چاپ نخست «مقدمه کمبریج بر شکسپیر» [The Cambridge Introduction to Shakespeare] نوشته اِما اسمیت [Emma Smith] و ترجمه هلن اولیائی‌نیا، از سوی انتشارات علمی و فرهنگی عرضه شد.

مقدمه کمبریج بر شکسپیر» [The Cambridge Introduction to Shakespeare]اما اسمیت [Emma Smith]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، از دوران زندگی ویلیام شکسپیر، بیش از چهار قرن می‌گذرد. شکسپیر را با جایگاه و مرتبه بلندِ ادبی او می‌شناسیم، تا جایی که برخی از منتقدان بر این باور هستند که بهتر از او در نمایشنامه‌نویسی وجود ندارد. برخی دیگر او را هم‌تراز با فردوسی در شعر فارسی و هومر در شعر لاتین می‌دانند. قیاسی که از درونش، القابی چون پدر ادبیات مدرن انگلیسی بیرون آمده است؛ گواهش هم لغات غیر تکراری آثار اوست که بالغ بر ۲۹ هزار و ۶۶ عدد بوده و کلمات جدیدی که او به انگلیسی افزود، یک هزار و ۷۰۰ کلمه برآورد شده است.

نمایشنامه‌های ویلیام شکسپیر از نیمه قرن نوزدهم میلادی با اقبال گسترده ایرانیان روبه‌رو شد و امروزه می‌توان ترجمه‌های گوناگونی از آثارش پیدا کرد. در کنارِ آثار، زندگی حرفه‌ای شکسپیر نیز همواره برای مخاطبانش جذابیت داشته است. «مقدمه کمبریج بر شکسپیر» نوشته اِما اسمیت، عضو هیئت علمی و مدرس کالج هرتفورد دانشگاه استندفورد، یکی از این آثار است. اسمیت این کتاب را در سال ۲۰۰۷ میلادی به رشته تحریر درآورد. این اثر در ادامه مجموعه‌های مقدمه کمبریج بر نام‌آوران ادبیات و اندیشه است. کتاب‌هایی که با نثری روان به معرفی آثار و اندیشه‌های نویسندگان و متفکرانی به‌نام می‌پردازد.

همانطور که پیشتر اشاره شد، این کتاب در واقع یک «مقدمه» است؛ نویسنده در توضیح، آن را به واژه‌نامه آکسفورد ارجاع داده و «عمل معرفی یا شناساندنِ شخصی» دانسته است. از همین رو می‌توان مقدمه کمبریج بر شکسپیر را، راهنمایی برای دانشجویان و پژوهشگران دانست، هرچند که نویسنده گوشه چشمی هم به مخاطبان عام داشته است.

در هر فصل از این کتاب با محدوده‌ای از آثار ویلیام شکسپیر روبه‌رو هستیم؛ بر همین اساس این کتاب به هفت فصل مبتنی بر موضوع تقسیم شده است. نگاهی به فهرست کتاب، تصویری دقیق‌تر از ساختار آن به دست می‌دهد. عناوین اصلی این فهرست شامل: شخصیت، اجرا، متون، زبان، ساختار، منابع و تاریخ است. در سراسر این فصول با رهیافتی انتقادی به نمایش‌نامه‌های شکسپیر پرداخته شده است و نویسنده به فراخور موضوع آن، آثاری را مورد کندوکاو قرارداده است. در پایان هر فصل نیز بخشی با عنوانِ «پس از این کجا؟» تعریف شده است که منابعی را جهت پژوهش مستقل برای خواننده فراهم آورده است.

در پایان باید گفت این کتاب کوشیده است با بهره‌گیری از تحقیقات به‌روز، بر خوانش آثار شکسپیر تأکید کند. چهره‌ای که حتی در مورد آشناترین و مطرح‌ترین نمایشنامه‌هایش، همچنان فضای تازه و نو برای پژوهش و مطالعه عمیق وجود دارد. نکته‌ای که به نظر می‌رسد خواندن این اثر را برای مخاطب لذت‌بخش کند.

انتشارات علمی و فرهنگی چاپ نخستِ کتاب «مقدمه کمبریج بر شکسپیر» را در کنار دیگر آثار مجموعه کمبریج خود، با ترجمه هلن اولیائی‌نیا در ۲۷۹ صفحه و به قیمت ۵۰ هزارتومان منتشر کرده و در دسترس مخاطبان قرار داده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...