کتاب «جامعه اسلامی در اندیشه و آثار شهید آیت‌الله سید محمدباقر صدر (ره)» تألیف سیدمنذر حکیم و با ترجمه محمد مروارید از سوی انتشارات نسیم رضوان مشهد منتشر شد.

جامعه اسلامی در اندیشه و آثار شهید آیت‌الله سید محمدباقر صدر (ره) سید منذر حکیم

به گزارش کتاب نیوز، این کتاب ترجمه‌ای از کتاب «مجتمعنا فی فکر و تراث الشهید السید محمد باقر الصدر» است که در سال ۱۳۸۸ از سوی مجمع جهانی تقریب بین مذاهب اسلامی و دیگر بار، از سوی انتشارات دارالتعارف بیروت به چاپ رسیده است. نویسنده در این کتاب تلاش نموده با اقتباس از آثار شهید آیت‌الله سید محمدباقر صدر، نظریه اجتماعی آن دانشمند کم‌نظیر را جمع‌آوری نموده و هدفی را که شهید صدر، به دلیل شهادت، بدان دست نیافته یعنی تألیف کتاب «مجتمعنا»، محقق نماید.

در بخش نخست کتاب با اصطلاحات «جامعه»، «جامعه شناسی»، «نظریه اجتماعی»، «مکتب اجتماعی» و «نظام اجتماعی» از دیدگاه شهید صدر آشنا می‌شویم. بخش دوم کتاب به ماهیت معضل اجتماعی، پیشینه آن و ریشه‌یابی آن اختصاص دارد. در بخش سوم با راهکارهای حل این معضل از دیدگاه علوم تجربی، مکتب سرمایه‌داری، مکتب مارکسیسم و از نگاه دین آشنا می‌شویم. در پایان میزان موفقیت این راهکارها مورد ارزیابی قرار گرفته است.

در بخش چهارم، مبانی نظریه اجتماعی قرآن کریم تبیین و تحلیل شده‌اند. جامعه بشری چگونه پدید آمد؟ تغییرات و دگرگونی‌های اجتماعی چگونه رخ می‌دهند؟ جامعه انسانی به چه اجزایی تقسیم می‌شوند؟ رابطه اجتماعی چیست و ساختار روابط چگونه است؟ بخش پنجم به سنت‌های اجتماعی از دیدگاه قرآن کریم اختصاص یافته است. ویژگی‌های سنت اجتماعی، انواع سنت اجتماعی و آثار و دستاوردهای اندیشه سنت‌مداری پدیده‌های اجتماعی در این بخش مورد بررسی قرار گرفته است.

در بخش ششم، نظریه اجتماعی قرآن کریم تبیین شده است. نقطه محوری این بخش، نظریه خلافت الهی انسان است. مراحل تاریخی جانشینی و خلافت انسان، نقش پیامبران و امامان در رابطه با خلافت انسان، خط شهادت در کنار خط خلافت و دستاوردهای نظریه خلافت انسان در این بخش تبیین و تشریح شده‌اند.

در بخش پایانی کتاب با دو موضوع دیگر روبه‌رو خواهیم شد. موضوع نخست، تبیین و تفصیل نقش سرپرستی و قیّم بودن دین در زندگی انسان است. هفت نقش کلیدی دین در هدایت و سرپرستی زندگی انسان ارایه شده است. موضوع دوم، تجلی نظریه خلافت الهی انسان در مرحله اجرا و عمل است که در ذیل آن، دو نمونه عینی این خلافت تشریح شده‌اند. نمونه نخست، دولت موعود امام زمان(ع) و نمونه دیگر، جمهوری اسلامی ایران می‌باشد.

پیش از این، ترجمه‌ی دیگری از این کتاب از سوی انتشارات سروش با عنوان «جامعه ما» منتشر شده بود.

کتاب «جامعه اسلامی در اندیشه و آثار شهید آیت الله سید محمدباقر صدر (ره)» در ۴۴۸ صفحه با قطع وزیری از سوی انتشارات نسیم رضوان مشهد منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...