نشر افکار از مجموعه «درآمدی کوتاه» خود ویرایش جدید کتاب «آنارشیسم» [Anarchism: a very short introduction] نوشته کالین وارد [Colin Ward] و ترجمه محمود رضا عبداللهی را منتشر کرد.

درآمدی کوتاه ویرایش جدید «آنارشیسم» [Anarchism: a very short introduction] نوشته کالین وارد [Colin Ward]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، ویرایش جدید کتاب «آنارشیسم» نوشته کالین وارد در ۲۰۱ صفحه و بهای ۶۰ هزار تومان منتشر شده است. چاپ نخست این کتاب سال ۱۳۸۸ منتشر شده بود.

کلمه «آنارشی» ریشه یونانی دارد و از کلمه آنارکیا به معنای مخالف با قدرت یا بدون حاکم می‌آید و تا پیش از ۱۸۴۰، که پیر ژوزف پرودن (فیلسوف و اقتصاددان فرانسوی با آثار مهمی چون مالکیت چیست و فلسفه فقر) آن را برای نامگذاری ایدئولوژی اجتماعی و سیاسی خود برگزید، در معنایی تحقیرآمیز به کار می‌رفت. بحث پرودن این بود که سازمان یافتگی بدون وجود حکومت هم مطلوب است و هم ممکن. در سیر اندیشه‌های سیاسی، آنارشیسم را می‌شود خواست نهایی هر دو مکتب لیبرالیسم و سوسیالیسم دید، و جریان‌های متفاوت در اندیشه آنارشیسم را به تاکید بیشتر آنها بر یکی از این دو مکتب مربوط دانست.

در تعریف آنارشیسم می‌توان گفت که به مسلک یا عقیده‌ای درباره زندگی یا شیوه اداره امور اطلاق می‌شود که مطابق آن جامعه بدون دولت به راه خود ادامه می‌دهد. در چنین جامعه‌ای، سازگاری از راه تسلیم شدن به قانون یا فرمانبرداری از قدرت حاکم به دست نمی‌آید، بلکه از طریق توافق آزادی حاصل می‌شود که گروه‌های مختلف با یکدیگر منعقد می‌کنند. این گروه‌ها، از مناطق و مشاغل گوناگون، آزادانه برای تولید و مصرف و نیز رفع نیازها و برآورده شدن خواست‌های متعدد زندگی متمدنانه پدید می‌آیند.

آنارشیسم ایدئولوژی‌ای سیاسی و اجتماعی است که با وجود شکست تاریخی، همواره در ظاهری نو یا در کشوری جدید دوباره سربرآورده است، به گونه‌ای که مدام باید در رویدادنگاری آن فصلی تازه گشود، یا به گستره آن جنبه‌ای دیگر افزود.

گرایش عمده مکتب آنارشیسم در طول بیش از یک قرن آنارکو کمونیسم بوده است؛ این جریان معتقد است اجتماعات محلی، که با دیگر انجمن‌ها حول اهداف مشترک متعددی متحد شده‌اند، باید مالکیت زمین، منابع طبیعی و وسایل تولید را مشترکاً در دست گیرند. این گرایش با سوسیالیسم دولتی متفاوت و با ایجاد هرگونه قدرت مرکزی در تضاد است. برخی آنارشیست‌ها ترجیح می‌دهند بین آنارکو کمونیسم و آنارکو کلکتیویسم تمایز قائل شوند تا بر آزادی مالکیت بر منابع ضروری زندگی، که مسلماً مطلوب فرد یا خانواده است، تاکید کنند، در حالی که این به معنای دفاع از حق مالکیت بر منابعی که دیگران به آن نیازمندند نیست.

دسته دیگری از آنارشیست‌ها نام آنارکوسندیکالیسم بر خود دارند و تاکید آنها بر کارگران صنعتی تشکل یافته است که می‌توانند، از طریق «اعتصاب عمومی اجتماعی» از سرمایه داران سلب مالکیت کنند و بدین ترتیب صنایع و اداره امور آن را در دست بگیرند.

