کتاب «غربالی در دست» نوشته سیدمهدی طباطبائی(عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی) منتشر شد.

غربالی در دست سیدمهدی طباطبائی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب با عنوان فرعی «بررسی سرقت ادبی و هم‌سانی‌ها در شعر معاصر» توسط انتشارات سنایی به چاپ رسیده است.

در معرفی کتاب «غربالی در دست» که در سه فصل نگاشته شده، عنوان شده است: فصل نخست با عنوان «زمینه‌ها و مباحث پیرامونیِ شباهت‌های صوری ـ محتوایی و سرقت ادبی» درباره عوامل مؤثر در شکل‌گیری شباهت‌های صوری ـ محتوایی، دلایل فزونی سرقت ادبی در شعر معاصر، و نمونه‌هایی از واکنش‌ها نسبت به شباهت‌های صوری ـ محتوایی و سرقت ادبی در شعر معاصر سخن می‌گوید.

فصل دوم، «بررسی، تطبیق و تحلیل آرای اندیشمندان درخصوص شباهت‌های صوری ـ محتوایی» است که در آن، ابتدا، شباهت‌های صوری ـ محتوایی و گونه‌های مختلف آن بررسی می‌شود. در پایان این فصل، نویسنده با طرح مبحثِ «برزخ میان سرقت ادبی و شباهت‌های صوری ـ محتوایی» به این نتیجه می‌رسد که برای تحلیل و تشخیص سرقت ادبی در شعر معاصر، باید الگوی جدیدی تعریف کرد.

در فصل سوم این الگو ارائه می‌شود که براساس آن، از شباهت‌های صوری ـ محتوایی تحت عنوان «هم‌سانی‌ها» یاد می‌شود؛ هم‌سانی‌هایی در شکل ظاهری شعر و هم‌سانی‌هایی در شکل ذهنی آن. در آخرین مبحث هم سرقت ادبی در شعر معاصر بررسی می‌شود.

از ویژگی‌های این کتاب می‌توان به بررسی جریان‌های سرقت ادبی در شعر معاصر و همچنین، ارائه شواهد مثال از شعر معاصر اشاره کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...