انتشارات دنیای کتاب پس از سی سال کتاب «هستی و نیستی، پدیده‌شناسی عالم هستی» ژان پل سارتر را بار دیگر منتشر کرد. به گفته برخی کارشناسان،‌ این اثر مهم‌ترین کتاب سارتر و یکی از تأثیرگذارترین کتاب‌های قرن بیستم است.

علی‌اصغر عبداللهی، مدیرمسوول انتشارات دنیای کتاب، در گفت‌وگو با ایبنا، از انتشار دوباره این اثر پس از سی سال خبر داد.
وی دلیل بازچاپ این کتاب پس از مدتی طولانی را درخواست‌های پی‌ در پی مخاطبان دانست.
فهم فسلفه سارتر در ابتدا دشوار است، زیرا او نیز نظیر سایر فلاسفه هم‌عصرش اندیشه پیشینیان را در خود حل کرد و از مجموعه شنیده‌‌ها و خوانده‌ها، نظریه‌ای ارایه داد و اساس تمام مقوله‌های عالم هستی را بر پایه آن نظریه فرض کرد.

فلسفه سارتر در بسیاری موارد با پدیدارشناسی
هگل بی‌شباهت نیست. همچنین او متأثر از «هستی و زمان» هایدگر نیز بود. اهمیت بنیادین مفهوم هستی در فلسفه و اهمیت تحلیل دازاین عمده این تأثیرات‌اند. این کتاب همچنین رابطه بین متنی با «هستی و زمان» دارد.

«هستی و نیستی» پرفروش‌ترین کتاب فسلفی قرن بیستم در فرانسه شناخته شد.

بازچاپ کتاب «هستی و نیستی، پدیده‌شناسی عالم هستی» با ترجمه عنایت‌الله شکیباپور و بهای 65000 ریال از سوی انتشارات دنیای کتاب منتشر شد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...