حبیب احمدزاده نویسنده کتاب «کد 24» (اثری درباره صادق هدایت و آثارش) گفت: وقتی می‌خواستم این کتاب را بنویسم، عده‌ای می‌گفتند «هدایت کی هست که شما در موردش بنویسید» و عده‌ای هم می‌گفتند «شما کی هستید که در مورد هدایت بنویسید»؛ اینها دو لبه یک قیچی هستند که علیه حقیقت‌جویی عمل می‌کنند ولی ما نباید از تحقیق در این مورد بترسیم.

حبیب احمدزاده کد 24

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «کد 24» حاصل هفت سال تحقیق حبیب احمدزاده محقق و نویسنده ایرانی است. گفته می‌شود پس از آنکه این کتاب در چاپ اول خود مورد انتقاد اکثر صاحبنظران موافق و مخالف هدایت و خانواده او قرار گرفت، در چاپ دوم از عنوان «گفتگو با سایه» به «کد ۲۴» یا «بوف کور چگونه ساخته و پرداخته شد؟» تغییر نام پیدا کرد.

این کتاب هم‌اکنون در کتابخانه‌های عمومی و کتابفروشی‌ها در معرض استفاده علاقه‌مندان به ادبیات ایران قرار گرفته است.

در ابتدای نشستی که به‌منظور تحلیل این کتاب به‌همت اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی کرمانشاه در این شهر برگزار شد، مستند «گفتگو با سایه» اکران شد و پس از آن اساتید و کارشناسان به سخنرانی پرداختند.

رضا کریمی، معاون اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان کرمانشاه و از اساتید دانشگاه، در ابتدا گفت: از نظر ما به عنوان مروجان کتابخوانی، اهمیت چنین برنامه‌هایی این است که به کتابخوانی حرفه ای کمک می‌کند. این برنامه در قالب سینماکتاب اجرا می‌شود که یکی از قالب‌های جذاب برای ترویج کتابخوانی است. این قالب با پیوند بین دو شاخه فرهنگی از نقاط قوت هر یک به نفع دیگری بهره می‌برد. این برنامه یک برنامه اندیشه‌محور هم هست و با موضوع یکی از حساسیت برانگیزترین نویسندگان و آثار ادبیات ایران تلاش می‌کند تا به گفتگوهای اقشار مختلف کمک کند.

«کد ۲۴» یک اثر مابین آثار ستایشگران هدایت با آثار منتقدین است
کریمی در ادامه افزود: کتاب «کد 24» یک اثر مابین آثار ستایش‌گران هدایت با آثار منتقدین او است که راه میانه را در پیش گرفته و از این نظر مورد تمجید افراد از طیف‌های فکری مختلف قرار گرفته است.

کریمی افزود: احمدزاده دراین اثر چند سند مهم درباره زمینه شکل‌گیری بوف کور بیان می‌کند که عبارتند از: سینمای اکسپرسیونیستی، عشق ناتمام به دختر فرانسوی، نمادهای هندی، کافکا و خیام.

کریمی همچنین گفت: هدایت کاملا غربی بود و کتاب «کد 24» از جمله آثاری است که تقلید را توسط صادق هدایت مستند می‌کند و صادق هدایت صادقانه می‌گوید «همه تقلید می‌کنند» اما تقلید او از فرهنگ غربی است. هدایت می‌گوید بین تقلید با سرقت و چاپیدن فرق هست که از این جهت می‌توان گفت جنس تقلید او شریک شدن در روح فرهنگ غربی است.

این استاد دانشگاه ادامه داد: سایه در نیست انگاری هدایت نشانه مهمی است که البته دیگر نویسندگان مدرن به این موضوع توجه نشان داده‌اند، سایه در فرهنگ اسلامی حقیقت نازله عالم بالاست و در فرهنگ مدرن نماد عرفان نیست انگار. بوف کور روایت معکوس این مصرع حافظ است که: سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد. اما سایه حافظ از جنس وجود است و سایه هدایت از جنس عدم.

محمد مهدی حاتمی، دکترای فلسفه غرب، دیگر سخنران این نشست بود که گفت: در بیش از پنجاه سال ۳۰۸ اثر (اعم از کتاب و مقاله) درباره هدایت و ۳۶۲ اثر درباره آثار او اعم از داستانی و غیرداستانی نوشته شده‌‌است و این یعنی شخصیت هدایت به اندازه آثارش مورد توجه محققین بوده است ولی همه‌ این آثار فقط نگرش محتوایی دارند و فرم هنری داستان‌های هدایت را بررسی نکرده‌اند.

وی با اشاره به تمایزِ چهارگانه‌ی ارسطویی در تحلیل یک اثر، یعنی تمایز بینِ محتوا (ماده)، صورت، هدف و مولف (فاعل) گفت: آنچه در بوف کورِ هدایت را به لحاظ هنری در اوج داستان‌نویسی فارسی قرار داده‌ است فرم آثار او است؛ نه محتوایی که بعضاً از دیگران وام گرفته‌ است؛ همچنانکه آنچه حافظ را در اوج غزل فارسی قرار داده‌است؛ فرم اشعار او است وگرنه حافظ هم اشعار دیگران را در شعر خودش وام گرفته است پس واگیری هدایت از دیگران لزوماً نقص آثار او نیست.

حاتمی افزود: تقلیل دادن مسئله‌ فکری صادق هدایت به عشق نافرجام او به دختر فرانسوی، به لحاظ تحلیلی درست نیست مسئله‌ و دغدغه‌ی هدایت بزرگ‌تر بود. مسئله‌ او یعنی علل عقب‌‌ماندگی ایران مسئله‌ی امروز ما است؛ هر چند می‌توانیم با پاسخ ‌های هدایت به این مسئله مخالف باشیم.

