برگ برگ | شرق


کتاب «مبارزه با نابرابری: بازنگری درباره نقش دولت» [Combating Inequality: Rethinking Government's Role] محصول همفکری و هم‌اندیشی جمع بزرگی از دانشوران علوم اجتماعی درباره چالش نابرابری در سطح کشورهای مختلف است. علاوه بر اولیویه بلانچارد و دنی رودریک [Olivier Blanchard & Dani Rodrik]، جمع متنوعی از اندیشمندان برجسته دانشگاه‌های هاروارد، شیکاگو، برکلی، ام‌آی‌تی، مدرسه اقتصاد لندن، مدرسه اقتصاد پاریس، کالج لندن و... در نگارش اثر حاضر مشارکت کرده‌اند. شخصیت‌هایی که از میان‌شان می‌توان به چهره‌هایی مانند دارون عجم‌اوغلو، گریگوری منکیو و فیلیپ آگیون اشاره کرد.

مبارزه با نابرابری: بازنگری درباره نقش دولت» [Combating Inequality: Rethinking Government's Role]  اولیویه بلانچارد و دنی رودریک [Olivier Blanchard & Dani Rodrik]

نابرابری واقعیتی است که توی چشم می‌زند. درآمد ثروتمندترین دهک جامعه ایران در ابتدای دهه 1390 به اندازه 10.5 برابر فقیرترین دهک بود و تا پایان دهه، به 14 برابر افزایش یافت. مطالعه‌ای نشان می‌دهد ثروت دهک برخوردار جامعه بیش از 45 برابر فقیرترین دهک است و بالغ بر 50 درصد ثروت کشور در اختیار دهک مرفه است. 80 درصد سپرده‌های حقیقی بانک‌ها در اختیار 10 درصد سپرده‌گذاران است. این وضعیت در طول دهه 90 بدتر شده است و دیگر فرصت‌های ناشی از رشد اقتصادی دهه 1380 نیز وجود ندارند تا ماندگاری فقرا در فقر طولانی نباشد.

وضعیت در جهان نیز کم‌و‌بیش همین است. دارایی 388 نفر ثروتمندترین افراد جهان در سال 2010 معادل سه‌میلیارد‌و 300 میلیون نفر بوده است. ثروت صدک اول در آمریکا برابر با 9 دهک جامعه است و ثروت خانواده مالک والمارت برابر با 40 درصد پایینی مردم آمریکا است. وضعیت در اروپای غربی به دلیل سیاست‌های متفاوت – نظیر مالیات تصاعدی، نهادهای قدرتمندتر بازار کار نظیر اتحادیه‌های کارگری و قوانین حداقل دستمزد و نقش‌آفرینی بیشتر دولت‌ها در عرصه بهداشت، آموزش و حمایت اجتماعی – اندکی بهتر است؛ اما اروپا نیز از نابرابری شدید رنج می‌برد.

نابرابری پیامدهای ویرانگری داشته است. سرخوردگی عمومی جوانان که در آینده کاری نخواهند داشت و حتی با داشتن شغل نیز نمی‌توانند تصویری از زندگی آبرومند برای خود بسازند، یکی از از پیامدهای اجتماعی و سیاسی خطرناک این وضعیت است. آمار سازمان بین‌المللی کار در سال 2020 میلادی حاکی از وجود 220 میلیون بی‌کار در بازار است و سالانه 40 میلیون جوان نیز وارد بازار کار می‌شوند. لشکر بی‌کاران می‌تواند همه کشورها و جهان را به چالش بکشد، مگر آنکه بازنگری در مسیرهای حرکت اقتصادها و جوامع بروز کند. ویلکینسون و پیکت در کتاب «تاوان نابرابری: چرا برابری به سود همگان است» شرحی مفصل و چندبُعدی از پیامدهای خسارت‌بار نابرابری ارائه می‌دهند. سایمون کوزنتس برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 1971 معتقد بود باید پیگیری آرمان برابری را تا زمانی که امکانات حاصله از رشد اقتصادی توزیع درآمدی عادلانه‌تر را میسر کند، به تعویق انداخت. تصور بر این بود که با رشد اقتصادی، نابرابری کاهش می‌یابد؛ اما توماس پیکتی با مقایسه آمارها از 1870 تا 2010 نشان داد نابرابری در غرب نه با سازوکاری اقتصادی بلکه بر اثر سیاست‌های اجتماعی ناشی از ترس از شوروی و مارکسیسم بین سال‌های 1946 تا 1970 کاهش یافته بود و پس از آن نابرابری از دهه 1970 به بعد افزایش یافته است. نابرابری حالا به مسئله‌ای جدی برای همه کشورها – حتی در غرب با سابقه کاهش نابرابری در میانه قرن بیستم – بدل شده و پیامدهای خطرناک آن اقتصاددانان را به تحلیل و جستن راه‌حل‌های کاهش نابرابری واداشته است. نابرابری همیشه برای اقتصاددانان مسئله بوده است و از زوایای مختلف به آن پرداخته‌اند. اقتصاددانان همواره پرسیده‌اند آیا باید نگران نابرابری بود یا پدیده‌ای است که بر اثر رشد اقتصادی خودبه‌خود کاهش می‌یابد؟ آیا کارآمدی افزون‌تر نیازمند نابرابری بیشتر است؟ آیا باید بیشتر نگران رشد اقتصادی یا نگران نابرابری بود؟ نابرابری در طول زمان افزایش یافته یا کاهش است؟ چگونه می‌توان بدون آسیب‌زدن به رشد و کارایی از نابرابری کاست؟ کتاب «مبارزه با نابرابری» ویراسته اولیویه بلانچارد و دنی رودریک به همه این‌گونه سؤالات می‌پردازد. کتاب نوشتارهای جمعی از اقتصاددانان است که در اکتبر 2019 در همایشی درباره نابرابری، حاصل اندیشه‌ورزی‌ها و تحلیل‌های خود درباره چشم‌انداز، ابعاد اخلاقی و فلسفی، ابعاد سیاسی و راهکارهای کاهش نابرابری را به اشتراک گذاشته‌اند.

