نخستین چاپ کتاب «چگونه از هر روایتی فیلمنامه اقتباس کنیم؟» [How to adapt anything into a screenplay] به قلم ریچارد کرولین [Richard W. Krevolin] وارد بازار نشر شد.

چگونه از هر روایتی فیلمنامه اقتباس کنیم؟» [How to adapt anything into a screenplay]  ریچارد کرولین [Richard W. Krevolin]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، فیلم و سینما یکی از مهم‌ترین سرگرمی‌های دنیا محسوب می‌شود تا جایی که در بسیاری از نقاط دنیا به این سرگرمی به چشم صنعتی پردرآمد و موفق نگاه می‌شود. ریچارد کرولین، نویسنده، نمایشنامه‌نویس و فیلمنامه‌نویس از اساتید دانشگاه UCLA لس‌آنجلس است که در گروه سینما این دانشگاه فعالیت دارد. کرولین کتاب «چگونه از هر روایتی فیلمنامه اقتباس کنیم؟» را با اتکای به تجربیات عملی و آموزشی که در سالیان طولانی کسب کرده، نوشته است. از طریق تحلیل نمونه‌هایی از فیلم‌های اقتباسی به معرفی، تبیین و ارائه روش خلاقانه و کاربردی خود در زمینه نگارش فیلمنامه‌های اقتباسی می‌پردارد و مخاطب را با مؤلفه‌های اصلی روش خود در نگارش فیلمنامه اقتباسی مورد نظرش آشنا می‌کند.

در این اثر هر آنچه که مخاطب برای اقتباس ادبی نیازمند است پیش رویش قرار داده می‌شود تا با اتکا به آن بتواند از متنی که خوانده است، چه مقاله باشد یا قطعه‌ای کوتاه، چه داستان کوتاه باشد یا رمان و… اقتباس متنی مناسب با فیلمنامه را انجام دهد. همچنین از آنجایی که اقتباس گاه وقایع حقیقی را در بر می‌گیرند، کرولین در فصلی از کتاب به نحوه شخصیت‌پردازی و گلچین ویژگی‌های یک قهرمان خارق‌العاده از میان ترکیبی از اشخاص واقعی نیز می‌پردازد.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «داستان هر فیلمی نهایتاً به مفهوم و کلمه‌ای واحد ختم می‌شود. رمانی که در حال کار رویش هستید ممکن است با بی‌شمار تم و واقعه سروکار داشته باشد، اما فیلمنامه‌ای که از روی این رمان چند لایه‌ای می‌نویسید باید مجدداً به شکلی پرداخت شود که بتوان کلیت آن را در یک کلمه خلاصه کرد. هر فیلم خوبی را که انتخاب کنید، می‌بینید فقط حول یک چیز واحد است. مثلاً تایتانیک درباره «عشق» بود. درست است. خیلی از فیلم‌ها درباره عشق‌اند ولی لطفاً به این «یک کلمه» گیر ندهید! در عوض از آن به‌عنوان نقطه شروعی برای حرکت به جلو بهره ببرید. به اضافه آن، این «کلمه» می‌واند مثل سیم ظرف‌شویی مواد و عناصر بی‌فایده و ناهمخوان با داستان‌تان را از بطن آن جدا کند و شما را متمرکز نگه دارد.»

کتاب «چگونه از هر روایتی فیلمنامه اقتباس کنیم؟» در ۳۵۰ صفحه به قیمت ۷۰ هزار تومان برای علاقه‌مندان به نویسندگی، فیلم و سینما و فیلمنامه‌نویسی از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر شده است.

[این کتاب پیش از این توسط بنیاد سینمای فارابی وتحت عنوان «چگونه از هر چیزی فیلم‌نامه اقتباس کنیم» منتشر شده بود.]

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...