نویسنده «سیر تا احمغ»، این کتاب را حاوی دستورالعمل‌هایی برای شناخت احمق‌ها و نجات احمق‌ها عنوان کرد.

مهدی جمشیدی سیر تا احمغ

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، «مهدی جمشیدی» نویسنده کتاب «سیر تا احمغ» از انتشار اولین اثر خود توسط انتشارات فارابی خبر داد و گفت: سیر تا احمق یک نهج‌الحماقه و دایرة‌المعارف حماقت‌شناسی است که برای اولین‌بار در حوزه نشر توسط نویسنده ایرانی به موضوع شناخت موجود احمق و فعل حماقت پرداخته است.

جمشیدی در خصوص ویژگی‌های کتاب سیر تا احمق گفت: شناخت احمق، نجات احمق و نسخه نجات در این اثر تالیف شده است که با مطالعه آن می‌توان با حماقت خداحافظی کرد.

او همچنین به شاخصه این کتاب اشاره کرد و افزود: ۲۷۰ تکه با بار معنایی قابل درک در کتاب توسط این‌جانب مکتوب شده است که مشابه آنها در منابع دیگری در دسترس نیست.

نویسنده کتاب «سیر تا احمغ» اشاره‌ای هم به چاپ کتاب کرد و گفت: کتاب در دوجلد مجزا منتشر می‌شد که هیچ گونه وابستگی و پیوستگی معنایی با هم ندارند. هم‌اکنون جلد نخست آن منتشر و در اختیار علاقه‌مندان به کتاب قرار گرفته است.

کتاب «سیر تا احمغ» با صفحه‌آرایی زینب سلیمانی و طراحی جلد مینا کوزری توسط انتشارات فارابی منتشر شده و با قیمت ۴۰ هزار تومان وارد بازار کتاب شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...