از مجموعه نگار خلاق (۱) کتاب «فرهنگ لغت خودمانی» نوشته سیدرضا باقریان موحد به همت نشر کتاب طه منتشر شد.

فرهنگ لغت خودمانی سیدرضا باقریان موحد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، فرهنگ لغت خودمانی، راهی برای کشف خلاقیت و پل زدن میان دانش و بینش (پردازش اطلاعات) است. نویسندگان نوجوان و جوان این کتاب ذوق ادبی و اطلاعات علمی خود را با هم تلفیق کرده و ترکیب‌های ادبی جدید و جالب ساخته اند. آنها ذوق و اندیشه شان را به رسمیت شناخته اند و دهخدای قلمرو فکر و تخیل خود شده اند؛ نسل جدید کارشناسان و لغت شناسان که واژه‌های روزمره ما را بر اساس ذوق و نظر خودشان معنا کرده اند و فرهنگ لغت خودمانی شان را خلق کرده اند.

نویسندگان این ۲۰۰۰ پند، ۵۰۰ دانشجو و دانش آموز قمی در سال تحصیلی ۹۹-۱۳۹۸ ش. هستند؛ از آنجا که قم، شهری مهاجرپذیر و غریب پسند است و در مدارسش رنگین کمانی از اقوام و لهجه‌ها و فرهنگ‌ها از شمال تا جنوب ایران به همراه مهاجرانی از کشورهای افغانستان، پاکستان و عراق در کنار هم درس می‌خوانند، بنابراین در این کتاب تنوع دیدگاه‌ها بسیار زیاد است.

باقریان موحد در مورد روند شکل‌گیری این کتاب نوشته است: مجموعه حاضر، خلاصه دیدگاه‌های نوجوانان و جوانان این سرزمین (از دانش آموز ۱۳ ساله کلاس هفتم تا دانشجوی ۲۵ ساله دانشگاه فرهنگیان قم) درباره دنیا و مافیها است؛ چه خوب، چه بد؛ چه قوی، چه ضعیف؛ نوجوانان ما این گونه می‌اندیشند؛ کار عاقلانه این است که آنها را خوب بشناسیم و دیدگاه‌هایشان را بشنویم. بعد برای شأن تصمیم گیری و برنامه ریزی کنیم؛ این بنده خدا، فقط راهنما و مشوق آنها بوده است؛ همین و بس.

افتخار می‌کنم که توانسته ام شکوفه ذوق و خلاقیت آنها با کمک خودشان شکوفا کنم؛ به احترام خلاقیتشان بایستم و دست بزنم و تشویق کنم و از زنده بودن و درس دادن به این آتشفشان‌های خلاقیت لذت ببرم.

از مجموعه نگار خلاق (۱) کتاب فرهنگ لغت خودمانی نوشته سیدرضا باقریان موحد به همت نشر کتاب طه به تازگی به بهای ۵۰ هزار تومان منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...