کتاب «خواب ابدی» [The big sleep] اثر دیوید تامسن  [David Thomson] و ترجمه نیکا خمسی منتشر شد. محتوای کتاب تحلیلی است بر فیلم خواب ابدی اثر هوارد هاکس.

خواب ابدی [The big sleep]  دیوید تامسن  [David Thomson]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات علمی و فرهنگی کتاب «خواب ابدی» را با شمارگان هزار نسخه، ۱۰۱ صفحه و بهای ۱۵ هزار تومان منتشر کرد. این کتاب یکی از مجلدات مجموعه «خوانش فیلم» این انتشارات است که ترجمه‌ای از مجموعه «فیلم‌های کلاسیک بی‌اف‌آی» the British Film Institute از انتشارات مؤسسه فیلم بریتانیا.

در توضیح این مجموعه کتاب باید نوشت که به دلیل نگرانی از تخریب میراث فیلم‌های موجود در آرشیو فیلم و تلویزیون بریتانیا که بخشی از انستیتو فیلم بریتانیاست، این آرشیو فهرستی از ۳۶۰ فیلم مهم تاریخ سینما را تهیه کرد. هدف بلندمدت این آرشیو گردآوری مجموعه‌ای از نسخه‌های بی نقص این فیلم‌ها بود تا بتوانند به مدت یکسال به طور مرتب و پیاپی آنها را در موزه سینمایی لندن نمایش دهند.

در کنار آن انتشارات این انستیتو نیز از نویسندگان حوزه‌های مختلف، شامل منتقدان، پژوهشگران فیلم، فیلمسازان و فیلمنامه‌نویسان، رمان نویسان، تاریخنگاران و افراد سرشناس هنری دعوت کرد تا درباره فیلم‌های فهرست شده در این آرشیو بنویسند. در هر یک از این کتاب‌ها، دریافت شخصی نویسنده از فیلم منتخب، به همراه تاریخچه مختصر تولید و فیلمشناسی مشروح و… به همراه تصاویر متعدد از نماهای فیلم درج شده است.

بر این اساس این کتاب نیز شرح و نقدی است خلاقانه بر فیلم «خواب ابدی» ساخته هوارد هاکس. این فیلم نوآر با اقتباس از رمانی به همین نام اثرِ ریموند چندلر ساخته و سال ۱۹۴۶ اکران شد. فیلمنامه «خواب ابدی» را ویلیام فاکنر، ریموند چندلر و لی براکت نوشته بودند. هامفری بوگارت، لورن باکال، مارتا ویکرز، دوروتی مالون و… در آن به ایفای نقش پرداختند.

یکی از دلایل شهرت فیلم موضوع بغرنج و پیچیده داستان آن است. در سال ۱۹۹۷، کتابخانه کنگره این فیلم را از نظر فرهنگی، تاریخی و زیبایی‌شناختی واجد اهمیت بسیار قلمداد کرد و آن را به فهرست ملی ثبت فیلم افزود.

تامسن در این کتاب با پرداختن به جزئیات ساخت فیلم اعم از چگونگی نگارش فیلمنامه، کارگردانی و انتخاب بازیگران گویی چگونگی شکل گیری جهانِ پرداخته هاکس را بر ما نمایان می‌کند. نویسنده ثابت می‌کند که «خواب ابدی» بود هیچ گونه هیاهو یا حتی خودآگاهی از جانب هاکس، از نظر ساختاری یکی از نوآورانه‌ترین فیلم‌های است که در هالیوود ساخته شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...