مدیر آژانس ادبی و ترجمه پل اعلام کرد کتاب «بی‌کتابی» نوشته محمدرضا شرفی‌خبوشان به زبان صربی در کشور صربستان منتشر شد.

بی‌کتابی محمدرضا شرفی‌خبوشان

به گزارش کتاب نیوز، مجید جعفری‌اقدم به خبرنگار ایرنا گفت: سال گذشته طی قراردادی کپی‌رایت ترجمه و نشر این کتاب توسط آژانس ادبی و ترجمه پل میان انتشارات شهرستان ادب از ایران و انتشارات اتوپیا از صربستان به ناشر صربی واگذار شد.

به گفته مدیر آژانس ادبی و ترجمه پل کتاب حاضر رمانی است که نگاه به یک واقعه تاریخی دارد و سعی کرده ارزش‌گذاری به کتاب توسط ایرانیان را زیر ذره‌بین قراردهد. اینکه چقدر در طول تاریخ ایرانیان کتاب را مورد توجه قرار داده‌اند.

نسخه فارسی کتاب بی‌کتابی در سال ۱۳۹۵ توسط انتشارات شهرستان ادب منتشر شد. این کتاب برگزیده دهمین جایزه ادبی جلال آل‌احمد، برنده سی و پنجمین دوره جایزه کتاب سال در سال ۱۳۹۶ و هفدهمین دوره انتخاب کتاب سال شهید حبیب غنی‌پور شده است.

کتاب بی‌کتابی یک رمان تاریخی با موضوع کتاب است. وقایع رمان در روزگار قاجار اتفاق می‌افتد. نویسنده در رمان بی‌کتابی نگاهی دارد به جایگاه و ارزش کتاب در زندگی ایرانیان. کتابداری به نام لسان‌الدوله در روزگار مظفرالدین شاه قاجار به ریاست کتابخانه منصوب می‌شود. در دوره ریاست او قریب به ۵۰۰۰ جلد کتاب نفیس از کتابخانه گلستان به سرقت می‌رود. شخصیت اصلی داستان یک دلال کتاب است که فنون و هنرهای مرتبط با کتاب را به خوبی می‌شناسد. این وقایع با ماجرای به توپ بستن مجلس در هم تنیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...