ثمر بخش و مفید | اعتماد


«مُثمر» نخستین کتاب فارسی درباره زبان‌شناسی و علم‌اللغه است که سراج‌الدین علی‌خان آرزو دانشمند و شاعری هندی حدود 300 سال پیش آن را نگاشته است و دکتر سید محمد راستگو آن را تصحیح کرده و بر آن مقدمه نوشته است. سراج‌الدین علی‌خان آرزو اکبرآبادی گوالیاری (1169-1099 ه.ق) معروف به خانِ آرزو و ملقب به استعدادخان و متخلص به آرزو شاعر، نویسنده، ادیب و دانشمند بسیار برجسته و بزرگ سده دوازدهم، اگر چه هندوستانی است و زبان مادری او اردو است با نوشته‌های پر برگ و بار و گوناگون، و پژوهش‌ها و نکته‌سنجی‌های نو و نابش، زبان و فرهنگِ فارسی را تا همیشه وامدارِ خود کرده است. او در بسیاری از دانش‌های عقلی و نقلی، به‌ویژه در دانش‌های ادبی و به‌ویژه‌تر در شاخه‌هایی مانند زبان‌شناسی، سبک‌شناسی و نقد ادبی نه تنها در میانِ هندیان که در میانِ ایرانیان نیز همانندی نداشت.

«مُثمر» نخستین کتاب فارسی درباره زبان‌شناسی و علم‌اللغه است سراج‌الدین علی‌خان آرزو

آرزو در دوره‌ای که بوی سلطه انگلیسی‌ها از گوشه و کنار هندوستان به مشام می‌رسید و صدای خاموش شدن زبان فارسی شنیده می‌شد، تمام تلاش خود را کرد تا آخرین نفس‌های زبانِ فارسی در هند عمیق و دقیق باشد و گواه این کلام آثار پربرگ و بار و گوناگون اوست که به بیان مضامین و نام برخی از آثار او اکتفا می‌کنم. در فرهنگ‌نویسی: سراج‌اللغه، چراغ هدایت، زواید الفواید، نوادر الالفاظ، نقد ادبی: تنبیه الغافلین، احقاق الحق، دادِ سخن، سراجِ منیر، سراج وهاج، بلاغت: عطیه کبری، موهبتِ عظمی، دستور زبان: معیارالافکار، شرح‌نویسی: خیابانِ گلستان، شکوفه‌زار، شرح قصاید عرفی، شرح قصایدخاقانی، زبان‌شناسی: مثمر، تذکره‌نویسی: مجمع‌النفایس و از میان سروده‌ها: دیوان اشعار بیش از سی هزار بیت، مثنوی جوش و خروش، مثنوی حُسن و عشق، عبرت‌فسانه، مثنوی مهر و ماه. مُثمِر که نکته‌سنجانه‌ترین و پربارترین و پس از مجمع‌النفایس پربرگ‌ترین نوشته آرزوست، نخستین کتابِ فارسی‌ است که در زمینه زبان‌شناسی (= علم اللغه) نوشته شده است: زبان‌شناسی در معنی گسترده و گذشته واژه که واج‌شناسی، معنی‌شناسی، صرف و نحو و ... را فرا می‌گیرد.

اینکه نخستین کتاب زبان‌شناسی فارسی را یک هندی می‌نویسد، شاید ریشه در این داشته باشد که هند در زمینه پژوهش‌های زبان‌شناختی پیش‌گام است و نخستین بررسی‌ها و نوشته‌ها در این زمینه، در این سرزمین انجام گرفته است و پیشینه این‌گونه پژوهش‌های آنان به چندین سده پیش از میلاد می‌رسد. در آن روزگارانِ بسیار دور، آنان در زمینه زبان و زبان‌شناسی، با رویکردهای گوناگون، به پیشرفت‌های شایان رسیده بودند. شاید بتوان گفت ژن و ژنم بررسی‌های زبان‌شناختی در هندیان به ویژه ادیبانِ آنان بیش از دیگران است. مُثمِر چنانکه خودِ آرزو در دیباچه یاد کرده بر بنیاد کتاب المزهر سیوطی (911 – 849 ه.ق) بنیاد نهاده شده است. المزهر فی علوم‌اللغه و انواعها یکی از صدها نوشته سیوطی دانشمند بسیاردانِ بسیارنویسِ مصری است که آدمی در برابر گستره دانسته‌ها و نوشته‌های او جز شگفتی راهی ندارد. آرزو ارزش کتاب المزهر را به خوبی شناخته و به همین سبب سعی کرده است با سرمشق‌گیری از آن نخستین کتابِ زبان‌شناسی فارسی را با نام مُثمِر پدید آورد. نامی که آشکارا در ساخت و معنی از نام مزهر الگو گرفته است؛ مزهر از «زهره» به معنی گل و شکوفه است و روی هم به معنی شکوفا، و پُر گل و شکوفه. مثمر نیز از «ثمر» به معنی میوه است و روی هم به معنی میوه‌دار و پربار و به مجاز سودمند و ثمربخش، و راستی که کتاب آرزو نیز بسی سودمند و ثمربخش است.

