ترجمه کامل «گلستان» اثر جاودانه شیخ مصلح الدین سعدی حکیم و شاعر ایرانی به اهتمام "خواکین رودریگز ورگاس" از فارسی به اسپانیایی ترجمه و از سوی نشر «ال‌کوبره» چاپ و منتشر شد.

به گزارش فارس، کتاب گلستان پیش از این از زبان انگلیسی و فارسی به اسپانیایی ترجمه شده بود، ولی ترجمه اخیر گلستان برای نخستین بار به طور مستقیم از زبان فارسی و به صورت کامل انجام گرفته است.

خواکین رودریگز که تا کنون آثار دیگری چون "سووشون"، "مینوی خرد"، "از شهر دنیا تا دنیا شهر" و ... را از فارسی به اسپانیایی ترجمه کرده است، در گفتگو با رایزن فرهنگی درباره این ترجمه گفت: کوشش من در ترجمه گلستان این بود که علاوه بر دقت در انتقال اندیشه های این ادیب برجسته مضامین و نکات بدیع آن نیز به خوبی منتقل شود. هم چنین تلاش کردم تا اشکالات و نواقص موجود در ترجمه های دیگر تکرار نشود.

این مترجم توانمند اسپانیائی در مقدمه کتاب شرح مفصلی درباره زندگی و زمانه
سعدی، اهمیت و ارزش ادبی و حکمی گلستان و آثار دیگر سعدی، جایگاه او در ایران و جهان و نیز ترجمه های گلستان به زبان های دیگر هم چون فرانسه، آلمانی، عربی، انگلیسی، روسی و ترکی آورده است.

وی که هدف خود را از ترجمه آثار فارسی از جمله گلستان معرفی ادبیات ایران به مردم کشور خود بیان می کند در مقدمه کتاب چنین آورده است:گلستان در برگیرنده ضرب المثل‌ها، سخنان حکیمانه و کوتاه با نثری شیوا و آهنگین است که
سعدی در پایان هر یک با یک یا چند بیت شعر از سخنان خود نتیجه گیری اخلاقی و تربیتی نموده است و می توان این اثر را جزو یکصد کتاب برجسته ادبیات جهان بشمار آو‌رد. وی در بخش دیگری از مقدمه درباره ارزش گلستان در میان ایرانیان آورده که مردم ایران مطالب و اشعار گلستان را در گفتگوهای روزمره بکار می برند زیرا سخنان سعدی پر از حکمت و اندرز و در واقع کتابی برای روش درست زندگی کردن است.

ترجمه گلستان با شمارگان دو هزار نسخه، در 285 صفحه و با قیمت 22 یورو به بازار کتاب عرضه شده است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...