چهاردهمین چاپ کتاب «مشروطه ایرانی» نوشته ماشالله آجودانی توسط نشر اختران منتشر شد.

مشروطه ایرانی نوشته ماشالله آجودانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر اختران چهاردهمین چاپ کتاب «مشروطه ایرانی» نوشته ماشالله آجودانی را با شمارگان هزار نسخه، ۵۶۰ صفحه و بهای ۱۱۰ هزار تومان منتشر کرده است.

آجودانی این کتاب را سال ۱۳۷۶ نوشت و چاپ نخست آن در سال ۱۳۸۲ در با شمارگان پنج هزار نسخه و بهای ۴۲۰۰ تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

«مشروطه ایرانی» ۱۹ بخش دارد که ذیل دو سر فصل کلی «قدرت و حکومت» و «از دفتر روشنفکری» سامان یافته‌اند.

سرفصل «قدرت و حکومت» شامل ۱۰ بخش است که عناوین آن به ترتیب عبارتند از: «گذرگاه خشونت»، «تلقی شیعه از حکومت»، «ولایت فقیه در دوره قاجار»، «وحدت تصوف و تشیع»، «مجتهدان طرفدار ولایت فقیه»، «روحانیون و قدرت، روشنفکران و آزادی»، «اندیشیدن و آزادی»، «ملت و دولت»، «ملت و ملی» و «اختلاف ملت و دولت».

سرفصل «از دفتر روشنفکری» نیز شامل ۹ بخش است که عناوین آن به ترتیب عبارتند از: «درقلمرو ترس: عصر سنت و نوآوری»، «مشیرالدوله»، «مستشارالدوله»، «رشدیه و مدارس جدید»، «میرزاعلی خان امین‌الدوله»، «افسانه‌ی مَلکم»، «در جست‌وجوی اصلیت مشروطه»، «بحران تجدد» و «اجتماعیونِ عامیون».

نهضت مشروطه و مفاهیم اساسی مرتبط با آن، به ویژه مقولاتی چون ولایت فقیه تلقی شیعه از حکومت، مفاهیم ملت و دولت، نوع ارتباط آنها با یک دیگر و مفهوم جدید ملت، همچنین نقش و تاثیر اندیشه‌ها و آثار روشنفکران عصر قاجار، بویژه دوره ناصری و دوران مشروطه، مانند مشیرالدوله، مستشارالدوله، رشدیه، امین الدوله، میرزا ملکم خان، آخوندزاده، میرزا آقاخان کرمانی و دیگران در روند تحولات و ایجاد گسترش و یا تغییر مفاهیم اساسی پیش گفته، موضوع کتاب حاضر را تشکیل می‌دهند.

چون موضوع مشروطیت در اساس به حکومت و شیوه حکومت مربوط می‌شود، ناگزیر بخش مهمی از این کتاب به بحث درباره حکومت و مهمتر از آن به بحث درباره تلقی شیعه از حکومت اختصاص یافته است و البته به دلیل آنکه یکی از بحث‌های مهم نظری فقهای شیعه در دوره قاجار به ولایت فقیه مربوط می‌شد، دامنه بحث به موضوع ولایت در عرفان ایرانی هم کشیده شده است.

همچنین با توجه به آنکه این مفهوم از ولایت در معنای حکومت و کشور داری، با تلقی شیعه از مفهوم حکومت و ملت و دولت ارتباط تنگاتنگ داشت، چند بحث مهم این کتاب، به بررسی مفهوم ملت و دولت و بررسی ساختار آن در پیشینه فرهنگی ایرانیان اختصاص یافته است. جزئیات این بررسی نشان می‌دهد که ساختار جدید مفهوم دولت و ملت، آن گونه که در مشروطیت ایران شکل گرفته بود، تماماً مبتنی بود بر ساختار تلقی شیعه از ملت و دولت تا این ساختار از طریق زبان، زبان تاریخی و برداشت‌های متفاوت به درستی فهمیده نمی‌شد، رویدادهای تاریخ، زبان باز نمی‌کردند تا تناقض تجدد و مشروطیت ایران را به نمایش بگذارند. بسیاری از نتیجه گیری‌های ناروا در تاریخ نگاری معاصر از بی‌توجهی به این ساختار و از بی‌توجهی به زبان تاریخی این ساختار، سرچشمه گرفته است.

آجودانی در این کتاب نهضت مشروطه را یک «انقلاب ناقص» می‌نامد و بر این اعتقاد است که «انقلاب ناقص مشروطه نتوانست به یکی از مهمترین آرزوهای مشروطه‌خواهان یعنی آرزوی اتحاد ملت و دولت جامه عمل بپوشاند و نقطه پایانی بر این اختلاف دیرینه نهد، اختلافی که از درون و برون فرهنگ ما سر برمی‌کشید و در فضای استبداد زده جامعه ما می‌بالید تا به عنوان یکی از اساسی‌ترین موانع، سد راه رشد و گسترش جامعه مدنی شود.

................ هر روز با کتاب ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...