یکی از مزایای مهم این کتاب تلاش برای ارائه راهکارهاست. راهکارهای کتاب در یک تقسیم‌بندی کلی سه مرحله پیش از تولید، تولید و پساتولید را در بر می‌گیرند و در بخش‌های چهارم تا یازدهم کتاب گنجانده شده‌اند و به‌این‌ترتیب بیش از 60 درصد صفحات کتاب معطوف به راه‌حل‌هاست. راهکارهای ارائه‌شده عمدتا معطوف به توزیع سرمایه انسانی، تجارت و سرمایه‌گذاری خارجی، (باز)توزیع سرمایه مالی، تغییرات فناورانه، سیاست‌ها و ابزارهای بازار کار، چتر حمایت اجتماعی و مالیات تصاعدی است. اگرچه کتاب با محوریت نابرابری در کشورهای غربی است؛ اما همه فصول حاوی بینش‌هایی عمیق برای سایر کشورها و از جمله ایران نیز هست.

ویراستاران کتاب تأکید می‌کنند که اجماعی بین نویسندگان کتاب وجود دارد، درباره اینکه نابرابری را باید اولویت داد و مقابله با نابرابری صرفا از طریق تحریک رشد اقتصادی یا حذف مداخلات دولتی اتفاق نمی‌افتد. آنها متذکر می‌شوند که «میان نویسندگان بخش‌های مختلف کتاب حاضر توافقی عمومی وجود دارد که در اقتصادهای ما زمین باز به ضرر فقرا و طبقه متوسط شیب یافته است. شرکت‌ها و اغنیا قدرتی بیش از اندازه اعمال می‌کنند و تأثیری افراطی بر تعیین قواعد بازی دارند» (صص. 42-41). به‌علاوه «همایش نشان داد که برای مبارزه با نابرابری با کمبود ایده‌ و ابزارهای سیاست‌گذارانه مواجه نیستیم» (ص. 43). جای امیدواری است که اقتصاددانان از موضع اغلب منتقد به موضع تلاشگر برای تدوین راهکارهای کاهش نابرابری حرکت کرده‌اند. نکته بسیار مهمی که کتاب نشان می‌دهد، این است که همگان، از شرکت‌ها گرفته تا دولت‌ها و جنبش‌های مردمی می‌توانند در مبارزه با نابرابری نقش ایفا کنند. فراتر از آن این واقعیت روشن می‌شود که به نفع مبارزه سودآور با نابرابری هم استدلال نظری و هم شواهد کافی وجود دارد. شرکت‌ها، دولت‌ها و کارآفرینان همگی برندگان مبارزه با نابرابری هستند، مشروط به آنکه این مبارزه به‌درستی طراحی شود. من در متنی که با عنوان «مبارزه سودآور با نابرابری» برای این کتاب نوشته‌ام، نشان داده‌ام که چگونه این کار ممکن است و در برخی تجربه‌های جهانی عملیاتی نیز شده است.

