کتاب «در مسیر احیای آثار ابو نصر فارابی» به قلم اکبر اسد علیزاده و به همت مرکز احیای آثار اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی دفتر تبلیغات اسلامی منتشر شد.

در مسیر احیای آثار ابو نصر فارابی اکبر اسد علیزاده

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  ایلنا، حکیم ابونصر فارابی در نزد علماى اسلامی و غیراسلامی از منابع دست اول علوم نظری، سیاسی و اجتماعی است. بر اهل فن پوشیده نیست که نوشته‌های این عالم فرزانه پر از ابداعات و نکات علمی در ابعاد مختلف فلسفی، کلامی، منطقی، سیاسی، اخلاقی، هنری و... است.

آشتی میان حکمت و شریعت، عقل و دین، اخلاق و سیاست و اعتقاد به ولایت مطلقه حاکم و امام، از ویژگی‌های آثار فارابی است.

با این وصف تاکنون آن‌طور که باید آثار این فیلسوف عظیم‌‌القدر با تحقیق و تصحیح مناسب به زیور طبع آراسته نشده و هنوز برخی از رسائل مهم او در دسترس جویندگان قرار نگرفته است؛ لذا شایسته است تمام آثار این فیلسوف بزرگ اسلام با نسخه‌شناسی دقیق و همه‌جانبه و تحقیق مناسب در یک مجموعه کامل آماده‌سازی و عرضه شود.

کتاب پیش رو درصدد معرفی طرح پژوهشی موسوعه حکیم ابونصر فارابی و بیان مراحل و شیوه‌های پژوهشی آن و گزارشی مختصر از سایر فعالیت‌های پژوهشی این مرکز است.

کتاب «در مسیر احیای آثار ابونصر فارابی» به قلم اکبر اسد علیزاده و به همت مرکز احیای آثار اسلامی و مرکز چاپ و نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در حدود 340 صفحه و در قطع وزیری منتشر و روانه بازار نشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...