کتاب زندگی و خاطرات شهید مدافع حرم، مرتضی بصیری‌پور نیروی پهپادی سپاه پاسداران به قلم عبدالرضا سالمی‌نژاد توسط انتشارات نیلوفران منتشر شد.

عبدالرضا سالمی‌نژاد نویسنده و پژوهشگر دفاع مقدس در گفتگو با مهر، گفت: کتاب جدیدم باعنوان «پرواز از تی‌فور» در برگیرنده زندگی و خاطرات شهید مدافع حرم مرتضی بصیری‌پور به‌تازگی توسط انتشارات نیلوفران راهی بازار نشر شده است. این‌شهید اولین و تنها شهید مدافع حرم از استان خراسان جنوبی _ شهرستان بیرجند است و کتاب هم هفته گذشته در بخش نیروی هوافضای سپاه پاسداران با حضور بچه‌های قدیم پهپاد سپاه، سردار حاجی‌زاده و معاونش سردار موسوی همراه با نماینده ولی‌فقیه رونمایی شد.

وی درباره علت نام‌گذاری کتاب «پرواز از تی‌فور» گفت: شهید مرتضی بصیری‌پور از کادر پروازی سپاه بود که در سوریه به شهادت رسید. تی‌فور (T-۴) نام یک پایگاه هوایی در حمص سوریه است که آمریکا و اسرائیل بارها تهدید کرده بودند این پایگاه را مورد هدف قرار خواهند داد. علت تهدیدشان هم این بود که سپاه با استفاده از پهپادهای خود حرکات داعش را رصد کرده و موانع از پیروزی‌های داعش می‌شد. در نتیجه روز ۲۰ فروردین سال ۹۷ بود که شهید بصیری‌پور همراه با ۶ تن دیگر در بمبارانی شبانه در این‌پایگاه به شهادت رسیدند. بمباران توسط هواپیماهای اسرائیلی انجام شد و تقریبا پایگاه تی‌فور را نابود کردند.

این‌پژوهشگر ادبیات مقاومت درباره چگونگی تولید مطالب کتاب گفت: مطالب کتاب با تحقیق و پژوهش یکی از خلبانان و همکاران شهید بصیری‌پور تهیه شده که تحقیقاتش را در بیرجند و چابهار انجام داده است. مطالب کتاب در واقع حاصل ۴۱ گفتگو با دوستان، آشنایان و همکاران شهید بصیری‌پور است که من آن‌ها را بازنویسی و تدوین کردم. در نتیجه، حاصل کار در حجم ۱۶۸ صفحه گرد آمد و توسط انتشارات نیلوفران چاپ شد.

سالمی‌نژاد درباره شخصیت شهید مرتضی بصیری‌پور گفت:‌ این‌شهید خیلی اخلاق‌گرا بوده است و آن‌چه در کتاب از او روایت شده، درباره روابط دوستانه و خانوادگی‌اش است. او یک فرزند به نام طه دارد و خودش هم به قول معروف، آدم همه‌کاره‌ای بوده است و هرکاری در زمینه کارهای فنی از جوشکاری گرفته تا نقاشی انجام می‌داده است. آخرین شغلش هم پیش از ورود به سپاه، فعالیت در ایستگاه سوخت‌رسانی سی‌ان‌جی بوده است. که پس از آن، وارد سپاه شده و دوره آموزشی پهپاد را طی می‌کند. رفتن شهید بصیری‌پور به سوریه هم خیلی جالب است چون او بارها از مقامات مافوق درخواست اعزام به سوریه را داشته اما درخواستش مرتب رد می‌شده است. تا این‌که اسفندماه ۹۶ با درخواستش موافقت می‌شود و ۲۰ روز بعد از عید نوروز به شهادت می‌رسد. پیکر این‌شهید در بیرجند به خاک سپرده شد.

کتاب «پرواز از تی‌فور» با ۱۶۸ صفحه، شمارگان هزار و ۵۰۰ نسخه و قیمت ۱۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...