ژاک میسترال [Jacques Mistral] نویسنده کتاب «جنگ پول‌ها» [Guerre et paix entre les monnaies] عقیده دارد جنگ دوباره پول‌ها و تکرار تاریخ روز به روز محتمل تر می‌شود. در سایه تداوم بحران‌های فعلی، بیم آن می‌رود که جنگی با عواقب ناگوار میان دلار، یورو و یوآن در بگیرد.

ژاک میسترال [Jacques Mistral] جنگ پول‌ها» [Guerre et paix entre les monnaies]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، در بخشی از کتاب «جنگ پول‌ها» به بحران سال 2008 جهان اشاره می‌شود. بحرانی که تا سال 2014 همچنان باقی بود. از نوع فضای همکاری موجود میان کشورها اینطور به نظر می‌رسد که دولت‌ها درس گرفته اند و به دنبال همگرایی بیشتر هستند تا جایی که شکل گیری گروه 20 در راستای هماهنگی سیاست‌های اقتصادی کلان به همین منظور صورت گرفته است.

میسترال در جایی از کتاب به یکه تازی دلار اشاره می‌کند و می‌گوید: «از فردای جنگ جهانی دوم و با سقوط استبداد نازی و نظامی‌گری ژاپن و در فضای جنگ سرد، اسکناس پشت سبز به بهترین نماد رونق و کسب آزادی‌های از دست رفته بدل شد. اما از دهه 1960، پول آمریکا تحت تاثیر تورم و جنگ ویتنام دچار بی ثباتی شد.»

نویسنده کتاب «جنگ پول‌ها» سوء استفاده از واژه جهانی شدن را یک دام می‌داند و می‌گوید: «به رغم مستندات فراوان در باب ظهور شرکت‌های چندملیتی، اقتصاد جهانی همواره متشکل از اقتصادهای ملی بوده و همین گونه باقی مانده است.»

به گفته این اقتصاد دان فرانسوی، در قرن نوزدهم انقلابی به وقوع پیوست که تاریخ جهان را دگرگون ساخت. شایسته است این انقلاب را موج اول جهانی شدن بنامیم.

میسترال به نقل از ژاک ژرنه چین شناس می‌گوید: «غربی‌ها چین را از انزوای هزاران ساله خارج کردند. با تمدن علمی‌و فنی آشنا کردند و آن را وادار کردند دروازه‌هایش را به روی جهان بگشاید. امپراطوری چین وارث تاریخ و فرهنگ دوهزارساله، زمانی که پرتغالی‌ها اواخر قرن شانزدهم در ماکائو مستقر شدند، ارتباط مستمر با غرب برقرار کرد.»

در بخشی از کتاب آمده است: «رشد اقتصادی کشور چین در سال‌های 2010 و 2011 دورقمی‌شد. خیلی‌ها نگران اند که نیروی چین همچون غلتکی است که افول برگشت ناپذیر غرب و خصوصا اروپا و به طور خاص صنایع را کلید می‌زند. اغلب گفته می‌شود چین به زودی قدرت اول دنیا خواهد شد.»

کتاب شامل سه بخش اصلی تحت عناوین «ارز بین المللی و جهانی شدن»، «دنیای چند ارزی» و «حکمرانی جهانی و ارز بین المللی» است.

کتاب «جنگ پول‌ها» نوشته ژاک میسترال اقتصاد دان فرانسوی به ترجمه کیانوش امیری در 295 صفحه از سوی نشر نیماژ منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه. پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟ پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...