانشان برنامه ماهیگیری ترتیب می‌دهد. اما ژوزه دست او را می‌خواند و آن دوست را مجبور می‌کند که از قایق پیاده شود و تنها با قایقران به وسط دریا می‌رود. یعنی به گونه‌ای مصیبت‌بار قدم در دنیای هذیان‌آلود شوهرش می‌گذارد که با این عذابها نیاز دارد تا خود را سرزنش کند و از این راه به ژوزه ثابت کند که دوستش دارد. ژوزه که دیگر نمی‌تواند «هدف ناتوان عشق بیمارگونه‌ای» باشد، پس از ملاقات با یک دوست فرانسوی قدیمی در نیویورک، به میزان تیره‌بختی خود پی می‌برد و می‌گریزد. به فرانسه بازمی‌گردد و در نورماندی گوشه عزلت می‌گزیند، اما دیری نمی‌گذرد که دوباره به پاریس می‌رود و زندگی قدیم و همچنین آلن را که در پاریس به دنبالش آمده است بازمی‌یابد.

ژوزه آلن را بی‌توجه به عیوب او دوست می‌دارد و آلن
هم این را می‌داند: «کابوس بیش از حد عاطفی» از سرگرفته می‌شود. آن دو در پاریس مستقر می‌شوند. آلن به نقاشی می‌پردازد و عشقی را که در دل زنی پنجاه ساله برمی‌انگیزد به بازی می‌گیرد. این زن که لورا نام دارد و در گذشته زیبا بوده است، الاهه اغواگر آلن می‌شود. ژوزه لحظه‌ای می‌خواهد بپذیرد که آلن به کمک نقاشی امکان گریز از خود را به دست آورده است. اما با انزجار متوجه می‌شود که همه اینها (نقاشی و شوخی بی‌رحمانه با لورا) ظریفکاری حساب شده روان‌رنجوری اوست. هنگامی که ژوزه مصمم به جدایی می‌شود و به او اعلام می‌کند که با معشوق سابق خود رابطه مجدد برقرار کرده است،‌ آلن در عین حال احساس درماندگی و سبکباری می‌کند و هذیانش به پایان می‌رسد. این رمان، جدا از تشریح بالینی بن‌بستهای ناشی از روان‌رنجوری عشقی، خصوصاً به سبب توصیف شخصیت اصلی، یعنی ژوزه، زنی که آرام و خندان، ولی بی‌تحرک است،‌ ارزشمند است. اما «زندگی حقیقی» در نظر ژوزه، در سوی «ابرهای شگفت‌انگیز» است که تماشای آن تلاطم معمول را تا حد «رؤیای احمقانه»ای که «در سایه همان آرامش شاعرانه پدید آمده است» کاهش می‌دهد. ژوزه، اگرچه از بیهودگی انسانها و عشقشان آگاه است، اما در «ابرهای شگفت‌انگیز» به دنبال تنوعی در تفریح نیست: «ژوزه به خوبی می‌دانست که مقایسه مسائل زندگی‌شان با بی‌نهایت، بی‌فایده است.»

مهشید نونهالی. فرهنگ آثار. سروش

1.Francoise Sagan 2.Josee 3.Alan 4.Key West

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

دختری نوجوان، زیبا و در آستانه‌ بلوغ است و به خاطر فقر خانواده‌اش در یک محله‌ بدنام زندگی می‌کند... خواهرش نیز یک زن بد نام است... با رسیدن به سن بلوغ باید کار خواهر بزرگترش را انجام دهد تا کمک خرج خانواده باشد... پسر یک راهب ریاکار بودایی است... عاشق میدوری می‌شود اما خجالت می‌کشد از اینکه عشقش را به میدوری اظهار کند؛ به‌رغم اینکه همانند سایر همبازیان خود به کار خواهر بزرگتر میدوری آگاه است ...
تمایل به مبادله و خرید و فروش انگیزه‌های غریزی در انسان‌ها نیست، بلکه صرفاً پدیده‌ای متاخر است که از اروپای قرن 16 آغاز می‌شود... بحران جنگ جهانی اول، رکود بزرگ و جنگ جهانی دوم نتیجه عدم تعادل بین آرمان بازار و رفاه اجتماعی و ناتوانی هرگونه ضدجنبش اجتماعی، نظیر سوسیالیزم و کمونیزم، برای کاهش تنش‌ها بود... تاریخ انگلیس، از جنبش حصارکشی در قرن شانزدهم تا لغو قانون حمایت از فقرا در 1834، تاریخ کالایی سازی جامعه و طبیعت است... نئولیبرال‌ها و فاشیست‌ها همچنان مشغول آرمانشهر بازارند! ...
سنت حشره‌شناسی در ایران به دانشکده‌های کشاورزی پیوند خورده و خب طبعا بیشتر پژوهشگران به مطالعه حشرات آفت می‌پردازند... جمله معروفی وجود دارد که می‌گوید: «ما فقط چیزهایی را حفاظت می‌کنیم که می‌شناسیم»... وقتی این ادراک در یک مدیر سازمانی ایجاد شود، بی‌شک برای اتخاذ تصمیمات مهمی مثل سم‌پاشی، درختکاری یا چرای دام، لختی درنگ می‌کند... دولت چین در سال‌های بعد، صدها هزار گنجشک از روسیه وارد کرد!... سازمان محیط زیست، مجوزهای نمونه‌برداری من در ایران را باطل کرد ...
چه باور کنید و چه نکنید، خروج از بحران‌های ملی نیز به همان نظم و انضباطی نیاز دارند که برای خروج از بحران‌های شخصی نیاز است... چه شما در بحران میانسالی یا در بحران شغلی گرفتار شده باشید و چه کشور شما با کودتا توسط نظامیان تصرف شده باشد؛ اصول برای یافتن راه‌حل خروج از بحران و حرکت روبه جلو یکسان است... ملت‌ها برای خروج از تمامی آن بحران‌ها مجبور بودند که ابتدا در مورد وضعیت کنونی‌شان صادق باشند، سپس مسئولیت‌ها را بپذیرند و در نهایت محدودیت‌های‌شان را کنار بزنند تا خود را نجات دهند ...
در ایران، شهروندان درجه یک و دو و سه داریم: شهرنشینان، روستانشینان و اقلیت‌ها؛ ما باید ملت بشویم... اگر روستاییان مشکل داشته باشند یا فقیر باشند؛ به شهر که می‌روند، همه مشکلات را با خود خواهند برد... رشدِ روستای من، رشدِ بخش ماست و رشدِ شهرستانِ ما رشد استان و کشور است... روستاییان رأی می‌دهند، اهمیت جدولی و آماری دارند اهمیت تولیدی ندارند! رأی هم که دادند بعدش با بسته‌های معیشتی کمکشان می‌کنیم ولی خودشان اگر بخواهند مولد باشند، کاری نمی‌شود کرد... اگر کسی در روستا بماند مفهوم باختن را متوجه ...