کتاب «مطبوعات و شهروندی» نوشته یونس قیصی‌زاده، نویسنده بوشهری منتشر شد.

به گزارش ایسنا، برای رسیدن به یک جامعه پیشرفته، نیاز به تربیت شهروندانی است که در قبال جامعه احساس مسئولیت نموده و با رعایت مولفه‌های شهروندی، باعث افزایش اعتماد اجتماعی و توسعه جامعه شوند، از این‌رو امروزه نقش آموزش شهروندانی که بتوانند در روند توسعه جامعه مشارکت مسئولانه داشته باشند، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

کتاب «مطبوعات و شهروندی» ضمن ضروری دانستن آموزش شهروندان حرفه‌ای، به نقش رسانه‌ها به ویژه مطبوعات در آموزش این شهروندان در جامعه پرداخته است.

کتاب “مطبوعات و شهروندی” شامل دو بخش است؛ در بخش نخست به مباحث شهروندی و آموزش و تربیت شهروندان پرداخته شده که در چندین فصل مباحثی از جمله مفهوم‌شناسی شهروندی، آموزش تعلیم و تربیت شهروندی، رسانه و تاثیرات آن، مطبوعات و نظام رسانه‌ای و... مورد بررسی قرار گرفته است.

در بخش دوم کتاب نیز مطالعه پیمایشی به منظور بررسی نقش مطبوعات در آموزش شهروندان حرفه‌ای انجام گرفته است که از این نظر می‌توان این کتاب را در زمره‌ی نخستین کتاب‌هایی قلمداد کرد که به تاثیر مطبوعات بر بحث شهروندی در یک تحقیق پیمایشی در کشور پرداخته است.

به این منظور با طرح فرضیاتی در خصوص تاثیر مطبوعات بر آموزش، اعتقادات، مهارت‌های عقلانی و مهارت‌های مشارکتی شهروندان حرفه‌ای با استفاده از روش‌های علمی و پیمایشی (انجام نمونه گیری از جامعه آماری و تکمیل پرسشنامه و...) این فرضیات مورد آزمون قرار گرفته‌اند و نتایج خواندنی و کاربردی را برای علاقه‌مندان و خوانندگان فراهم نموده است.

به گزارش ایسنا، کتاب "مطبوعات و شهروندی" در ۲۶۴ صفحه و با شمارگان هزار نسخه توسط نشر نایبند و در چاپخانه بهارستان بوشهر به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...