روان درمانی توأم با خلاقیت | الف


گفته می‌شود «هنردرمانی» شیوه‌ای از روان‌درمانی است که امکان ابراز هیجانات و معالجه از طریق بیان غیرکلامی را فراهم می‌آورد. کودکان برخلاف اکثر بزرگ سالان، اغلب به راحتی قادر به توصیف خود به صورت کلامی نیستند. از طرفی بزرگ سالان ممکن است از کلمات برای فاصله انداختن میان خود و هیجانات شان و عقلانی کردن این هیجانات، استفاده کنند.

هنر درمانی خلاق» [Art therapy] دیوید ادواردز [David Edwards]

مراجعانی که به یک هنردرمان‌گر ارجاع داده می‌شوند، لازم نیست که از قبل تجربه و یا مهارت هنری داشته باشند؛ هنردرمانی به مراجعان کمک می‌کند تا موانع دشواری را که در مسیر بیان درونیات آن‌ها وجود دارد، با استفاده از موضوعات هنری ساده از میان بردارند.

کتاب «هنردرمانی خلاق» [Art therapy] به اختصار و دقت تاریخچه و سیر هنردرمانی را در کشورهای پیشرو و همین طور تحول آن، از آغاز تاکنون پی گرفته و مهم‌تر از آن، فرایند هنردرمانی خلاق، روان درمانی هنری و جنبه‌های شغلی و کاربردی آن را با نمونه‌های واقعی، توضیح می‌دهد. هنردرمانی نیز تنها شیوه درمان‌گری است که حضور خیال و احساس را به سرحد انگیزش، ایده و الهام می‌رساند، از این روست که روان تحلیلگران، هنر را پلی بین هشیار و ناهشیار می‌دانند و عصب‌شناسان آن را نیروی یکپارچگی عملکرد دو نیمکره مغز می‌شناسند. علاوه بر آن، هنردرمان‌گرانِ وحدت مدار نیز هنر را برانگیزاننده توجه و اتصال عاشقانه‌ای برای حضور وحدانی می‌دانند. در مجموع هنردرمانی روشی برای انطباق، سازگاری و گسترش ایده خلاق و فعال حسی و حرکتی برای مواجهه با مشکلات و اختلالات فردی و با استفاده از ابزار تصویری و تصوری است. شاید بتوان هنردرمانی را یک رشته تحصیلی میان رشته‌ای گنجاند. رشته‌ای که فعالان در آن باید به مفاهیم روان‌شناسی، روان‌درمانی و هنر، اشراف کامل داشته باشند. از دیرباز، هنگامی که اولین تعبیر هنر، دانستن سایه‌ای از پروردگار و جهانی متافیزیکی بود، انسان اندیشید که از این راه می‌تواند مسیر تکامل و تزکیه (کاتارسیس) را طی کند.

کتاب هنردرمانی خلاق نیز تلاشی است که در آن دیوید ادواردز [David Edwards]، نویسنده اثر برای ارائه جزئیات کامل و جامعی از این دانش و روش روان‌درمانی به دست داده است. در پیش درآمد کتاب به قلم دکتر علی‌زاده محمدی، دانشیار دانشگاه شهید بهشتی، چنین نوشته است: «... نیاز به هنر، امری همگانی است و همه افراد با هر ویژگی نیاز به آن دارند تا خیال خود را از آشفتگی و فشار زندگی روزمره به آرامش و اتصال برسانند و از نیروی والایش گر و شفابخش آن بهره گیرند، هرکس لازم است با ظرافت خو بگیرد تا در هنگام نیاز با آن ارتباط برقرار کند.»

