مطالعات نشان می‌دهد که بسیاری از ناهنجاری‌های اجتماعی، نداشتن روحیه کار جمعی، تحمل نکردن دیگران و خودخواهی به خاطر رشد و بزرگ شدن در فضای بسته است و حالا کتاب «بوم‌شناسی تخیلات کودکی» آمده است تا از اهمیت تجربه عمیق طبیعت در کودکی بگوید.

بوم‌شناسی تخیلات کودکی

ادیت کاب با سالها مطالعه در حسب‌حال‌ها و زندگینامه‌های افراد خلاق و نیز مشاهدات شخصی در دهه ۱۹۴۰ بویژه در مدرسه کار اجتماعی نيويورک در کتاب «بوم‌شناسی تخیلات کودکی» ذات کودک را در ارتباط با جهان طبیعت می‌داند و معتقد است نیروهای درونی به تنهایی، تخیلات را پیش نمی‌برند. کتاب او در باب اهمیت تجربه عمیق طبیعت توسط کودکان و تأثیر آن در ادراک و سلامت روانی آنان در بزرگسالی پیشگام است.

از نگاه ادیت کاب کودک مانند شاعر، ابزار خویشتن است و تمامی جسم او، مملو از عواطف و هیجانات ابزار ذهن اوست که با لذتی پرشور برای مشغولیت خلاقانه با نیروهای طبیعت به او خدمت می‌کند.

به نظر ادیت کاب حس بوم شناختی کودک از طبیعت اساسا حسی زیباشناختی است که با لذت ناشی از شناخت و حضور در طبیعت برانگیخته می‌شود. چرا که طبیعت سرشار از زندگی و فرآیندهای مرتبط با زندگی است و خوشی و شادی و درگیری عاطفی و هیجانی ناشی از حضور در طبیعت قالبی را فراهم می‌کند که گرایش کودک و بعدها فرد بزرگسال برای خلاقیت و اکتشاف در آن شکل می‌گیرد و قالب‌ریزی می‌شود و کودک با فرصت حضور و فعالیت در دامن طبیعت، بازی و کار با ماسه، چوب و خاک و تجربه ساختن یک کلبه کوچک می‌تواند جهان خود را شکل دهد و خود را کشف کند.

ادیت کاب تصریح می‌کند حس کودک از حیرت که در قالب تعجب و لذت خود را بروز می‌دهد در حقیقت واکنشی به راز و رمز موجود در طبیعت است، طبیعتی که تجربیاتی بیشتر یا بهتر، کارهای بی‌شماری برای انجام دادن و امکان غوطه خوردن در شناخته‌ها و ناشناخته‌ها را به کودک نوید می‌دهد.

کتاب «بوم‌شناسیِ تخیلات کودکی؛ مجموعه مقالات» دربرگیرنده مقاله اصلی ادیت کاب با عنوان «بوم‌شناسی تخیلات کودکی» منتشر شده در سال ۱۹۵۹ میلادی و نقد و بررسی ایده و کار اوست. کتاب «بوم‌شناسی تخیلات کودکی» در سه بخش منتشر شده که شامل مقاله بوم‌شناسی تخیلات کودکی و نقد و بررسی این مقاله توسط سایرین است.

کتاب «بوم‌شناسیِ تخیلات کودکی؛ مجموعه مقالات» از سری کتاب‌های «کودک و تجربه طبیعت» که به همت محمد عظیمی گردآوری و توسط ناهید رضازاده ترجمه شده را در ۱۷۲ صفحه با قطع رقعی انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد رهسپار بازار کتاب کرده است.

ادیت کاب Edith Cobb(۱۹۷۷-1895) نویسنده‌ای پیشرو بود که علایق گسترده‌اش از فلسفه، روانشناسی، شعر و هنر گرفته تا علم و بوم‌شناسی را در بر می‌گرفت.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...