نویسنده «سیر تا احمغ»، این کتاب را حاوی دستورالعمل‌هایی برای شناخت احمق‌ها و نجات احمق‌ها عنوان کرد.

مهدی جمشیدی سیر تا احمغ

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، «مهدی جمشیدی» نویسنده کتاب «سیر تا احمغ» از انتشار اولین اثر خود توسط انتشارات فارابی خبر داد و گفت: سیر تا احمق یک نهج‌الحماقه و دایرة‌المعارف حماقت‌شناسی است که برای اولین‌بار در حوزه نشر توسط نویسنده ایرانی به موضوع شناخت موجود احمق و فعل حماقت پرداخته است.

جمشیدی در خصوص ویژگی‌های کتاب سیر تا احمق گفت: شناخت احمق، نجات احمق و نسخه نجات در این اثر تالیف شده است که با مطالعه آن می‌توان با حماقت خداحافظی کرد.

او همچنین به شاخصه این کتاب اشاره کرد و افزود: ۲۷۰ تکه با بار معنایی قابل درک در کتاب توسط این‌جانب مکتوب شده است که مشابه آنها در منابع دیگری در دسترس نیست.

نویسنده کتاب «سیر تا احمغ» اشاره‌ای هم به چاپ کتاب کرد و گفت: کتاب در دوجلد مجزا منتشر می‌شد که هیچ گونه وابستگی و پیوستگی معنایی با هم ندارند. هم‌اکنون جلد نخست آن منتشر و در اختیار علاقه‌مندان به کتاب قرار گرفته است.

کتاب «سیر تا احمغ» با صفحه‌آرایی زینب سلیمانی و طراحی جلد مینا کوزری توسط انتشارات فارابی منتشر شده و با قیمت ۴۰ هزار تومان وارد بازار کتاب شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...