ششمین چاپ کتاب «راه مهدی(عج)» تالیف آیت‌الله سیدرضا صدر منتشر شد. در این کتاب با استدلال عقلی به اثبات امامت حضرت ولیعصر(عج) پرداخته شده است.

به گزارش مهر، موسسه بوستان کتاب قم ششمین چاپ کتاب «راه مهدی (عج)» نوشته آیت الله سیدرضا صدر، به اهتمام حجت‌الاسلام والمسلمین سیدباقر خسروشاهی را با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۳۳۲ صفحه و بهای ۴۳ هزار تومان منتشر کرد. چاپ پیشین (پنجم) این کتاب در سال ۱۳۹۱ با شمارگان هزار و ۲۰۰ نسخه و بهای ۶ هزار و ۴۰۰ تومان منتشر شده بود.

کتاب هشت فصل دارد. «امید و عدالت»، «بشارات و اشارات»، «پدر و مادر»، «سفرای کبار»، «معجزاتی چند از حضرتش در زمان غیبت صغری»، «شرفیابی در غیبت صغری» و «شرفیابی در غیبت کبری» عناوین هفت فصل از کتاب است. فصل هشتم کتاب نیز شامل سروده‌هایی از مرحوم آیت الله سیدرضا صدر در مدح حضرت ولیعصر (عج) است. این کتاب در ۱۳۷۹به عنوان اثر برگزیده «جشنواره مهدویت» شناخته شد.

آیت الله سیدرضا صدر این کتاب را به «حجت یزدان»، «یازدهمین فرزند امیرالمومنین»، «نهمین فرزند حسین»، «چهارمین فرزند شاه خراسان» و «یگانه فرزند امام حسن عسکری» تقدیم کرده که تاریخ ۲۲ مرداد ۱۳۷۱/۱۳ صفر ۱۴۱۳ در پای خود دارد.

«راه مهدی» راجع به خاستگاه فطری اندیشه ظهور مصلح پرداخته و با استدلال عقلی و استناد به روایاتی از پیامبر اسلام (ص) و ائمه هدی (ع) اثبات کرده است که منجی و مصلح، شخص معین و معصوم از آل رسول الله (ص) است. نویسنده در این کتاب با بررسی اوضاع عصر حضور و غیبت صغری و کبری و چگونگی ارتباط حضرت مهدی علیه السلام با مردم، به تبیین روند غیبت ایشان و کیفیت استفاده آنان از هدایت‌های آن امام غایب از نظر پرداخته است.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «در عدل عالم گیر و حکومت واحد جهانی، تبعیضات نژادی وجود ندارد؛ چون حکومت مردم است، حکومت واحد جهانی، حکومت یک تن نیست، حکومت یک حزب نیست، حکومت خلق است و قدرت در دست مردم است، حکومت واحد جهانی تحقق پذیر نیست، مگر در صورتی که ملت‌ها خواستار آن باشند.»

سیدرضا صدر فرزند آیت‌الله العظمی سیدصدرالدین صدر (از مراجع ثلاث حوزه علمیه قم پیش از دوران زعامت آیت‌الله العظمی بروجردی) و برادر بزرگتر امام موسی صدر، در سال ۱۳۰۰ در مشهد به دنیا آمد و در ۱۲ آبان ۱۳۷۳ در قم درگذشت.

سیدرضا صدر اکنون بیشتر به خاطر نوآوری‌های فقهی خود در دروس خارج فقه‌اش و کتاب «أربعون و مأتا مسئلة فقهیة» مشهور است. در این کتاب آیت‌الله صدر روش اجتهاد را نیز آموزش می‌دهد. با این اوصاف عمده شهرت و همچنین وزارت علمی او در حوزه فلسفه است. عمده تحصیلات آیت‌الله صدر در فلسفه در محضر امام خمینی(ره) بود. همین تبحر او در فلسفه و براهین عقلی باعث قوت کتاب «راه مهدی (عج) نیز شده است.

درباره تبحر فلسفی آیت‌الله صدر نیز نقل قول‌های زیادی وجود دارد. به عنوان مثال آیت‌الله سیدمرتضی مستجابی در جایی بیان کرده که «بعد از علامه طباطبایی هیچ کس اسفار ملاصدرا را مثل حاج آقارضا تدریس نکرد.» آیت‌الله سیدمصطفی خمینی، امام موسی صدر، حجت‌الاسلام سیدباقر خسروشاهی، مهدی شب‌زنده‌دار، دکتر سیدکاظم اکرمی، فضل‌الله محلاتی، علی حجتی کرمانی و عبدالنبی نمازی، تنی چند از مشهورترین شاگردان آیت‌الله صدر هستند.

«فلسفه آزاد»، «صحائف من الفلسفة»، «برهان الصدیقین»، «الفلسفة العلیا»، «حاشیه بر منظومه» و «حاشیه بر اسفار اربعه» از جمله مهم‌ترین کتاب‌های آیت‌الله صدر در حوزه فلسفه است.

همچنین «راه محمد(ص): پیغمبر خاتم»، «راه علی (ع)»،‌ «راه قرآن»، «پیشوای شهیدان»، «مسیح(ع) در قرآن»، «حسن یوسف»، «محمد (ص) فی القرآن»، «ارث الزوجه عند الامامیه» و «تفسیر سوره حجرات» عناوین شماری دیگر از تالیفات منتشر شده مرحوم آیت‌الله سیدرضا صدر است.

................ هر روز با کتاب ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...