در دهه‌های اخیر، ادبیات علمی مدیریت آموزشی با رشدی چشمگیر همراه بوده است و مفاهیمی چون رهبری تحولی، مدیریت مشارکتی، مدرسه‌محوری، ارزشیابی اثربخش، یادگیری سازمانی، و مدیریت منابع انسانی در آموزش و پرورش، جایگاهی ویژه یافته‌اند. مدیر موفق آموزشی، دیگر تنها یک مدیر اداری نیست، بلکه باید بتواند با درک عمیق از روان‌شناسی یادگیری، جامعه‌شناسی آموزش، تحلیل داده‌ها، و اصول مدیریت استراتژیک، محیطی امن، انگیزه‌بخش و نوآور برای یادگیرندگان و همکاران خود ایجاد کند.

چگونه یک مدیر موفق آموزشی باشیم»

کتاب «چگونه یک مدیر موفق آموزشی باشیم» در پاسخ به نیاز روزافزون مدیران مدارس، مؤسسات آموزشی، دانشجویان رشته‌های مدیریت آموزشی، و کلیه فعالان حوزه تعلیم و تربیت، تدوین شده است. هدف اصلی این اثر، ارائه یک راهنمای جامع، کاربردی و علمی برای ارتقای شایستگی‌های حرفه‌ای مدیران آموزشی در سطوح مختلف است. این کتاب ضمن بهره‌گیری از جدیدترین منابع علمی بین‌المللی، مطالعات موردی بومی، تجربیات میدانی و رویکردهای تلفیقی در مدیریت آموزشی، تلاش دارد الگویی بومی‌سازی‌شده و درعین‌حال جهانی برای موفقیت مدیران در عرصه تعلیم و تربیت ارائه دهد.

کتاب در ۳۱ فصل سامان یافته است: بخش اول: مبانی و اصول مدیریت آموزشی: 1. مدیریت آموزشی چیست؟ (تعریف، اهمیت و نقش آن در پیشرفت نظام آموزشی)؛ 2. ویژگی‌های یک مدیر آموزشی موفق (ویژگی‌های شخصیتی، مهارتی و دانشی)؛ 3. نظریه‌های نوین مدیریت آموزشی (بررسی تئوری‌های کلاسیک و مدرن مدیریت)؛ بخش دوم: برنامه‌ریزی و راهبردهای مدیریت آموزشی: 4. اصول برنامه‌ریزی در مدیریت آموزشی (تعیین اهداف، تدوین استراتژی‌ها و برنامه‌ریزی عملیاتی)؛ 5. مدیریت تغییر و نوآوری در آموزش (چگونه تغییرات مؤثر در مدارس و مراکز آموزشی ایجاد کنیم؟) ۶. رهبران آموزشی و تصمیم‌گیری‌های استراتژیک؛ بخش سوم: مدیریت منابع انسانی در آموزش: ۷. نقش معلمان در موفقیت آموزشی و چگونگی توانمندسازی آن‌ها؛ 8. مدیریت انگیزه و بهره‌وری کارکنان آموزشی؛ 9. ارتباط مؤثر با کارکنان، دانش‌آموزان و والدین؛ 10. مدیریت تعارضات در محیط آموزشی؛ بخش چهارم: رهبری آموزشی و سبک‌های مدیریتی: 11. رهبری تحولی در آموزش (چگونه یک مدیر الهام‌بخش باشیم؟)؛ 12. سبک‌های مدیریتی در آموزش (مدیریت مشارکتی، دموکراتیک، اقتدارگرا و...)؛ 13. هوش هیجانی و تأثیر آن در مدیریت موفق آموزشی؛ بخش پنجم: فناوری و نوآوری در مدیریت آموزشی: ۱4. استفاده از فناوری‌های نوین در مدیریت مدارس و دانشگاه‌ها؛ 15. مدیریت آموزش الکترونیکی و یادگیری دیجیتال؛ 16. نقش هوش مصنوعی و داده‌محوری در مدیریت آموزشی مدرن؛ بخش ششم: مدیریت مالی و بودجه‌ریزی در آموزش: ۱7. اصول بودجه‌ریزی و تأمین مالی در مراکز آموزشی؛ 18. چگونه مدارس و مؤسسات آموزشی را به سمت خودکفایی مالی ببریم؟؛ 19. مدیریت هزینه‌ها و افزایش بهره‌وری مالی در آموزش؛ بخش هفتم: ارزیابی و بهبود کیفیت آموزشی: 20. شاخص‌های کلیدی ارزیابی کیفیت در مدیریت آموزشی؛ 21. چگونه عملکرد معلمان و دانش‌آموزان را به‌طور مؤثر ارزیابی کنیم؟؛ 22. استراتژی‌های بهبود مستمر در نظام آموزشی؛ بخش هشتم: ارتباطات و تعاملات در مدیریت آموزشی: ۲3. مهارت‌های مذاکره و تعامل با نهادهای آموزشی و دولتی؛ 24. برندسازی آموزشی و نقش آن در جذب دانش‌آموزان و دانشجویان؛ 25. مدیریت ارتباط با اولیا و تأثیر آن بر کیفیت آموزش؛ بخش نهم: چالش‌ها و راهکارهای مدیریت آموزشی در دنیای امروز: 26. چالش‌های مدیریت آموزشی در دوران کرونا و پساکرونا؛ 27. مدیریت بحران در مدارس و دانشگاه‌ها؛ 28. چگونه با تغییرات سریع و جهانی‌شدن در نظام آموزشی سازگار شویم؟؛ بخش دهم: آینده‌پژوهی و نوآوری در مدیریت آموزشی: 29. مدیریت آموزشی در قرن ۲۱: روندها و تحولات آینده؛ 30. نظام‌های آموزشی موفق در جهان و درس‌هایی برای مدیران آموزشی؛ و 31. چگونه یک مدیر آموزشی تأثیرگذار و الهام‌بخش باشیم؟ (جمع‌بندی و نتیجه‌گیری)

در این کتاب، سعی شده است علاوه بر تمرکز بر مهارت‌های فنی و اجرایی مدیریت، به ابعاد انسانی، اخلاقی، ارتباطی و فرهنگی مدیریت آموزشی نیز توجه شود. چرا که تجربه‌های موفق جهانی نشان می‌دهد رهبران آموزشی موفق، بیش از هر چیز، رهبران روابط انسانی، سازندگان اعتماد، و الگوهای فرهنگی هستند. اکنون ضروری است مدیران آموزشی با مهارت‌هایی نظیر تحلیل سیاست‌های آموزشی، استفاده از داده‌های عملکردی، هدایت تیم‌های آموزشی، و برقراری ارتباط مؤثر با جامعه، مجهز باشند.

این کتاب می‌کوشد تا با تکیه بر اصول علمی و تجربیات عملی، پلی میان «دانش» و «عمل» در مدیریت آموزشی باشد و مسیر رشد حرفه‌ای را برای نسل جدیدی از مدیران آموزشی هموار سازد.

کتاب «چگونه یک مدیر موفق آموزشی باشیم» نوشته دکتر حسین چناری و مریم جعفری را انتشارات دبیزش در ۲۰۴ صفحه و با قیمت ۳۰۰ هزار تومان رهسپار بازار کتاب کرده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ................

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...