در برزخ اصالت و تشکیک | الف


شاید تا به حال برای شما هم این اشتیاق به وجود آمده باشد که فلان اندیشمند چه افکاری داشته یا فلان دانش چگونه دانشی است؟ این اشتیاق پسندیده را باید به نحوی نیکو پاسخ گفت! اما چگونه؟ اگر کسی فقط نام اگزیستانسیالیسم را شنیده باشد با کوچک‌ترین تلاش می‌تواند تالیفاتی را پیدا کند که به صورت معتبر و در قالبی مختصر او را با اندیشه اگزیستانسیالیسم آشنا کند. همچنین است کسی که می‌خواهد با شکسپیر، ون‌گوگ، نیوتون، افلاطون، ارسطو، هایدگر و... آشنا شود. اما آیا این دسترسی و امکان برای کسانی که می‌خواهند با غزالی، سهروردی، میرداماد و... آشنا شوند هم وجود دارد؟

نور در حکمت سهروردی سیماسادات نوربخش

شوربختانه، به نظر می‌رسد تالیفات و درآمدهای شایسته‌ای که قدر وقت و دقت را همزمان دانسته باشد در این زمینه چندان چشمگیر نیست.

این مقدمه از آن جهت نوشته شد تا مدخل معرفی کاری نو و ارزشمند برای همه دانش دوستان، مخصوصا علاقمندان شهاب‌الدین سهروردی و حکمت اشراق باشد. «نور در حکمت سهروردی» عنوان تالیفی است که سیماسادات نوربخش با هدف معرفی سهروردی و حکمت اشراقی وی ارائه کرده است. کتاب با مقدمه‌های اساتید صاحب‌نام، دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی و دکتر حسین ضیایی آغاز می‌شود. مقدمه این دو استاد از این جهت حائز اهمیت است که هر دو از پژوهش‌گران برجسته فلسفه اشراق هستند. نخستین قسمت از کتاب، با عنوان «از سهرورد تا حلب» زندگی و اندیشه سهروردی را به صورت کلی دنبال کرده است. همچنین از اشراقیان پس از سهروردی مختصری سخن می‌گوید.‌

در بخش بعدی، مباحث مربوط به نور و ظلمت بیان شده است. نویسنده در این قسمت مفاهیم نور و ظلمت را از جهات مختلف بررسی کرده است. یکی از مباحث مهم این بخش مقایسه مفهوم نور و مفهوم وجود از جهت اصالت و تشکیک است. نویسنده به‌خوبی توضیح داده است که هرچند سهروردی دلایلی برای اعتباری بودن وجود آورده است اما «نمی‌توان او را در شمار قائلان به اصالت وجود و یا قائلان به اصالت ماهیت دانست، بلکه برای او، تنها عالم انوار اصیل بوده که در رأس آن نورالأنوار قرار دارد. شاید بتوان او را قائل به اصالت نور دانست».

کتاب به مباحث خداشناسی مانند اثبات نورالأنوار، وحدانیت نورالأنوار و صفات نورالأنوار نیز می‌پردازد. در بعد جهان‌شناسی، مبانی اشراقی این فیلسوف مطرح شده است که عبارتند از: صدور و فیض. ذیل این مباحث به مسائلی همچون نسبت انوار عالی و سافل، قاعده فلسفی امکان اشرف، جواز صدور بسیط از مرکب و همچنین مباحث مربوط به ارباب اصنام، مُثل و فرشتگان پرداخته شده است. بحث عوالم چهارگانه هستی در نظام فلسفی اشراق نیز از قلم نیافتاده است.

سهروردی در مورد جهان مادی نیز تأملات بسیاری دارد و در این زمینه نوآوری‌های زیادی داشته است. او از جسم به عنوان برزخ یاد می‌کند. زیرا برزخ به معنای حایل میان دو چیز است و جسم نیز حایل میان نور عقلی و ظلمت مادی است. بخش ششم کتاب با عنوان «برزخ‌ها» درباره جسم، چگونگی صدور اجسام و حقیقت و انواع آن‌ها بحث می‌کند.

نظریات انسان‌شناسی سهروردی نیز در کتاب حاضر به تفصیل توضیح داده شده است. سهروردی روح انسان را نور اسپهبد می‌نامد. او علاوه بر ادبیات جدید و جعل اصطلاحات نوین در این مباحث، نوآوری‌های محتوایی مهمی هم داشته است که نویسنده به‌خوبی آن‌ها را شرح می‌دهد. از جمله نوآوری‌های او نسبت به فیلسوفان مشائی، اندیشه‌های او درباره حواس ظاهر و باطن است. او به تبع حکیمان پیش از خود، حواس ظاهر را پنج نوع می‌داند که عبارت اند از: لمس، چشایی، بویایی، شنوایی و بینایی. اما او در مورد بینایی نظریه جدیدی درباره ی کیفیت «دیدن» ارائه می‌دهد که با نظریه موسوم به «انطباع» که پیش از او مطرح بود متفاوت است. در قسمت حواس باطن نیز، نوآوری سهروردی این است که حواس پنجگانه باطنی در حکمت مشائی را به سه نوع تقلیل می‌دهد. تجرد نفس، حدوث و بقای نفس، شناخت و احوال سالکان طریق اشراق نیز از جملع مباحثی است که در بخش انسان‌شناسی توضیح داده می‌شود.

نویسنده در دو بخش پایانی کتاب، معرفی جامع و همه جانبه خود از حکمت اشراق را با مباحث معاد، نبوت و امامت به پایان می‌برد. این مباحث در فلسفه اشراق از اهمیت خاصی برخوردارند؛ به‌ویژه که نویسنده در ابتدای کتاب تصریح کرده است که سهروردی را به علت باور به اعتقاداتی درباره مقام معنوی امام و مباحث مربوط به نبوت، به شهادت رسانده‌اند.

از نکاتی که درباره این کتاب باید یادآور شد، یکی این است که تالیف حاضر، در عین جامعیت در معرفی همه ابعاد حکمت اشراق، برخی موضوعات را به اختصار و اجمال مطرح کرده است و مخاطب را از مطالعه دیگر منابع بی‌نیاز نمی‌کند. نکته دوم درباره عنوان کتاب است. «نور در حکمت سهروردی» وقتی به روی جلد یک کتاب دویست صفحه‌ای مشاهده شود، این تصور را به‌وجود می‌آورد که مؤلف، در پی ارائه پژوهشی است که جایگاه و تاثیر مفهوم نور در حکمت اشراق را تبیین کند. در حالی‌که متن کتاب، مخصوصا با توجه به بخش‌های پایانی، چیزی بیش از عنوان کتاب را پیگیری کرده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

راسکلنیکوف بر اساس جان‌مایه‌ای از فلسفه هگل دست به جنایت می‌زند... انسان‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند: نخست انسان‌های عادی که می‌بایست مطیع باشند و حق تجاوز از قانون را ندارند و دوم انسان‌های که او آن را «مافوق بشر» یا غیرعادی می‌نامد و اینان مجازند که برای تحقق اهداف والای خود از قانون عدول کنند... به زعم او همه‌ی قانون‌گذاران و بنیان‌گذاران «اصول انسانیت» به نوعی متجاوز و خونریز بوده‌اند؛ ناپلئون، سولن و محمد را که از او تحت عنوان «پیامبر شمشیر» یاد می‌کند از جمله این افراد استثنایی می‌‌داند ...
انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...