کتاب «ادیان، دیپلماسی و نیایش» که در اکتبر ۲۰۲۵ توسط انتشارات کتابخانه واتیکان منتشر شده، برای نخستین‌بار در همایش «نزدیک شدن در امید» که توسط انجمن بین‌المللی «محبت سیاسی» برگزار شد، معرفی گردید. این کتاب به‌عنوان نمادی و انگیزه‌ای برای تفکر دربارۀ رابطۀ عمیق میان شناخت دیپلماسی و گفت‌وگوی بین‌ادیانی شکل گرفته است. این توانایی در احترام متقابل و همکاری، شرطی ضروری برای نزدیک شدن ملت‌ها به یکدیگر است؛ مسیری که محبت سیاسی از زمان تأسیس خود در سال ۱۹۹۶ در آن گام برداشته است.

ادیان

این اثر خطوط اصلی بیانات کاردینال پیترو پارولین، دبیر دولت واتیکان، اسقف پل ریچارد گلگر، دبیر روابط با دولت‌ها در واتیکان، امام احمد الطیب، امام الازهر، و دکتر محمد حسین مختاری، سفیر جمهوری اسلامی ایران در واتیکان را بازتاب می‌دهد و با مقدمه‌ای از پروفسور آلفردو لوچیانی، بنیان‌گذار و رئیس انجمن محبت سیاسی همراه است.

در چشم‌اندازی جهانی که با مشکلاتی در ابعاد سیاره‌ای مواجه است، همکاری میان ادیان و دیپلماسی بیش از پیش ضروری است تا به تثبیت ایده‌ها، اصول و هنجارهایی کمک کند که بتوانند آرمان‌های مشروع خانوادۀ بشری را تحقق بخشند. گفت‌وگوی میان ادیان و دیپلماسی بر این آگاهی استوار است که ارزش‌هایی مشترک وجود دارند، زیرا این ارزش‌ها در ذات انسان ریشه دارند.

از آنجا که اسلام و مسیحیت هر دو خدای یگانه‌ای را که آفرینندۀ آسمان و زمین است می‌ستایند، فضای گسترده‌ای برای تفاهم و همکاری میان آن‌ها وجود دارد. هدف این کتاب، تداوم و تقویت این همکاری است؛ همکاری‌ای که امکان ایجاد روابطی مبتنی بر احترام متقابل، اعتماد و دوستی میان مسلمانان و مسیحیان را فراهم کند، تا بتوان به مشارکتی ثمربخش در فضای تفاهم و احترام دست یافت.

پروفسور «آلفردو لوچیانی»، در مقدمه کتاب تأکید می‌کند که «وضعیت کنونی جهان، همه -افراد و ملت‌ها- را به کنشی جمعی بر پایۀ درکی روشن از جنبه‌های اقتصادی، فرهنگی و معنوی فرا می‌خواند. از این منظر، محبت سیاسی خود را موظف دیده تا به جست‌وجوی شکل‌های نوینی از تعهد بپردازد و پاسخی عملی و معتبر به تلاش برای پیشگیری و کنترل درگیری‌ها ارائه دهد، با کاوش در هر مسیر ممکن دیپلماتیک و توجه به حتی ضعیف‌ترین نشانه‌های گفت‌وگو یا تمایل به آشتی.»

او سپس بر این اصل تأکید می‌کند که «ادیان و دیپلماسی به یکدیگر وابسته‌اند. میان آن‌ها رابطه‌ای عمیق وجود دارد، زیرا هر دو از ابعاد اساسی و بنیادین هستند که باید با هم از سوی همه انسان‌ها مورد دفاع و ترویج قرار گیرند: عدالت اجتماعی، ارزش‌های اخلاقی، صلح و آزادی. ادیان باید در جهت حل مشکلات جهانی بشریت متعهد شوند و از آنچه میان آن‌ها مشترک است آغاز به تفکر کنند.»

هدف از انتشار این کتاب، جست‌وجوی تمام راه‌های ممکن برای ترویج گفت‌وگوی بین‌ادیانی، یافتن نقاط اشتراک میان باورها و آیین‌های مختلف و گسترش همکاری برای ساختن آینده‌ای سرشار از عدالت و صلح برای کل بشریت است. همه با هم، در حالی که هرکس معنویت خود را پرورش می‌دهد و دین خود را به‌جا می‌آورد، می‌توانند به شناخت متقابل و احترام متقابل کمک کنند تا آنچه فراتر از تفاوت‌ها ما را متحد می‌سازد، آشکار شود.

در این زمینه، ما به‌ویژه فراخوانده شده‌ایم تا امکان انجام محبت فعال را با پیروان سایر ادیان به رسمیت بشناسیم. در واقع، محبت در همۀ ادیان مشترک است، چرا که بیشتر جدایی‌ها ناشی از نبود عشق و درک متقابل بوده‌اند.

این اثر مشترک در حقیقت امید دارد که امکان همکاری و دیدار میان پیروان ادیان مختلف در پهنه‌ گستردۀ ارزش‌های معنوی، انسانی و اجتماعیِ مشترک فراهم شود و گواهی مؤثری از ارزش‌های مشترکِ خانواده‌ی بزرگ بشری از طریق پیوندهای شخصیِ دوستی و با رعایت احترام متقابل ارائه گردد؛ به‌گونه‌ای که در نیازهای انسانی و معنوی، به یکدیگر نزدیک شوند و یاری رسانند.

پروفسور لوچیانی بارها بر اهمیت آن تأکید می‌کند که گفت‌وگوی بین‌ادیانی باید در روحیۀ درک متقابل، همکاری، حقیقت و آزادی انجام شود. او می‌گوید: «ما به‌عنوان مؤمنان می‌دانیم که تنها خداوند است که معنای نهایی زندگی ما و تاریخ بشر را تعیین می‌کند، و حقیقت جدایی‌ناپذیر از محبت است. در این زمینه، اسلام برای مسیحیت نقشی مهم دارد، چراکه به‌عنوان مخاطبی ضروری برای ساختن تمدن نوین انسانی در نظر گرفته می‌شود. برخی حقایق ویژه وجود دارند که می‌توانند زمینه‌ساز گفت‌وگو میان مسیحیان و مسلمانان شوند، تا هر دو طرف در ایمان خود رشد کنند از طریق «گفت‌وگوی ارزش‌ها» – گفت‌وگویی که می‌تواند به همکاری مشترک در جهان برای دفاع از عدالت و صلح منجر شود.»

منبع: هفته نامه حوار(سفارت جمهوری اسلامی ایران در واتیکان) سال دوم شماره 90، دوم آبان 1404

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...