آخرین رمان ژوزه ساراماگو، نویسنده برنده نوبل ادبیات چند ماه پس از فوت او به زبان انگلیسی منتشر شد.

به گزارش خبرآنلاین، کتاب «سفر فیل» را خوانندگان جدی دوست خواهند داشت. نویسنده اثر برنده جایزه نوبل بوده و به تازگی فوت کرده است. شخصیت اصلی داستان یک حیوان خیراندیش است و ژانر کتاب یکی از ژانرهای محبوب و پرازدحام کتابخانه‌هاست؛ رمان تاریخی.

اما هیچکدام از این ها نمی‌توانند توضیح دهند چرا وقتی کتاب را در دست می‌گیری نمی‌توانی بیش از 10 صفحه پشت سرهم بخوانی. شاید تقصیر به گردن رویکرد مدرنیستی نویسنده باشد، بندهای بلند بدون نقطه‌گذاری و پاراگراف‌هایی که از هم جدانشده‌اند. البته این برای اولین بار نیست که ساراماگو از این ابزار بهره می‌برد، اما چنان تکان‌دهنده و آزاردهنده است انگار بار اولی است که خواننده با چنین متنی روبه‌رو می‌شود. آدم فکر می کند ای.ای. کامینگز شاعر در هیبت یک رمان‌نویس ظاهر شده است.

داستان رمان بسیار جذاب است. ساراماگو داستان سفر یک فیل به نام سولومون را در سال 1551 از لیسبون به وین روایت می‌کند. سولومون هدیه ازدواج ژائو سوم، پادشاه پرتغال به مکسیمیلیان، دوک بزرگ اتریشی بوده است. ساراماگو با فراغ بال در روایت داستانش کمی از اسناد تاریخی و توصیفات این هدیه که بر سر زبان‌ها بوده بهره برده است.

نویسنده شرح سفر فیل و نگهبانش را در هم می‌تند، سفری که در پرتغال آغاز می‌شود و از ساحل اسپانیا و کوه‌های آلپ رد می‌شود و در اتریش به پایان می‌رسد. در این سفر دون‌کیشوت‌وار با حمال‌ها، داروغه‌ها، کشیش‌ها و اربابان عصر اصلاحات و جنگ‌های داخلی اروپا مواجه می‌شویم. نگاهی ساراماگویی به انسانیت، کاستی‌ها و ضعف‌های آن، قدرت و دوستی کتاب را پر کرده است.

هشیاری و خودآگاهی راوی رمان بامزه‌ترین بخش کتاب است. ساراماگو در توصیف صحنه‌ای که سولومون و همراهش در مه گم می‌شوند چنین می‌نویسد: «مردی که اصرار می‌کرد حرف زدن فیل را شنیده است هوش و حواسش را از دست می‌داد، محو می شد و بعد مثل حباب گرد و شفاف به آسمان می‌رفت. پوف! دود شد و به هوا رفت. نام‌آوا این وقت‌ها به درد می‌خورد. فکر کنید می‌خواهیم توصیفی دقیق از محو شدن یک نفر بدهیم. حداقل ده صفحه طول می‌کشد. پوف!»

مانند
سروانتس و ولتر، سوئیفت و تواین، ساراماگو نیز حقیقت را با اهداف طنز و هجو تغییر به خدمت خود در می‌آورد. مخالفت شدید او با دیکتاتوری آنتونیو سالازار پرتغالی موجب شد وحشیانه‌ترین رمانش یعنی «کوری» را در سال 1995 بنویسد، حکایتی سیاه و تلخ که در شهری معاصر می‌گذشت؛ ناگهان بر اثر بیماری اپیدمیک تمام ساکنان شهر بینایی خود را از دست می‌دادند، همه به جز یک نفر تا شاهد این فجایع باشد.

در مقایسه «سفر فیل» رمانی مهربانانه است. این رمان چشمه جوشان دیگری از هنرمندی ساراماگو را نشان می‌دهد، عشق او به جرونیمو، پدربزرگ مادری‌اش را نشان می‌دهد، خوک‌چران بیسوادی که ساراماگو را با جادوی هنر داستاگویی آشنا کرد. ساراماگو در سخنرانی گرفتن جایزه نوبل چنین از جرونیمو یاد کرد: «مردی که زیر درخت انجیر دراز می‌کشید و نوه‌اش ژوزه را کنار خود می‌نشاند و با دو کلمه جهان را به حرکت درمی‌آورد.»

در نهایت کتاب در جایی که می شود گره‌گشایی خواندش پوف! تمام می‌شود. درگیری خاصی بین شخصیت‌ها نیست و هیچگونه تعلیقی نیز شکل نمی‌گیرد، نویسنده چنین قصدی نداشته است. این کتاب پس از مرگ گنجینه ادبی پرتغال به دستمان رسیده، همین ما را به رمان جذب می کند. نیازی به سخنان ما نیست.

«سفر فیل» را انتشارات هاتون میفلین هارکورت در 208 صفحه به قیمت 24 دلار عرضه کرده است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...