کتاب «تحلیل گفتمان کاربردی» اثر آرتور آسابرگر و ترجمه حسین پاینده روانه بازار نشر شد.

به گزارش  مهر، کتاب «تحلیل گفتمان کاربردی» تالیف آرتور آسابرگر در دو جلد و با ترجمه دکتر حسین پاینده منتشر شد.

این کتاب با هدف معرفی جدیدترین شکل تحلیل گفتمان نوشته شده است که اصطلاحاً «تحلیل انتقادی ـ چندوجهی گفتمان» نامیده می‌شود. تحلیل گفتمان در ابتدا بیشتر ماهیتی زبان مبنا داشت و به مرور، با افزوده‌شدن ابعادی سیاسی و ایدئولوژیک، به «تحلیل انتقادی گفتمان» تبدیل شد. «تحلیل انتقادی ـ چندوجهی گفتمان» حاصل تحول تدریجی تحلیل گفتمان و عبور آن از مرحله‌ای انتقادی به مرحله‌ای جدید است که در آن علاوه بر کاویدن زبان و برملاکردن ایدئولوژی و قدرت در متون و رفتارهای اجتماعی، جلوه‌های گوناگون فرهنگ عامّه نیز کاویده می‌شوند. لذا موضوعات بسیار متنوعی در دایره‌ی تحلیل انتقادی ـ چندوجهی گفتمان قرار می‌گیرند، از جمله سبک زندگی، دلالت اشیاء، برنامه‌های تلویزیون، رؤیاها، لطیفه ها، آگهی‌های تجاری، مُد لباس، ادبیات، اسطوره‌ها (اعم از کهن یا معاصر)، رفتارهای روزمره از قبیل سیگار کشیدن، و غیره. هریک از فصل‌های کتاب حاضر، همین قبیل موضوعات را می‌کاود. از جمله محاسن این کتاب، کاربردی بودن بحث‌های آن است. کلیه ی مفاهیمی که در بحث‌های نظری ابتدای هر فصل مطرح شده‌اند، در بخش دومِ همان فصل در تحلیل عملی یک نمونه‌ی معیّن به کار رفته‌اند. از این حیث، کتاب حاضر نه فقط منبعی جدید برای شناخت متأخرترین شکل تحلیل گفتمان است، بلکه با ارائه‌ی نمونه‌های کاربردی از تحلیل گفتمان در حوزه‌ی ارتباطات اجتماعی، فرهنگ عامّه، ادبیات، رسانه‌ها و زندگی روزمره همچنین می‌تواند الگویی برای انجام دادن پژوهش های مشابه در کشور ما باشد.

دکتر آرتور آسا برگر، مؤلف این کتاب، استاد ارتباطات در دانشگاه سان فرانسیسکو، و دکتر حسین پاینده، مترجم کتاب حاضر، استاد نظریه و نقد ادبی دانشگاه علامه طباطبائی است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...