کتاب «نبردهای دریایی آلمان: تاریخ مصور جنگ جهانی دوم» [Kriegsmarine : the illustrated history of the German Navy in WWII] نوشته رابرت جکسون [Robert Jackson] به‌تازگی با ترجمه محمد قهرمانی توسط انتشارات آرمان رشد منتشر و راهی بازار نشر شد.

نبردهای دریایی آلمان: تاریخ مصور جنگ جهانی دوم» [Kriegsmarine : the illustrated history of the German Navy in WWII] نوشته رابرت جکسون [Robert Jackson]

به گزارش مهر، درگیری نیروی دریایی آلمان با ناوگان جنگی و تدارکاتی متفقین در جنگ جهانی دوم که به نبرد آتلانتیک معروف شد، یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های متفقین در آن‌برهه تاریخی بود. آلمان‌ها روی سطح و زیر آب به متفقین حمله می‌کردند و متفقین نیز در فرازهایی هم دفاع و هم حمله می‌کردند. یکی از مسائل مهمی که در این‌کتاب به آن پرداخته می‌شود، پاسخ به این‌سوال است که چرا پس از ۶ سال، عملیات فشرده شبانه‌روزی، فعالیت آلمان‌ها به شکست انجامید.

آلمانی‌ها در سال‌های اول جنگ، ابتکار عمل را به دست داشتند اما با اتفاقاتی که افتاد و شکسته‌شدن رمز ماشین‌های پیشرفته انیگما، ابتکارعمل به دست متفقین افتاد و مقدمات شکست آلمان در آتلانتیک فراهم شد.

رابرت جکسون نویسنده این‌کتاب از نویسندگان و کارشناسان تاکتیک‌های نظامی است که در کتاب پیش‌رو، نبرد آتلانتیک و جنگ‌های دریایی جنگ جهانی دوم را تشریح کرده است. این‌کتاب ۷ فصل دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از: «تجدید حیات»، «یو_بوت‌ها»، «رزمناوهای هجومی»، «حمله سریع (اس_بوت‌ها)»، «ناوهای سنگین»، «رزمناوها و ناوشکن‌ها» و «شناورهای اسکورت».

جکسون در فصل‌های این‌کتاب،‌ اماکن و چگونگی نبردهای ناوگان تهاجمی آلمان با متفقین را توضیح داده است.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

تسخیر نبادر کرانه آتلانتیک فرانسه در ادامه شکست آن کشور در تابستان ۱۹۴۰ موقعیت بسیار حائز اهمیتی برای یو_بوت‌ها فراهم کرد. آن‌ها آن‌هنگام می‌توانستند مستقیما به مناطق گشت‌زنی خود در اقیانوس اطلس _آتلانتیک از طریق خلیج بیسکی وارد شوند و از نزدیک با هواپیماهای دریابرد و شناسایی فوکه_ وولف ۲۰۰ پیوستگی عملیات داشته باشند. این هواپیماها از پایگاه‌های ساحل آتلانتیک برمی‌خاستند. حتی پیش از آنکه پایگاه‌های آتلانتیک در اختیار آن‌ها قرار گیرد، یو_بوت‌ها با موفقیت‌های فزاینده‌ای روبه‌رو می‌شدند. در ژوئن ۱۹۴۰، آن‌ها توانستند ۵۸ کشتی به ظرفیت تناژی در حدود ۳۰۰۰۰۰ تن را به اعماق بفرستند. این بزرگ‌ترین پیروزی زیردریایی‌ها تا آن تاریخ بود.
اکثر حملات یو_بوت‌ها در شب و در سطح آب صورت می‌پذیرفت و زیردریایی‌ها در دسته‌های چهارتایی یا بیشتر عملیات می‌کردند. اگر یکی از آن‌ها با یک کاروان کشتی روبه‌رو می‌شد دیگران را نیز خبر می‌کرد و حملات در آن قسمت آغاز می‌شد. این‌راهبرد موفقیت شایایی حاصل کرد. این در حالی بود که در نیمه دوم سال ۱۹۴۰ آلمان‌ها هرگز بیشتر از ۱۵ یو_بوت در یک زمان واحد، در منطقه عملیات نداشتند. تا اوایل ۱۹۴۱ در حقیقت تعداد بیشتری زیردریایی ایتالیایی نسبت به یو_بوت‌های آلمانی در آتلانتیک در حال عملیات بودند. ایتالیایی‌ها به‌دنبال ورود کشورشان به جنگ در ژوئن ۱۹۴۰ زیردریایی‌های خود را مقابل بنادر فرانسه در آتلانتیک آرایش داده بودند. آن‌هنگام حتی با از بین رفتن منابع تدارکاتی، آلمان‌ها قادر بودند تلفات سنگینی به کاروان متفقین وارد کنند: بین ۱۸ و ۲۰ اکتبر ۱۹۴۰، به‌طور مثال کاروان کشتی‌های اس‌سی۷ و اچ‌ایکس ۷۱ سی‌ویک کشتی در اثر حمله یو_بوت‌ها از دست دادند.

این‌کتاب با ۲۵۸ صفحه مصور، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۵۴ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...