کتاب «اشاعره و آزادی انسان؛ بررسی و تحلیل نظریه کسب و تطور آن» نوشته علی قدردان قراملکی به همت مؤسسه بوستان کتاب به چاپ رسید.

اشاعره و آزادی انسان؛ بررسی و تحلیل نظریه کسب و تطور آن علی قدردان قراملکی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب «اشاعره و آزادی انسان؛ بررسی و تحلیل نظریه کسب و تطور آن» نوشته علی قدردان قراملکی به همت مؤسسه بوستان کتاب در ۲۴۰ صفحه به انتشار رسید.

در باب افعال آدمی اشاعره با رد نظریه جبر و اختیار مدعی نظریه سومی به نام «کسب» شدند؛ کتاب حاضر بعد از تبیین نظریه کسب و علل و انگیزه‌های طرح آن توسط ابوالحسن اشعری به تحلیل و نقد ادله عقلی و نقلی آن پرداخته است.

بخش دیگر کتاب به پیشینه و تطور نظریه که در طول تاریخ پیدایش خود اختصاص یافته و در هفت دیدگاه طبقه‌بندی شده است.

با تأمل در نظریه کسب و زوایای آن روشن می‌شود که به دلیل عدم تصور صحیح و سستی مبانی‌اش برخی از بزرگان اشاعره را برنتافته و بر آن تشکیکات و جرح‌هایی وارد کرده‌اند.

کتاب «اشاعره و آزادی انسان؛ بررسی و تحلیل نظریه کسب و تطور آن»، شامل چهار فصل است؛ نویسنده در فصل نخست به بیان مفاهیم و پیشینه و در فصل دوم به بررسی «اشعری و علل کناره‌گیری از مکتب اعتزال» از طریق بررسی گزارشات مختلف از چگونگی این کناره‌گیری، علل اعتزال اشعری از مکتب اعتزال و فلسفه‌های غیرمعرفتی (علت گرایانه) پرداخته است.

نویسنده در فصل سوم این کتاب «تبیین، علل طرح و ادله نظریه کسب» را مورد بررسی دقیق در گفتارهای مختلف قرار می‌دهد و فصل چهارم نیز شامل مباحثی در زمینه «تطور و طبقه‌بندی نظریه کسب» است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...