ساختارِ کتاب مثمر بر چهل و دو بخش بنیاد گرفته و هر بخش «اصل» نامیده شده، بخش‌هایی که گاه بسیار کوتاه‌اند و بیش از چند سطر نیستند مانند اصل پانزدهم: در معرفتِ افراد و گاهی بسیار بلند و ده‌ها صفحه و بیشتر، مانند اصل سی و نهم: در بیانِ کلمات غیرِ مفرده که بیش از 200 صفحه است. گاه نیز بخش‌ها به ویژه بخش‌های بلند زیر‌بخش‌هایی دارند با نام‌هایی چون: تذییل (نوشتن در ذیل چیزی)، تذنیب (دنباله‌دار کردن)، تنبیه (بیدار کردن)، فایده (سود)، فایده جلیله (سود بزرگ)، بشنو، بدان‌که، مخفی نماند و... آرزو در این اصل‌ها به مسائل گوناگونی چون ترادف، اشتراک، تباین، توافق، حقیقت و مجاز، اتباع، ابدال و ... را در زمینه زبانِ فارسی بررسی کرده است، در لابه‌لای بررسی‌هایش به ریشه‌یابی برخی واژه‌ها پرداخته، چنانکه پیوند و هم‌ریشگی بسیاری از واژگان فارسی با زبان هندی را نشان داده است. به شیوه همیشگی‌اش نقد دیدگاه‌های دیگران را از یاد نبرده و در همه این زمینه‌ها نکته سنجی‌ها کرده و گاه به خطا نیز رفته است.

مصحح کتاب دکتر سید محمد راستگو سی سال پیش با نظریه «تلخ‌خوش» به جهان ادبیات فارسی معرفی شد و با تصحیح دیوان حافظ و ترجمه و تالیف ده‌ها کتاب خدمات شایسته‌ای به دوستداران زبان فارسی کرده است و اکنون با تصحیح متن دشوار و بدخوان مُثمر کمک بسیار بزرگی به پژوهشگران زبان و ادب فارسی نموده‌اند. در تصحیح متن مثمر از نسخ متعددی به شرح زیر استفاده شده است: دو میکروفیلم از نسخ آستان قدس رضوی که یکی از نسخه کتابخانه ناصریه لکهنو تهیه شده است؛ میکروفیلمی از نسخ دانشگاه تهران که از کتابخانه انجمن آسیایی بنگال تهیه شده است؛ عکس از نسخه خطی موجود در کتابخانه رضا رامپور هند که به خط خودِ آرزو است؛ عکس از نسخه خطی دانشگاه پنجاب؛ نسخه چاپی ریحانه خاتون که در دو بخش در پاکستان و دهلی به چاپ رسیده است. در تصحیح و ویراست کتاب از شیوه گزینشی استفاده شده، یعنی آنچه را درست‌تر به نظر رسیده را در متن قرار داده‌ و دگرگونی‌ها و نسخه‌بدل‌ها در پانوشت آورده شده است. این کتاب با همکاری «موسسه پژوهشی میراث مکتوب» که سال‌هاست به‌طور تخصصی در زمینه تصحیح و چاپ نسخ خطی فعالیت می‌کند، منتشر شده و از طریق وبگاه این موسسه قابل تهیه است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جستجوی یک دوچرخه‌ی دزدیده‌شده بهانه‌ای به دست نویسنده می‌دهد تا از بیکاری در کشوری سخن گوید که نیم قرن است از این درد رنج می‌کشد... در این رهگذر، محله‌های فقیر و مردمان آن توصیف شده‌اند: دزدان و همدستان آنها، روسپیان و پااندازان، و تاجران مشکوک... شخصیت اصلی داستان سعی می‌کند که پلیس را درگیر این داستان کند، اما کاملاً شکست می‌خورد... با وساطت روسپی می‌تواند دوچرخه‌اش را دوباره از دزد خریداری کند ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...