ایرنا- «اختلاف نظر دینی؛ بررسی معرفت‌شناختی» اثر غزاله حجتی از سوی انتشارات طه منتشر شد.

در این کتاب که رساله دکترای صاحب اثر در رشته فلسفه دین است، نویسنده به مساله دیرین اختلاف نظر معرفتی، به ویژه در موضوع باور دینی پرداخته است.

در مقدمه کتاب آمده است: «سابقه طرح معرفت‌شناسیِ اختلاف نظر در زبان فارسی بسیار کوتاه است و تاکنون تحقیقی جدی و مبسوط در زمینۀ معرفت‌شناسیِ اختلاف نظر دینی به زبان فارسی تالیف یا ترجمه نشده است. اگر چه اختلاف نظر معرفتی قدمتی به اندازه تاریخ تفکر فلسفی دارد، طرح مستقل آن در معرفت‌شناسی به یکی دو دهۀ اخیر مربوط می‌شود؛ بنابراین [بررسی معرفتی اختلاف نظر] موضوعی قدیمی با صورت‌بندی جدید است.»

نویسنده در ادامه پیشگفتار آورده است: « کمبود منابع به زبان فارسی و خالی بودم جای معرفت‌شناسی اختلاف نظر، به طور عام، و اختلاف نظر دینی به طور خاص، در مباحث مربوط به معرفت‌شناسی و دین‌پژوهی در کشور ما ضرورت توجه به این موضوع را به خوبی نشان می‌دهد. از آنجا که موضوع رساله در زبان فارسی سابقه‌ای ندارد و در مکتوبات نیز موضوعی جدید محسوب می‌شود، من شرایط را برای انتشار رسالۀ دکتری خود مغتنم دیدم تا متن آن در دسترس دانشجویان و پژوهشگران علاقه‌مندی قرار بگیرد که در حوزۀ معرفت‌شناسی مطالعه و پژوهش می‌کنند»

کتاب اختلاف نظر دینی در چهار فصل و شمارگان ۱۰۰۰، در ۲۴۰ صفحه، از سوی انتشارات طه قم به قیمت ۴۰هزار تومان در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...