کتاب «جرم سیاسی در حقوق ایران» آخرین اثر دکتر قدرت‌الله رحمانی عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی منتشر شد.

جرم سیاسی در حقوق ایران قدرت‌الله رحمانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، این کتاب که محصول طرح پژوهشی مصوب دانشگاه علامه طباطبایی است، سیر تاریخی پیدایش و تحول مفهوم جرم سیاسی در غرب و ایران را واکاوی کرده است.

نویسنده کتاب کوشیده است پرسش‌های مبنایی حول تاسیس حقوقی جرم سیاسی و چرایی تفکیک جرم سیاسی از دیگر جرایم در اروپا را با تکیه بر شواهد تاریخی توضیح دهد.

بررسی علل و عوامل ورود جرم سیاسی به نظام حقوقی ایران در عصر مشروطیت و سپس تداوم آن در عصر جمهوری اسلامی، فصول اصلی این کتاب را تشکیل می‌دهد. پژوهشگر در این فصول کوشیده رازآلودگی مفهوم جرم سیاسی در غرب و خطای تاریخی تدوین‌کنندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصرار بر رازگشایی از این مفهوم در قالب الزام به «تعریف جرم سیاسی» را شرح دهد.

در پرتو نتایج مترتب بر پژوهش «جرم سیاسی در حقوق ایران»، تعریف قانونی جرم و مجرم سیاسی اساسا ممتنع است و قانون جرم سیاسی مصوب اردیبهشت ۱۳۹۵ (از آن روی که به نام «تعریف» جرم سیاسی به «تحریف» آن پرداخته است) سند گویایی بر تعریف‌ناپذیری قانونی این مفهوم است و نه تنها بر داستان ملال‌انگیز تعریف جرم سیاسی نقطه پایان نخواهد گذاشت، بلکه باب تازه‌ای از مطالبات سیاسی و مناقشات حقوقی علیه جمهوری اسلامی را در زمینه نقض حقوق بشر خواهد گشود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...