«تحولات سیاسی عصر امامت حضرت سجاد (ع)» نوشته محمدجواد گودینی توسط انتشارات میراث ماندگار منتشر شد.

تحولات سیاسی عصر امامت حضرت سجاد (ع) محمدجواد گودینی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات میراث ماندگار کتاب «تحولات سیاسی عصر امامت حضرت سجاد (ع)» را در ۱۳۰ صفحه منتشر کرد. برای تألیف این اثر تاریخی - روایی نزدیک به ۱۰۰ جلد از منابع فارسی و عربی در پیرامون تاریخ اسلام دیده شده و با استفاده از آنها زندگانی امام چهارم حضرت سید الساجدین علی بن الحسین (ع) و رویدادهای سیاسی عصر امامت آن امام همام (ع) تحلیل و بررسی شده است.

نویسنده در فصل نخست به بررسی زندگانی پیشوای چهارم شیعیان حضرت زین العابدین (ع) می‌پردازد و در فصل دوم، رخدادهای سیاسی عصر امام چهارم (ع) همچون واقعه حره، قیام عبدالله بن زبیر و فرجام آن، قیام توابین به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی و قیام مختار بن ابی عبد ثقفی را به عنوان مهمترین رویدادهای سیاسی جهان اسلام و تشیع در عصر امامت حضرت سجاد (ع)، مورد بررسی و تحلیل قرار می‌دهد.

دوران امامت حضرت زین العابدین (ع) یکی از پرتحول‌ترین دوران‌های تاریخ سیاسی اسلام محسوب می‌شود و در این مقطع تاریخی، رخدادهای فراوانی در جهان اسلام پیش آمد. در این دوران، جهان اسلام شاهد انتقال خلافت از آل ابی سفیان به آل مروان بوده و دوران پرمشقت و دردآوری برای اهل بیت طاهرین (ع) و شیعیان ارزیابی می‌شود.

امام زین العابدین (ع) در دوران امامت ۳۵ ساله خود، با پنج خلیفه اموی (یزید بن معاویه، معاویه بن یزید، مروان بن حکم، عبدالملک بن مروان و ولید بن عبدالملک) همزمان بوده و در محرم سال ۹۵ هجری، پس از حدود ۳۵ سال امامت، بدستور خلیفه اموی ولید بن عبد الملک به شهادت رسید. تحلیلی که نویسنده از این زندگی سیاسی امام چهارم (ع) به مخاطبان ارائه می‌کند در نوع خود کم نظیر است، بویژه آنکه این مقطع از تاریخ اسلام بسیار حساس است و ضرورت دارد که تحلیل‌های متعدد و متنوعی از زوایای گوناگون درباره آن ارائه شود.

گودینی، مدرک دکتری زبان و ادبیات عرب از دانشگاه تهران دارد. او پژوهشگر تاریخ اسلام و استاد دانشگاه و نویسنده کتاب‌هایی چون «تأملی بر زندگانی ابو الاسود دؤلی و شرح گزیده‌ی اشعارش»، «صعود و سقوط ادبیات سیاسی در عصر بنی‌امیه» (تالیف مشترک با مجتبی زارعی)، «چهل حدیث در ستایش حسن خلق»، «بررسی تحلیلی صلح امام حسن (ع) و آغاز خلافت اموی»، «بررسی و تحلیل زندگی سید حمیری و گزیده اشعارش»، «بررسی، شرح و تحلیل قصیده فرزدق در ستایش امام سجاد (ع)»، «تاملی بر زندگانی و سخنان امام حسن عسگری (ع)»، «چهل حدیث در فضائل حضرت فاطمه زهرا (س)»، «واکاوی زندگانی و سخنان عمربن‌عبدالعزیز» و «درآمدی بر زندگانی و سروده‌های صاحب بن عباد» است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...