مجموعه‌ی پنج جلدی «مجالس مذهبی در ایران معاصر» به همت محسن‌حسام مظاهری در قالب نوزدهمین عنوان از مجموعه «کتابهای سرو» (مطالعات فرهنگ شیعی) منتشر شد.

بررسی اعلانات مجالس مذهبی در ایران معاصر محسن حسام مظاهری

به گزارش کتاب نیوز، مظاهری در این 5 جلد به بررسی و تحلیل اعلانات مجالس محرم و صفر در روزنامه‌ی «اطلاعات» بین سالهای 1305 تا 1394 پرداخته است.

مولف در معرفی این اثر آورده است:
«مجالس مذهبی در دوره‌ی معاصر از ابزارهای گوناگونی برای اطلاع‌رسانی و تبلیغ برنامه‌های خود و جذب مخاطبان بهره گرفته‌اند. یکی از این ابزارها، انتشار آگهی (اعلان) در مطبوعات است که از اواخر دوره‌ی قاجار و با گسترش روزنامه‌ها و مجلات، مورد اقبال مجالس مذهبی قرار گرفته است. این اعلانات مطبوعاتی، منبعی غنی برای مطالعات اجتماعی ـ تاریخی مناسک شیعی و اسنادی ارزشمند از تاریخ اجتماعی شیعه در ایران معاصر به‌شمار می‌روند.
کتاب حاضر،‌ محصول پژوهشی است که با هدف گردآوری، بررسی و تحلیل این اسناد انجام شده است. در این پژوهش، روزنامه‌ی «اطلاعات» به‌عنوان روزنامه‌ی سراسری فارسی‌زبانی که طولانی‌ترین دوره‌ی انتشار تا امروز را داراست، برای مطالعه‌ی موردی انتخاب شده و همه‌ی اعلانات مجالس مذهبی که از نخستین شماره‌ی این روزنامه‌ در سال 1305 تا پایان سال 1394 (جمعاً 90 سال) در ماه‌های محرم و صفر منتشر شده‌اند (جمعاً 5131 اعلان) استخراج و تدوین شده‌ است. متن کامل این اعلانات به ترتیب تاریخ انتشار در فصول مجزا به تفکیک هر دهه آورده شده و اعلانات از نظر گونه‌های مجالس و اقسام محل‌های برگزاری آن‌ها بررسی شده‌اند.

ارایه‌ی مدلی تجربی برای گونه‌بندی مجالس مذهبی (شامل 26 گونه)، شناسایی و معرفی اقسام تبلیغات مجالس مذهبی (شامل 14 مورد)، شناسایی و دسته‌بندی محل‌های برگزاری مجالس مذهبی (شامل 9 دسته)، بررسی روند تغییرات اعلانات مطبوعاتی مذهبی، تحلیل آماری اعلانات مجالس مذهبی در هر دهه، تدوین فهرست سخنرانان و مداحان در هر دهه و تعیین افراد شاخص و پرمخاطب و بررسی موضوعات سخنرانی‌های مجالس از دیگر موضوعات و مباحثی است که در کتاب حاضر بدان‌ها پرداخته شده است. نهایتاً در فصل پایانی کتاب، تلاش شده است با جمع‌بندی تحلیل‌ها، تجمیع آمارها و تطبیق داده‌های فصول قبلی تصویری کلی از یک قرن برگزاری مجالس مذهبی در ایران ارایه شود.»

مجموعه‌ی پنج جلدی «مجالس مذهبی در ایران معاصر» در 2210 صفحه (وزیری) و با قیمت 420هزار تومان توسط نشر آرما منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...