نمایشنامه «ماجرای عجیب سگی در شب» نوشته سایمون استیونز با ترجمه افسانه کمالی وارد بازار کتاب شد.

به گزارش مهر، این نمایشنامه که براساس رمانی به همین نام نوشته مارک هادون به نگارش درآمده است توسط نشر آواژ منتشر شده است.

این نمایشنامه تاکنون جوایز بسیاری را از آن خود کرده است که از جمله آنها می‌توان به برنده جایزه لارنس اولویر در سال ۲۰۱۳، برنده جایزه تونی در سال ۲۰۱۵، برنده جایزه دراما دِسک در سال ۲۰۱۵، برنده جایزه دراما لیگ در سال ۲۰۱۵ و برنده جایزه حلقه منتقدان بیرونی در سال ۲۰۱۵ اشاره کرد.

«ماجرای عجیب سگی در شب» در طول ۵ سال گذشته در بریتانیا و نقاط دیگر دنیا به صحنه رفته و جرو پرفروش‌ترین آثار نمایشی بوده است.

وقایع این نمایشنامه در انگلستان می‌گذرد و در واقع هسته اصلی داستان شرح سفر پرماجرای قهرمان داستان از سوئیندون به لندن است. داستان از زبان کریستین بون که دختری مبتلا به اوتیسم است، بیان می‌شود و از همین رو لحن ویژه و منحصربه‌فردی دارد. او به علت این بیماری خاص از درک مسائل عادی زندگی عاجز است، اما هوش فوق‌العاده‌ای دارد و دنیا را متفاوت می‌بیند.

این اثر نمایشی خرداد و تیر ۹۷ به کارگردانی افسانه زمانی و بازی شای لین اسداللهی، رویا دعوتی، فرزام رنجبر، صبا سرور، علی پویا قاسمی، علی نجفی در عمارت نوفل لوشاتو به صحنه رفت. علی شمس نیز در این اجرای نمایشی به عنوان مشاور کارگردان در کنار گروه بود.

هنر |
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...