نویسنده «سیر تا احمغ»، این کتاب را حاوی دستورالعمل‌هایی برای شناخت احمق‌ها و نجات احمق‌ها عنوان کرد.

مهدی جمشیدی سیر تا احمغ

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، «مهدی جمشیدی» نویسنده کتاب «سیر تا احمغ» از انتشار اولین اثر خود توسط انتشارات فارابی خبر داد و گفت: سیر تا احمق یک نهج‌الحماقه و دایرة‌المعارف حماقت‌شناسی است که برای اولین‌بار در حوزه نشر توسط نویسنده ایرانی به موضوع شناخت موجود احمق و فعل حماقت پرداخته است.

جمشیدی در خصوص ویژگی‌های کتاب سیر تا احمق گفت: شناخت احمق، نجات احمق و نسخه نجات در این اثر تالیف شده است که با مطالعه آن می‌توان با حماقت خداحافظی کرد.

او همچنین به شاخصه این کتاب اشاره کرد و افزود: ۲۷۰ تکه با بار معنایی قابل درک در کتاب توسط این‌جانب مکتوب شده است که مشابه آنها در منابع دیگری در دسترس نیست.

نویسنده کتاب «سیر تا احمغ» اشاره‌ای هم به چاپ کتاب کرد و گفت: کتاب در دوجلد مجزا منتشر می‌شد که هیچ گونه وابستگی و پیوستگی معنایی با هم ندارند. هم‌اکنون جلد نخست آن منتشر و در اختیار علاقه‌مندان به کتاب قرار گرفته است.

کتاب «سیر تا احمغ» با صفحه‌آرایی زینب سلیمانی و طراحی جلد مینا کوزری توسط انتشارات فارابی منتشر شده و با قیمت ۴۰ هزار تومان وارد بازار کتاب شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...