به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، نشست نقد و بررسی کتاب «مُثمِر» نوشته سراج‌الدین علی‌خان آرزو با مقدمه و تصحیح سید محمد راستگو با سخنرانی و نقادی احمدرضا قائم‌مقامی، مهدی رحیم‌پور و بهمن بنی‌هاشمی یکشنبه 14 شهریور به صورت مجازی و در فضای اسکای روم از سوی انجمن علمی دانشجویی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران برگزار شد.

مُثمِر» نوشته سراج‌الدین علی‌خان آرزو

سراج‌الدین علی‌خان آرزو، (1099-1169ق)، شاعر، نویسنده، ادیب و دانشمند برجسته سده دوازدهم است که در میان نوشته‌های او کتاب «مثمر» جایگاهی ویژه دارد؛ چرا که این کتاب نخستین کتابی است که در فارسی و در زمینه زبان‌شناسی (علم اللُّغه) نوشته شده است. آرزو کتاب را بر بنیاد کتاب المُزهِر سیوطی (849-911 ق) ساخت و سامان داد و در چهل‌ودو بخش، موضوعات گوناگونی چون ترادف، اشتراک، تباین، توافق، حقیقت و مجاز، اتباع و ابدال و ... را در زمینه زبان فارسی بررسی کرده است. وی در لابه‌لای بررسی‌هایش چه بسا به ریشه‌یابی برخی واژه‌ها پرداخته، چنان که پیوند و هم‌ریشگی بسی از واژگان فارسی با زبان هندی را نشان داده است. آرزو به شیوه همیشگی‌اش نقد دید‌گاه‌های دیگران را از یاد نبرده، و در همه این زمینه‌ها نکته‌سنجی‌ها کرده، و گاه به خطا نیز رفته است.

راستگو در بخشی از مقدمه خود به بیان آثار قلمی آرزو می‌پردازد. وی معتقد است که آرزو در برخی از نوشته‌هایش چون مجمع‌النفایس و عطیه‌ کبری بیش‌تر آثار خود را نام برده و کار پژوهش را آسان ساخته است. اما درباره نوشته‌هایی که به نام او آورده‌اند، چند و چون هست. مصحح، آثار آرزو را به چند دسته تقسیم کرده است. فرهنگ‌نویسی، نقد ادبی، بلاغت، دستورزبان، شرح‌نویسی، زبان‌شناسی، تذکره‌نویسی و سروده‌ها از جمله زمینه‌های تألیفی آرزو قلمداد شده است.

نسخه آستان قدس معتبرتر است
مهدی رحیم‌پور، استاد گروه شبه‌قاره فرهنگستان با اشاره به نسخه مورد تصحیح سید محمد راستگو گفت: چون خودم در حال تصحیح این اثر هستم شاید جالب نباشد در این نشست به نقد تصحیح بپردازم، هر چند برخی نکات را به صورت مکتوب به مصحح یادآور خواهم شد. اما درباره نسخه‌ای که مصحح ما با تکیه بر آن کتاب «مثمر» را تصحیح کردند، باید اشاره کنم این تصحیح بر اساس نسخه موجود در کتابخانه رامپور بوده که منسوب به خط خود آرزوست به این دلیل از لفظ منسوب استفاده می‌کنم که چندان مشخص نیست که کاتب آن کیست.

وی ادامه داد: هر چند قرائن نشان می‌دهد که خط خود آرزوست، اما من با احتیاط می‌گویم منسوب به خط آروز. به نظر می‌رسد آن نسخه، نسخه اولیه «مثمر» بوده و بعدها آرزو آن را مورد جرح و تعدیل و دستکاری قرار داده است. اگرچه نسخه آستان قدس نسخه بسیار دقیقی است و به نظرم تحریر نهایی «مثمر» است و متاسفانه جناب راستگو در تصحیح خود تنها به یک نسخه کتابخانه رامپور اکتفا کرده است.

وی به دو دلیل کتاب «مثمر» را مهم برشمرد و افزود: علی‌خان آرزو بدون تردید یکی از شخصیت‌های برجسته تاریخ زبان ادب فارسی است و تنوع آثار او در زمینه‌های مختلف ادبی اعم از فرهنگ، زبان‌شناسی و نقد ادبی گواه این مدعاست، اما «مثمر» یکی از مهم‌ترین آثار آرزوست و بعد از کتاب «تنبیه الغافلین» در ایران شناخته شده است، با این حال دلیل شناخته شدن «مثمر» در ایران به دو دلیل عمده است، نخست ویژگی و موضوع منحصر به فرد این رساله درباره زبان‌شناسی است، هر چند قبل از آن من حداقل خبر ندارم کسی به بحث زبان‌شناسی در زبان فارسی بپردازد. دلیل دوم این است، وقتی ریحانه خاتون سال 1991 این کتاب را چاپ کرد، دو نفر از محققان طراز اول و دانشمندان معاصر، دکتر احمد تفضلی و محمدرضا شفیعی کدکنی 10 سال پس از انتشار کتاب را معرفی کردند.

استاد گروه شبه‌قاره فرهنگستان بیان کرد: هر چند تصور می‌کنم شفیعی کدکنی توصیه کرد فردی در ایران این کتاب را بر اساس نسخه‌های معتبر تصحیح و چاپ کند. زنده‌یاد تفضلی هم از کتاب به لحاظ زبانی تمجید کرد. لذا کتاب بسیار مهمی است با وجود اشکالات و اشتباهاتی که در آن است، هر چند شاید به نوعی بتوان گفت اشکالات و اشتباهات آن قابل اغماض است، زیرا باید زمان و امکانات دوره آرزو را در نظر گرفت و این کتاب به لحاظ بافت تاریخی خودش حائز اهمیت است.