کتاب «کد 24» بهترین نقد درباره هدایت است
منوچهر پروینی، شاعر و دبیر محفل ادبی بیستون، به عنوان سخنران سوم این نشست گفت: کتاب «کد 24» بهترین نقدی است که در مورد صادق هدایت خواندم چرا که با استناد سخن گفته و قضاوت نکرده و نتیجه گیری را به خواننده وا می‌گذارد.

بعد از سخنان اساتید و کارشناسان نویسنده اثر، دکتر حبیب احمدزاده، به صورت مجازی سخنرانی کرد و گفت: در این کتاب از روش نقد تکوینی استفاده کردیم چون اغلب آثار در زمینۀ نقد بوف کور بر مبنای نظریۀ «مرگ مؤلف» استوار بوده‌اند و زندگی و آثار هدایت را دو جزء منفک از هم تشخیص داده‌اند، در حالی که خود هدایت هم در مورد کافکا معتقد است که: «برای اینکه بتوان در بارۀ آثار کافکا حکم قطعی کرد، ناچار باید زمان و سرزمینی را که در آن می‌زیسته، در آن‌جا پرورش یافته، را در نظر گرفت».

احمدزاده افزود: در این کتاب سعی کردم قاضی تحقیق باشم یعنی مستندات را برای قضاوت به قاضی اصلی تحویل بدهم و معتقدم منتقدین باید از حرف‌های پراکنده و چهل تکه در مورد هدایت دست بردارند.

وی گفت: وقتی می‌خواستم این اثر را بنویسم دو واکنش دیدم عده ای می‌گفتند «هدایت کی هست که شما در موردش بنویسید» و بعضی می‌گفتند «شما کی هستید که در مورد هدایت بنویسید»! هر دوی این دو گروه دولبه قیچی هستند که علیه حقیقت جویی عمل می‌کنند ولی ما نباید از تحقیق در این مورد بترسیم.

این نویسنده و محقق ادبیات همچنین گفت: من نگفته ام که هدایت به خاطر عشق ناتمامش خودکشی کرد بلکه نوشتم که شاید اگر در آن لحظات آخر کسی کنار او بود از خودکشی منصرف می‌شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنبش‌های اجتماعی نوعی همبستگی اجتماعی به ارمغان می‌آورند که می‌توانند فرصتی برای احیای دو عنصر کلیدی حیات مبتنی بر سرمایه اجتماعی ـ یعنی ارزش‌های مشترک و ارتباطات بیشتر ـ فراهم کند... «اجتماع» عرصه‌ای است که نه منافع فردی در آن سیطره دارد، نه فرد در جمع ذوب شده است... سه‌ضلع دولت، بازار و اجتماع سرنوشت جامعه را رقم می‌زنند... برخورد انحصارگرایانه گروه‌های مذهبی نسبت به سکولارها در داخل و دین‌ستیزی بنیادگراهای سکولار در خارج کشور، منازعه‌ای برابر نیست ...
قدرت در هر زمان و مکان نقاب‌هایی مسخ‌شده از چهره‌ی دین می‌سازد و آن را به‌عنوان دین عرضه می‌کند تا ستم خویش را مشروع جلوه دهد... نشان می‌دهد که خوانش ایدئولوژیک از حاکمیت چگونه بر دیدگاه اسلام‌گرایانی همچون ابوالاعلی مودودی و سید قطب تاثیر گذاشته است... بسیاری از حاکمان از شعار «اطاعت از اولی‌الامر» استفاده می‌کنند و افراد جامعه را سرکوب و آزادی آن‌ها را سلب می‌کنند... معترضان از عثمان خواستند که ترک حکومت کند، اما او نپذیرفت و به‌جای حل اعتراضات از طریق دموکراتیک دست به خشونت زد ...
انسان را به نظاره‌ی شاعرانه‌ی اشیا در درونی‌ترین زندگی آنها می‌برد... اراده‌ی خدا را جانشین اراده‌ی خویش می‌کند، و به همین سبب، استقلال مطلق در برابر خلق و وارستگی در برابر اشیا پیدا می‌کند؛ دیگر خلق و اشیا را برای خودشان دوست می‌دارد؛ همان‌گونه که خدا آنها را دوست می‌دارد... انسان به عنوان آفریده‌ی عشق مرکز آزادی است و مغرورانه در برابر خدا و سراسر جهان هستی می‌ایستد. عمق درون او را تنها خدا می‌تواند بخواند! ...
گراس برای تک‌تک سال‌های یک قرن، داستانی به وجود آورده است... از اتفاقات بزرگ و گاه رویدادهای به نظر بی‌اهمیت تا تحولات فنی و اکتشافات علم و تکنولوژی، خودبزرگ‌بینی انسان‌ها، شکنجه و کشتار و در نهایت، شروع‌های دوباره... طوری به جنگ جهانی نگاه می‌کنند که انگار دارند درباره یک بازی فوتبال حرف می‌زنند...دلسردی چپ‌ها از تئودور آدورنو، تیراندازی به رودی دوچکه، محرک جنبش دانشجویی آلمان، ملاقات پل سلان و مارتین هایدگر ...
اکنون می‌توانند در زندگی زمینی خود تأمل کنند، گناهان و خطاهای خود را خود داوری کنند... نخست غرور است و حسد و خشم؛ در پی آنها تنبلی، خست، شکم‌پرستی و شهوت‌رانی... خدا دل‌هایی را که میان خود برادرند برکت می‌دهد. این راز ارواح است که زندگی آنها عین زندگی خداست... رفیق نوش‌خواری‌ها و سرگردانی‌های خود را ملاقات می‌کند. هردو، خوشحال از بازیافتن یکدیگر، از گذشته‌ی مشترک خود یاد می‌کنند ...