کتاب «سید جمال‌الدین اسدآبادی؛ بنیان‌گذار نهضت احیای فکر دینی» به قلم محمدجواد صاحبی از سوی مؤسسه بوستان کتاب در قم منتشر شد.

سید جمال‌الدین اسدآبادی؛ بنیان‌گذار نهضت احیای فکر دینی محمدجواد صاحبی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب حاضر از هشت بخش تشکیل شده و نگارنده در هر بخش یک قسمت از زندگانی این اندیشمند سیاسی را مورد توجه و بررسی قرار داده است.

نویسنده در این کتاب تلاش کرده تا گزارشی کامل از شرح حال آثار و افکار این مصلح مسلمان را در اختیار خواننده قرار دهد.

در بخش اول تا چهارم این کتاب «از کودکی تا بزرگسالی»، «از سیاحت تا سیاست»، «از اندیشه تا عمل» و «از شرق تا غرب» سید جمال‌الدین اسدآبادی بررسی شده است.

همچنین نویسنده در بخش‌های پنجم تا هشتم نیز «طلوع دوباره از غرب»، «سیاست و دیانت»، «از آسیا تا اروپا» و «غروب در مشرق» این مصلح مسلمان را مورد بررسی قرار داده است.

کتاب «سید جمال‌الدین اسدآبادی؛ بنیان گذار نهضت احیای فکر دینی» در ۳۸۴ صفحه به قلم محمدجواد صاحبی و به همت مؤسسه بوستان کتاب منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

دختر به پدر می گوید: برای تو همه جا میدون جنگه، ولی برای من نه... درباره‌ی یک زخم ناسور ملی ست، که این بار، از یک دعوای مضحک دونفره، سر باز کرده است. یک زخمی قومیتی، یک زخم مذهبی، یک زخم به پشتوانه‌ی سالها جنگ داخلی... فهمیدن اینکه همیشه و همه جا و در برابر همه کس نیاز به روحیه جنگاوری و سلحشوری نیست، و هر اختلافی را نباید تبدیل به جنگ حیثیتی کرد؛ سخت است ولی لازم ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...