وقتی ماشین‌ها تصمیم می‌گیرند | ایسنا


در دنیای امروز، هوش مصنوعی (AI) به سرعت در حال تغییر شکل زندگی انسان‌ها است و ما را در آستانه‌ عصری قرار داده است که تصمیمات، اطلاعات و حتی هنر و فرهنگ را به گونه‌ای متفاوت از گذشته شکل می‌دهد. این فناوری درحال پرکردن اینترنت با اطلاعات تولیدی (Generative AI) است، بسیاری از مشاغل هنری و نویسندگی را تهدید می‌کند، داروهای جدید کشف می‌کند، پهپادهای نظامی را هدایت می‌کند و زندگی روزمره ما را بازتعریف می‌کند. با‌این‌حال، ما هنوز بسیاری از تصمیماتی که این ماشین‌ها می‌گیرند را درک نمی‌کنیم و کنترل کاملی بر آن‌ها نداریم.

هوش مصنوعی و آینده بشریت»[The age of AI : and our human future]

کتاب «هوش مصنوعی و آینده بشریت»[The age of AI : and our human future] نوشته‌ سه تن از متفکران برجسته جهان- هنری کسینجر، اریک اشمیت و دانیل هوتن لوکر- در پاسخ به همین چالش‌ها نوشته شده است. این سه اندیشمند با هم گرد آمده‌اند تا بررسی کنند هوش مصنوعی چگونه روابط ما با دانش، سیاست و جامعه را تغییر می‌دهد و چه پیامدهایی برای آینده بشر خواهد داشت. کتاب در هفت فصل تنظیم شده و هر فصل به جنبه‌ای از این تحولات پرداخته است، از خطرات و فرصت‌ها گرفته تا راهکارهای مدیریتی و فلسفی برای مواجهه با این انقلاب تکنولوژیک.

هنری آ. کسینجر (۱۹۲۳–۲۰۲۳) مشاور رؤسای جمهور آمریکا و بسیاری از رهبران جهان، برنده جایزه صلح نوبل و مدال آزادی ریاست جمهوری، و نویسنده چندین کتاب از جمله «نظم جهانی» و «پیدایش» به‌همراه اریک اشمیت و کریگ ماندی بود.

اریک اشمیت یک تکنولوژیست، کارآفرین و خیرخواه برجسته است. او به‌عنوان مدیرعامل گوگل، تحول این شرکت از یک استارتاپ سیلیکون‌ولی به یکی از رهبران جهانی فناوری را رهبری کرد. او از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۱ به‌عنوان مدیرعامل و رئیس هیئت‌مدیره گوگل خدمت کرد، از ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۸ به‌عنوان رئیس اجرایی و در نهایت از ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ به‌عنوان مشاور فنی فعالیت داشت. تحت رهبری او، گوگل زیرساخت‌های خود را به‌طور چشمگیری توسعه داد و محصولات خود را متنوع کرد، در حالی که فرهنگ قوی نوآوری را حفظ کرد. پیش از فعالیت در گوگل، اریک در شرکت‌های نوول و سان میکروسیستمز نقش‌های رهبری داشت.

دانیل هوتن‌لوکر اولین رئیس دانشکده محاسبات شوارزمان در MIT است. پیش‌تر، او به‌عنوان بنیان‌گذار و معاون رئیس دانشگاه کورنل‌تِک، مدرسه تحصیلات تکمیلی فناوری دیجیتال وابسته به دانشگاه کورنل در نیویورک، خدمت کرده است. او ترکیبی از تجربه دانشگاهی و صنعتی دارد، به‌عنوان عضو هیئت‌علمی علوم کامپیوتر در کورنل و MIT، پژوهشگر و مدیر در مرکز تحقیقات زیروکس پالو آلتو (PARC)، و مدیر فناوری یک استارتاپ فین‌تک. او هم‌اکنون رئیس هیئت‌مدیره بنیاد جان دی و کاترین تی. مک‌آرتور و عضو هیئت‌مدیره شرکت‌های Corning Inc. و Amazon.com است.

این سه نویسنده در این کتاب که با ترجمه رحمن قهرمان‌پور توسط نشر روزنه به فارسی منتشر شده، تصویری روشن از آینده هوش مصنوعی به ما می‌دهند. در فصل‌های ابتدایی کتاب، نویسندگان با توضیح پایه‌ای‌ترین مفاهیم هوش مصنوعی، مخاطب را با فناوری‌ای آشنا می‌کنند که توانایی تحلیل داده‌های عظیم، تولید اطلاعات جدید و حتی تقلید خلاقیت انسانی را دارد. آنها نشان می‌دهند که هوش مصنوعی در بسیاری از حوزه‌ها از پزشکی گرفته تا اقتصاد و امنیت ملی توانایی بازتعریف معیارها و استانداردهای موجود را دارد.