آنارشیسم چندین نحله فردگرایانه هم داشته است. یکی از آنها ریشه در «خودمداری آگاهانه» ماکس استرنر نویسنده آلمانی دارد، و دیگری برآمده از آرای تعدادی از شخصیت‌های برجسته آمریکایی قرن نوزدهم است که معتقدند برای حفاظت از آزادی و استقلال خود و همکاری با دیگران برای بهره‌مندی مشترک باید همه به هم یاری برسانیم. تفاوت این متفکران با لیبرال‌های طرفدار بازار آزاد در بی‌اعتمادی مطلقشان به نظام سرمایه داری آمریکا و در اهمیتی است که به اشتراک گرایی می‌دهند. در اواخر قرن بیستم، گروه جدیدی از متفکران، واژه آزادی خواه را بر خود نهادند؛ این واژه را کسانی که چنین دیدگاهی داشتند پیش از آن به جای آنارشیست به کار برده بودند.

آنارشیسم صلح طلب، هم، گرایش به ضد نظامی‌گری دارد که حکومت و اتکای اساسی آن به ارتش را مردود می‌شمارد و هم بدین باور است که جامعه‌ای انسانی که از نظر اخلاقی پذیرفتنی است به حسن نیت فرد فرد اعضای آن جامعه اتکا دارد.

کتاب «آنارشیسم» کالین وارد کوششی است برای آشنایی خواننده با عقاید آنارشیستی و روشن کردن مفاهیم پیچیده و کندوکاو در زوایای ناشناخته تاریخ آنارشیسم. کتاب با ترجمه‌ای روان هم همراه شده و نکته مبهمی را برای مخاطب به جای نمی‌گذارد.

کالین وارد (متولد ۱۹۲۴) در بریتانیاست. او بین سال‌های ۱۹۴۷ تا ۱۹۶۰، سردبیری روزنامه آنارشیستی فریدم را به عهده داشت. در ۱۹۶۱، ماهنامه‌ای آنارشیستی با نام آنارشی پایه‌گذاری کرد و تا سال ۱۹۷۰ سردبیر آن مجله بود.

کالین وارد زمانی که در ارتش بریتانیا در زمان جنگ جهانی دوم خدمت می‌کرد به آنارشیسم روی آورد. او که مشترک نشریه آنارشیستی گزارش جنگ بود، در ۱۹۴۵، از محل خدمت خود به لندن فراخوانده شد تا در دادگاه سردبیران این نشریه شهادت دهد؛ آنها متهم بودند با چاپ مقاله‌ای سربازان را به ترک انجام وظیفه تشویق کرده‌اند. کالین وارد در دادگاه به شدت علیه این اتهام صحبت کرد، گرچه، سرانجام، نویسندگان به حبس محکوم شدند.

او در سال‌های دهه ۱۹۵۰، با جدیت به فعالیت‌های آنارشیستی پرداخت. در ۱۹۷۱، به مقام کارشناس آموزشی انجمن برنامه‌ریزی‌های شهری - استانی بریتانیا برگزیده شد. کالین وارد آثار بسیاری درحوزه آموزش، معماری، و برنامه‌ریزی شهری تالیف کرده است. مهم‌ترین اثر او به نام «کودکان در شهر» درباره کودکان خیابانی است. از دیگر آثار او می‌توان به «آنارشی در عمل» و «مسکن: رویکردی آنارشیستی» اشاره کرد.

عقاید آنارشیستی کالین وارد مبتنی بر این نظریه است که تمامی اشکال سازمان‌های اجتماعیِ سلطه جو و قدرت گرا باید از میان بروند و جای آنها را سازمان‌هایی خودگردان و غیرسلسله مراتبی بگیرند. در ۲۰۰۱، دانشگاه انجلیا راسکین به وارد نشان دکترای افتخاری اعطا کرد.

................ هر روز با کتاب ................

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...