کتاب «فلسفۀ فیلم‌نامه» [A philosophy of the screenplay] اثر تد نانیچلی[Ted Nannicelli]، ترجمه احسان شاه‌قاسمی که به تازگی از سوی شرکت انتشارات علمی و فرهنگی به بازار کتاب روانه شده اثری است که می‌کوشد تا فیلم‌نامه را به صورت آنچه هست مطرح و تفاوتش با آنچه نیست را برجسته سازد.

فلسفه فیلم‌نامه [A philosophy of the screenplay] اثر تد نانیچلی[Ted Nannicelli]،

فیلمنامه یا سناریو (به فرانسوی: Scénario) داستانی است که همراه با توضیح صحنه‌ها برای ساخت فیلم نوشته می‌شود و به نویسندهٔ فیلمنامه، فیلم‌نامه‌نویس می‌گویند.

عناصر فیلمنامه از داستان و شخصیت‌ها، صحنه‌ها، سکانس‌ها، پرده‌ها، موسیقی، مکان‌ها و … تشکیل شده‌اند. فیلمنامه یا اسکریپت یک اثر نوشته شده توسط فیلم‌نامه‌نویس برای یک فیلم، برنامه تلویزیونی یا بازی ویدیویی است.

با پیشرفت تجهیزات و فناوری های مادی تولید فیلم، مباحث معنوی، هدف و محتوای فیلم ها بیش از پیش اهمیت یافته و فیلم نامه به عنوان والاترین جنبه ای که ذهنیت و اهداف سازندگان فیلم ها را نمایندگی می کند مطرح شده است.

بر این اساس امروز یکی از مهمترین جنبه های تولید آثار، فیلم نامه است؛ چیزی که از آن به عنوان استخوان بندی یک اثر یاد می شود. نگاهی به تولیداتی که به رغم استفاده از عوامل تولید یکسان (کارگردان، بازیگر، فیلمبردار و ...) خروجی های متفاوتی به لحاظ کیفی داشته اند یکی از جلوه هایی است که به خوبی اهمیت، توان و قدرت فیلم نامه را بازنمایی می کند. همچنان که برجسته ترین آثار سینمایی قرن گذشته همواره از دل فیلم نامه ای مسنجم و قدرتمند بیرون آمده اند.

به تازگی پژوهشگران رشته های مختلف - از جمله فلسفه، مطالعات فیلم و رسانه، و مطالعات ادبی - به زیبایی شناسی، تعریف و هستی شناسی فیلم نامه علاقه مند شده اند. این کتاب به پرسش های بنیادین فلسفی درباره سرشت فیلم نامه پاسخ می دهد: فیلمنامه چیست؟ آیا فیلم نامه هنر است یا اگر بخواهیم خاص تر بگوییم، آیا فیلمنامه ادبیات است؟

نانیچلی می نویسد: فیلم نامه یک مصنوع است؛ بنابراین فیلم نامه نویسان به صورت جمعی مرزهای آن را تعیین می کنند، و علاوه بر نویسندگان خوانندگان فیلم نامه ها نیز به صورت جمعی تعیین کننده سرشت هستی شناختی آن هستند. هر توصیف ممکن فلسفی فیلمنامه باید به شکل جدی به وسیله کردارهای جمعی خلاق و تحسین کننده محدود شود و چنین توصیفی باید بپذیرد که این کردارها نشان می دهند دست کم برخی فیلم نامه ها در زمره آثار هنری هستند.

فلسفه فیلم نامه در چهار بخش و ۹ فصل تدوین شده است و از رهگذر این فصول و سرفصل ها می کوشد تا مفهوم ذهنی از فیلم نامه را از دو منظر عمومی روشن سازد:

فیلم نامه چیست و چگونه است؟

بر این اساس نانیچلی در پیش گفتار کتاب می نویسد:
اگرچه تمرکز من به طور ویژه بر فیلم نامه است، امیدوارم معلوم شود اصطلاح «فیلم نامه» را برای اشاره به نه فقط متن فیلم، بلکه به مقوله گسترده از چیزها، از جمله تله _نمایش نامه ها و سایر متن های نوشته شده برای کار روی پرده (یعنی فیلم، ویدئو، نمایش های تلویزیونی و چیزهایی مثل آن ها) به کار می گیرم. علاوه بر آن، اگرچه کردار فیلم نامه نویسی نقطۀ اصلی تمرکز من نیست، در عین حال انتظار دارم آشکار شود که این کردار در مفهوم سازی من از چیستی فیلم نامه و چگونگی آن نقش بسیار مهمی دارد (صفحه ۵).

از جمله نکات برجسته در این کتاب تلاش مولف برای تعریف فیلم نامه با پاسخ به نظرات منتقدان درباره چیستی و چگونگی فیلم نامه از منظری دیگر است که مولف می کوشد صحت نظر خود را با تقابل آراء بیان کند؛ ضمن این که در این راه با ایجاد تقابل میان ایده خویش وآرای مخالف می کوشد تا از درستی و نادرستی موضوعات دفاع کند.

اگر بخواهم این مسئله را به طورر موجز اما نه با بی اعتنایی بیان کنم، باید بگویم که هدف کارول - و من - شناسایی هنر است، نه تعریف آن. هدف من از مرور ایرادهای دیویس عمدتا این است که نشان دهم کارول و من از بخش اعظم ایرادهایی که به منشا دغدغه ها برای تعاریف قصدمند-تاریخی هنر (نظیر تعریف لوینسون) تبدیل شده اند، مصون هستیم. خاص تر اینکه، امیدوارم رد ایراد دیویس از سوی من، مرا از آن قِسم انتقداهایی ایمن بدارد که معمولا با چنین سوالاتی همراهند (صفحه ۱۲۸).

در نهایت یکی از موارد مهم در کتاب فلسفه فیلمنامه این است که مولف پس از توضیح چیستی فیلم نامه سوال متعاقب آن یعنی «فیلم نامه چگونه چیزی است» را پیش می کشد و پاسخ به آن را به عنوان وظیفه خود در تشریح این موضوع مطرح می سازد.

این واقعیت که فیلم نامه ها توانایی هدایت همان گونه تصویرسازی ذهنی را دارند که در دیگر آثار ادبی آشنا هم وجود دارد (و با همان ابزارهایی که در این آثار ادبی هم وجود دارد)، هم یک دلیل دیگر است که بگوییم بسیاری از فیلم نامه ها ادبیات هستند؛ اما همانطور که من تلاش کردم در این فصل بر آن تاکید کنم، فقط این نیست که بگوییم فیلم نامه ها به دلیل فرم یا داستانشان شبیه به آثار ادبی هستند؛ بلکه من اذعان می کنم فیلم نامه ها به همان نوع تجربیاتی اجازه بروز می دهند که در آثاری مثل شعر و داستان اجازه ظهور می یابند؛ یکی از تجربیاتی که به نظر می رسد برای تحسین ادبیات بسیار مهم است (صفحه ۳۸۴).

فلسفه فیلم نامه در ۴۶۵ صفحه و شمارگان هزار نسخه توسط انتشارات علمی و فرهنگی در سال ۱۳۹۹ به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...