یکی از محورهای مهم کتاب، اثرات هوش مصنوعی مولد است که در فضای مجازی اطلاعاتی تولید می‌کند و برخی اوقات موجب انتشار اخبار نادرست می‌شود. این موضوع نه تنها اعتماد عمومی به اطلاعات را تهدید می‌کند، بلکه ساختارهای سیاسی و اجتماعی موجود را نیز با چالش مواجه می‌سازد. نویسندگان به‌طور ویژه بر این نکته تأکید دارند که هوش مصنوعی در حال تغییر شیوه دسترسی به دانش و قدرت تصمیم‌گیری انسان‌هاست و این مسأله ضرورت بازنگری در سیاست‌گذاری‌ها و چارچوب‌های قانونی را به شدت برجسته می‌کند.

در فصول میانی، کتاب به بررسی پیامدهای اقتصادی و اجتماعی هوش مصنوعی می‌پردازد. بسیاری از حرفه‌ها، به ویژه هنر و نویسندگی، تحت تهدید قرار دارند و افراد با نگرانی از جایگزینی توسط ماشین‌ها مواجه شده‌اند. با این حال، نویسندگان همچنین فرصت‌هایی را ارائه می‌دهند که هوش مصنوعی می‌تواند به بهبود زندگی انسان‌ها کمک کند، از جمله کشف داروهای جدید، افزایش بهره‌وری و تقویت تصمیم‌گیری در زمینه‌های پیچیده. آنها تأکید می‌کنند که پذیرش هوش مصنوعی بدون چارچوب‌های اخلاقی و مدیریتی می‌تواند به تمرکز قدرت و افزایش نابرابری منجر شود.

یکی دیگر از بخش‌های مهم کتاب، تحلیل نقش هوش مصنوعی در سیاست و امنیت است. هوش مصنوعی اکنون در هدایت پهپادهای نظامی و جمع‌آوری اطلاعات مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما درک نحوه تصمیم‌گیری این سیستم‌ها برای انسان‌ها دشوار است. کسینجر، اشمیت و هوتن لوکر هشدار می‌دهند که فقدان شفافیت در الگوریتم‌ها و تصمیمات هوش مصنوعی می‌تواند به بحران‌های اخلاقی و امنیتی منجر شود، و از رهبران جهان می‌خواهند چارچوب‌های قانونی و بین‌المللی جدیدی برای نظارت و مدیریت این فناوری طراحی کنند.

کتاب همچنین به جنبه‌های فلسفی و انسانی موضوع می‌پردازد و پرسش‌های عمیقی مطرح می‌کند: چه معنایی برای انسان‌ها باقی می‌ماند وقتی ماشین‌ها تصمیم می‌گیرند؟ چگونه می‌توانیم ارزش‌های انسانی و هویت فردی را در دنیایی که هوش مصنوعی در آن نقش فزاینده‌ای دارد، حفظ کنیم؟ نویسندگان بر این باورند که عصر هوش مصنوعی تنها زمانی مثبت خواهد بود که انسان‌ها نه به عنوان ناظر منفعل، بلکه به عنوان مدیر و قانون‌گذار هوشمند این فناوری ظاهر شوند.

در پایان، کتاب «هوش مصنوعی و آینده بشریت» به عنوان یک نقشه‌ راه ضروری برای عصر کنونی و آینده، به ما کمک می‌کند تا با درک بهتر چالش‌ها و فرصت‌ها، تصمیمات بهتری برای مدیریت این فناوری اتخاذ کنیم. این کتاب نه تنها توضیح می‌دهد که چه تغییراتی در حال رخ دادن است، بلکه پرسش‌هایی بنیادی درباره اخلاق، سیاست، جامعه و انسانیت مطرح می‌کند و خواننده را به اندیشیدن و مشارکت فعال در شکل‌دهی آینده دعوت می‌کند.

در مجموع، این اثر سه متفکر بزرگ را گرد هم آورده است تا با ترکیب تجربه عملی، دانش فنی و بینش فلسفی، تصویری جامع از عصر هوش مصنوعی ارائه دهد. این کتاب برای سیاستگذاران، محققان، دانشجویان و هر کسی که علاقه‌مند به آینده بشر و تأثیرات تکنولوژی است، منبعی ارزشمند و ضروری به شمار می‌رود.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...