رحیم‌پور با اشاره به اهمیت و ویژگی‌های مثمر عنوان کرد: در این کتاب به موضوعات مهمی پرداخته شده است که در این زمینه به چند نکته اشاره می‌کنم، نخست موضوع سبک‌شناسی است که آرزو در «مثمر» طی یک صفحه به سبک شعر فارسی از ابتدا تا دوره خودش پرداخته که به نظرم دقیق و جالب است.

وی با انتقاد از برخی مبالغه‌گویی‌ها درباره علی‌خان آرزو در ایران به سخن خود پایان داد و گفت: این‌که آرزو در میان هم‌عصران خودش از نبوغ بسیار بالایی برخوردار بود تردیدی در آن نیست. او فردی باهوش، دانشمند و خیلی دقیق و پرکار بود، اما اخیرا یکسری ستایش‌های اغراق‌آمیز و مبالغه‌آمیزی به‌ویژه پس از چاپ کتاب «مثمر» شنیدم که به نظرم چندان منطقی نیست؛ مثل بزرگ‌ترین سبک‌شناس، دقیق‌ترین ‌و مهم‌ترین شعرشناس ادب فارسی!! در این که علی‌خان آرزو سبک‌شناس و شعرشناس بزرگی است، شکی در آن نیست؛ اما به نظرم به اغراق و مبالغه نیازی نیست؛ چنانکه آرزو در همین اثر و سایر آثارش کم اشتباه ندارد.

کاش چرخ از نو اختراع نمی‌شد!
بهمن بنی‌هاشمی یکی دیگر از منتقدان درباره «مثمر» عنوان کرد: به نظرم بهتر بود مصحح «مثمر» سایر آثار علی‌خان آرزو را از نظر می‌گذراند و از نو چرخ ابداع نمی‌شد، زیرا مسلم است که علم ادبیات‌شناسی و همچنین نقد ادبی و زبان در هندوستان آن روزگار رخ داد و اطلاعاتی در آثار آن بزرگواران مانند خان آرزو، آزاد بلگرامی، امام صفایی و نجم‌ غنی رامپوری و دیگران به دست آمد که به طور کل از دید بزرگانی که پایه‌های دستور فارسی را در روزگار معاصر بنیان گذاشتند، از جمله «پنج استاد» مغفول بوده و تا حدود زیادی یکی از تحولاتی که در این علم رخ داده است و نقدهایی که به هم داشتند، معمولا دیده نشده و بسیاری از مباحث از نو مطرح و به آن پرداخته شده است.

وی با انتقاد از ذکرنشدن نام کامل کتاب در مقدمه و جلد افزود: بسیاری از دریافت‌ها و یافته‌هایی که در آثار بزرگان ادب فارسی هندی است، به طور کل بلااستفاده مانده و دیده نشده است از زمره این آثار کتاب «مثمر» است، بحث را از نام اثر آغاز می‌کنم، در بسیاری از منابع مانند «جواب شافی» وارسته سیالکوتی یا «نهج‌الادب» غنی‌خان رامپوری هر وقت به «مثمر» ارجاع می‌دهند، نام کامل‌تر آن را «مثمرالفواید یا اصل الاصول» آوردند، در حالی که محمد راستگو در تصحیح خود نه در مقدمه نه بر جلد به نام کامل آن اشاره‌ای نکرده است.

این پژوهشگر اظهار کرد: به طور خلاصه باید عرض کنم چنین آثاری چون مربوط به تاریخ علم هستند، به نظرم پرداختن به آنها مستلزم این است که شخص مصحح سیر تطور این علم را بررسی کرده باشد و دست کم در حواشی و مقدمه آن اثر به چنین تغییر و تحولاتی اشاره‌ کند. حال اگر چنین نیست حداقل سایر آثار خان آرزو که نظراتی متفاوت با «مثمر» دارد، در مقدمه یا حواشی دست‌کم به آنها اشاره بشود که هیچ‌کدام از این کارها صورت نگرفته است.

احمدرضا قائم‌مقامی، استاد دانشگاه تهران نیز در این نشست به نقد تصحیح کتاب پرداخت و در این زمینه با ذکر صفحاتی از کتاب بعضی اشتباهات تصحیح را یادآور شد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

خود را با نسخه دیگری از رمان روبه‌رو خواهد دید... هر آنچه از راسکلنیکف، سونیا مارملادوف، سویدریگایلف، دونیا خواهر راسکلنیکف و حتی شخصیت‌های فرعی مانند لوژین و رازومیخین شنیده بودیم، مانند نوک کوه یخی بوده که بخش اعظم آن هویدا نبود... همسر با وفای داستایفسکی پس از گذشت 30سال از مرگ نویسنده این یادداشت‌ها را به دولت تسلیم می‌کند... یادداشت‌ها درواقع مرحله جنینی و پرورش شخصیت‌ها و روانشناسی آنهاست ...
آن‌چنان که فکر می‌کنیم در ادوار تاریخی اندیشه‌ ایرانی یک‌دست نبوده است... سنت ایرانی هیچ‌گاه خالی از اندیشه حکومت نبوده است... تمام متن در ذیل سپهر کیهان‌خدایی پر از تاثیر بخت و اقبال و گردش چرخ و ایام است... پادشاهی امری الهی است... باید زمان طی می‌شد تا انسان ایرانی خود به این باور برسد که سرنوشت به دست خویشتن است... اطراف محدود ما که می‌تواند نظام کل هرکسی باشد؛ بازتاب احوال و درک اوست ...
بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...