درطول دو دهه گذشته که آسایشگاه‌ها بسته شد و فرصت‌های شغلی جدید ایجاد شدند، هنردرمان‌گران کارشان را در حیطه‌های جدید توسعه دادند و متون در دسترس به صورت چشمگیری افزایش یافت. کتب مربوط به هنردرمانی هم افزایش یافته هرچند بیشتر این کتاب‌ها برای متخصصان نوشته شده است تا برای خوانندگان معمولی، اما با توجه به ترجمه رسا و روان مترجمان کتاب، به نظر می‌رسد علاوه بر اهل فن، خوانندگان علاقه‌مند نیز بتوانند با بهره‌گیری از برخی مطالعات ضمنی در خصوص روان‌درمانی، هنر و هنردرمانی، از محتوای غنی کتاب، بهره‌مند شوند. هدف این کتاب هم مانند دیگر مجموعه کتاب‌های منتشر شده در حوزه درمان‌های خلاقانه عملی، ارائه متنی واضح، قابل استفاده و آموزنده در هنردرمانی است، به شیوه‌ای که نیاز به دانش اولیه در این رشته ندارد. همچنین کتاب مذکور، می‌تواند برای درمان‌گرهای هنری بسیار موثر واقع شود.

این کتاب برای دانشجویان، درمان‌گران و دانش آموختگان رشته‌های مرتبط، مراجعان آتی و تمام کسانی که ممکن است علاقه‌مند به کشف استعداد هنردرمانی برای افزایش رشد شخصی و شخصیتی خود باشند، نوشته شده است. در فصل اول کتاب، به این پرسش سهل و ممتنع پرداخته می‌شود که هنردرمانی چیست؟ در اینجا مشخص خواهد شد که یک هنردرمان گر منحصراً چه کاری را باید ارائه بدهد، کجا و با چه کسی تمرین کند تا بتواند اهداف و مأموریت‌های درمانی را در این خصوص محقق نماید.

ادواردز کوشیده است در پایان فصل اول کتاب خود، با آوردن پنج مطالعه موردی که اسامی درمانجویان آن‌ها به ضرورت حرفه‌ای، تغییر کرده است، کارمایه‌های ارائه شده در این فصل را برای خوانندگان تشریح نماید.

ادواردز همچنین در فصل دوم کتاب، به بررسی تاریخچه هنردرمانی پرداخته است. در ابتدای این فصل، با تشریح توان شفابخشی هنر و عوامل مؤثر در آن پرداخته و آن‌ها را چنین دسته بندی می‌نماید: استفاده از هنر در مذهب و کارهای معنوی، مباحث فلسفی درباره رابطه میان خلاقیت و جنون، پیشرفت در هنرهای تجسمی، کشف هنر بیگانه و هنر مجنون، اعتقاد به این که هنر نقش مهمی در رشد فکری و احساسی ایفا می‌کند و بالاخره، رشد نظریه‌های روان‌شناختی که ارزیابی مثبتی نسبت به رؤیا دیدن، خیال پردازی، بازی کردن و دیگر اشکال فعالیت‌های تخیلی مانند نقاشی یا طراحی دارند.

در فصل سوم کتاب، ادواردز به ظهور هنردرمانی به عنوان شغل در انگلستان پرداخته و پیرامون مفهوم واژه ضد روان‌پزشکی چنین می‌نویسد: «... واژه ضد روان‌پزشکی به منظور انتقاد از روان‌پزشکان و روش‌های آن‌ها آزادانه بیان می‌شد و این روند، بیشتر توسط توماس زاس و آر. دی. لئین ارائه شد. تغییرات اجتماعی ایجاد شده در دنیای غرب در دهه 1960، تأثیر به سزایی در روان‌پزشکی و نوع دید بسیاری از هنردرمان‌گران به کار آن‌ها گذاشت. همان گونه که هنزل می‌گوید، سیاست‌های انقلابی دهه 1960 در دو راستا در حال شکل گیری بود؛ سیاست‌های برونگرا به سمت کنش‌های اجتماعی و سیاست‌های درونگرا به سمت تجربیات روان شناختی... به خصوص این که هوشیاری باید رشد می‌کرد، گسترده می‌شد، تغییر می‌یافت و از طریق راه‌های دیگر دگرگون می‌شد. به مانند دوره رمانتیک، جنون دوباره به موضوع مورد علاقه و نگرانی عموم تبدیل شد. از این پس، درک و درمان بیماری‌های روانی به عنوان یک مشکل اجتماعی و نه صرفاً طبی مشاهده می‌شد.». نکته برجسته دیگر کتاب ادواردز، پرداختن به موضوع های سندیکایی هنردرمان‌گران در کشورهای مختلف است که می‌تواند گسترش جنبه‌های حرفه‌ای و حقوقی این صنف را در ایران نیز دربرگیرد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...