کتاب «وینستون چرچیل روزگاران او، جنایات او» [Winston Churchill: His Times, His Crimes] نوشته طارق علی [Tariq Ali] با ترجمه اشرف پیروز توسط جهان کتاب منتشر شد.

وینستون چرچیل روزگاران او، جنایات او» [Winston Churchill: His Times, His Crimes] نوشته طارق علی [Tariq Ali]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، نسخه اصلی این کتاب در سال 2022 منتشر شده است.

این کتاب اساسا در واکنش به رواج «کیش چرچیل» در انگلستان و آمریکا در طی چند دهه گذشته، تلاش دارد رویدادهای پیش از نیم قرن «روزگاران» برابر با حیات و فعالیت سیاسی وینستون چرچیل را مورد واکاوی نقادانه قرار دهد.

نویسنده سعی دارد در این بازگویی، رویدادهای تاریخی، ضمن بیان نقش‌های کوچک و بزرگ ایفا شده توسط چرچیل، بر نکات کمتر برجسته شده یا به کل مغفول مانده تاریخی در کارنامه سیاسی او و نیز در روایات رایج از تاریخ عصر او، انگشت گذارد.

او خواننده را در سفری پرماجرا و پر از پیروزی‌ها و شکست‌ها و فجایع انسانی از اواخر قرن نوزدهم در آفریقا و آمریکای لاتین تا امپراتوری‌های بحران‌زده و رقیب در دو جنگ جهانی و انقلاب‌های سوسیالیستی و ضد استعماری پس از آنها در قرن بیستم همراه خود می‌سازد.

طارق علی (زاده 1934 در لاهور پاکستان) دانش آموخته دانشگاه آکسفورد از فعالان قدیمی مبارزات چپ در انگلستان از اواخر دهه 1960 بوده است.

سِر وینستون لئونارد اسپنسر چرچیل، زاده ۳۰ نوامبر ۱۸۷۴ و درگذشته ۲۴ ژانویه ۱۹۶۵ سیاست‌مدار، افسر ارتش و نویسنده بریتانیایی بود. وی طی سال‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۵، یعنی در طول جنگ جهانی دوم، و بار دیگر بین سال‌های ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۵ نخست‌وزیر بریتانیا بود. جز دو سال ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۴، چرچیل از ۱۹۰۰ تا ۱۹۶۴ نماینده پارلمان بود. به عنوان یک معتقد به لیبرالیسم اقتصادی و امپریالیست، بیشتر عمرش را در حزب محافظه‌کار عضو بود که از سال ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۵ رهبریش را نیز بر عهده داشت. او از سال ۱۹۰۴ تا ۱۹۲۴ عضو حزب لیبرال بود. چرچیل ابتدا به مدرسه «هارو» و پس از آن به «مدرسه نظامی سلطنتی سندهرست» ملحق شد.

در سال ۱۸۹۵ به ارتش بریتانیا پیوست و در ۱۸۹۸ به‌عنوان افسر ارتش در جنگی در سودان شرکت کرد. در سال ۱۸۹۹ ارتش را به قصد انجام فعالیت‌های سیاسی ترک کرد ولی قبل از آن به‌عنوان روزنامه‌نگار به آفریقای جنوبی که در آن «جنگ دوم بوئر» در جریان بود رفت. در آنجا توسط بوئرها به‌عنوان اسیر جنگی دستگیر و زندانی شد، ولی چرچیل توانست از آنجا فرار کند. چرچیل جایزه نوبل ادبیات را در سال ۱۹۵۳ به‌خاطر نوشته‌هایش دریافت کرد. چرچیل یکی از سیاست مداران بزرگ و تاثیر گذار قرن بیستم است. مجله تایم در سال ۱۹۴۹ وینستون چرچیل را به‌عنوان «مرد نیمه اول قرن بیستم» انتخاب کرد. چرچیل در میان عامه مردم مظهر زیرکی و نیرنگ است. چرچیل سال ۱۹۴۰ نیز به‌عنوان مرد سال تایم انتخاب شده بود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...