کتاب «مبارزه با نابرابری» را به دلیل همه آنچه نوشته شد، می‌توان به علاقه‌مندان اقتصاد، سیاست اجتماعی، سیاست عمومی و مقابله با نابرابری و توسعه عدالت توصیه کرد. کتابی که حاوی بینش‌های عمیقی برای هرکسی است که تمایل دارد سیاست‌هایی برای بهبود وضع بشر در دنیای نابرابر امروز صورت‌بندی کند یا از چنین سیاست‌هایی حمایت کند. این کتاب اقتصاددانان، فیلسوفان و جامعه‌شناسان را فراخوانده است تا هم تحلیلی عمیق‌تر از چرایی و پیامدهای نابرابری به دست بدهد و هم سیاست‌های روشنی ارائه دهد برای مقابله با این نابرابری که تمدن بشر را تهدید می‌کند.

کتاب «مبارزه با نابرابری» ویراسته اولیویه بلانچارد و دنی رودریک با ترجمه رضا بخشی‌آنی و مجید امیدی، در 388 صفحه با قیمت 160 هزار تومان در نشر روزنه در آبان 1401 منتشر شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

وقتی با یک مستبد بی‌رحم که دشمنانش را شکنجه کرده است، صبحانه می‌خورید، شگفت‌آور است که چقدر به ندرت احساس می‌کنید روبه‌روی یک شیطان نشسته یا ایستاده‌اید. آنها اغلب جذاب هستند، شوخی می‌کنند و لبخند می‌زنند... در شرایط مناسب، هر کسی می‌تواند تبدیل به یک هیولا شود... سیستم‌های خوب رهبران بهتر را جذب می‌کنند و سیستم‌های بد رهبران فاسد را جذب می‌کنند... به جای نتیجه، روی تصمیم‌گیری‌ها تمرکز کنیم ...
دی ماهی که گذشت، عمر وبلاگ نویسی من ۲۰ سال تمام شد... مهر سال ۸۸ وبلاگم برای اولین بار فیلتر شد... دی ماه سال ۹۱ دو یا سه هفته مانده به امتحانات پایان ترم اول مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه اخراج شدم... نه عضو دسته و گروهی بودم و هستم، نه بیانیه‌ای امضا کرده بودم، نه در تجمعی بودم. تنها آزارم! وبلاگ نویسی و فعالیت مدنی با اسم خودم و نه اسم مستعار بود... به اعتبار حافظه کوتاه مدتی که جامعه‌ی ایرانی از عوارض آن در طول تاریخ رنج برده است، باید همیشه خود را در معرض مرور گذشته قرار دهیم ...
هنگام خواندن، با نویسنده‌ای روبه رو می‌شوید که به آنچه می‌گوید عمل می‌کند و مصداق «عالِمِ عامل» است نه زنبور بی‌عسل... پس از ارائه تعریفی جذاب از نویسنده، به عنوان «کسی که نوشتن برای او آسان است (ص17)»، پنج پایه نویسندگی، به زعم نویسنده کتاب، این گونه تعریف و تشریح می‌شوند: 1. ذوق و استعداد درونی 2. تجربه 3. مطالعات روزآمد و پراکنده 4. دانش و تخصص و 5. مخاطب شناسی. ...
کتاب نظم جامعه را به هم می‌زند و مردم با کتاب خواندن آرزوهایی پیدا می‌کنند که حکومت‌ها نمی‌توانند برآورده کنند... فرهنگ چیزی نیست که یک بار ساخته شود و تمام شود. فرهنگ از نو دائماً ساخته می‌شود... تا سال ۲۰۵۰ ممکن است مردم کتاب را دور بریزند... افلاطون می‌گوید کتاب، انسان‌زدایی هم می‌کند... کتاب، دشمن حافظه است... مک لوهان می‌گوید کتاب به اندازه تلویزیون دموکراتیک نیست و برای نخبگان است! ...
حریری از صوَر و اصوات طبیعت ژاپنی را روی روایتش از یک خانواده ژاپنی کشیده و مخاطب را با روح هایکوگون حاکم بر داستانش پیش می‌برد... ماجرای اصلی به خیانت شوئیچی به همسرش برمی‌گردد و تلاش شینگو برای برگرداندن شرایط به روال عادی‌... زنی که نمونه کامل زن سنّتی و مطیع ژاپنی است و در نقطه مقابل معشوق عصیانگر شوئیچی قرار می‌گیرد... زن‌ها مجبورند بچه‌هایی را بزرگ کنند که پدرهای‌شان مدت‌ها قبل فراموش‌شان کرده‌اند ...