آلبوم «سرانجام گاهی» شامل شعرهای احمدرضا احمدی با صدای او و موسیقی اردوان وثوقی به مناسبت هشتادمین سالگرد تولد این شاعر منتشر شد.

به گزارش ایسنا بر اساس خبر رسیده، این آلبوم به تهیه‌کنندگی موسسه مردم‌نهاد مهرگیتی ساخته شده و تمامی عواید حاصل از فروش آن به مدرسه‌سازی در مناطق کمتر برخوردار کشور اختصاص خواهد یافت.

اردوان وثوقی، آهنگساز و تنظیم‌کننده این اثر درباره تهیه این آلبوم می‌گوید: «ساخت موسیقی بر روی شعر و صدای شاعری همچون احمدرضا احمدی برای من مسئولیتی تاریخی‌، انتخابی دشوار و بختی بلند بود. از این‌رو لازم می‌دانم پاره‌ای توضیحات درباره ساخت این آثار ارائه دهم: برای حفظ نقش تاریخی صدای شاعر و اصالت اشعار، تن صدای شاعر و روایت اشعار را موضوع اصلی ساخت موسیقی قرار دادم و از آهنگسازی مستقل فاصله گرفتم. انتخاب را بر آن گذاشتم که همه امکانات صدا را در خدمت شعر و صدای شاعر بگذارم تا به محصول شنیداری واحدی برسیم و شعر یا موسیقی تحت‌الشعاع یکدیگر قرار نگیرند و به نوعی به موسیقی شعر دست یابیم».

او در ادامه می‌افزاید: «پروژه ساخت موسیقی این اثر بسیار سخت‌گیرانه و باکیفیت بود، به طوری که ضبط تمامی سازها و گروه کر به صورت زنده انجام شد. یک گروه ۸۰  نفره در تهیه موسیقی این اثر همکاری کردند؛ از جمله گروه کر فلارمونیک ایران به رهبری علیرضا شفقی‌نژاد که یکی از بزرگترین و موفق‌ترین گروهای کر در کشور هستند».

................ هر روز با کتاب ...............

قصه‌ها اغلب به شکلی مطرح شده که انگار مخاطب قبلا آنها را شنیده است... قصه یوسف یک استثناست... اصل قصه‌های قرآن بسیار با خرافات آمیخته شده... مولوی به نظرم برداشت‌های خیلی زیبایی از این قصه‌ها داشته... حتی قصه هاروت و ماروت را که گفتم فقط در یک آیه قرآن به آن اشاره شده آورده‌ام... این قصه‌ها واقعا می‌تواند منبع بزرگی برای ادبیات امروز ما باشد... نجیب محفوظ خیلی از این نثر تاثیر گرفته است ...
دادگاه‌های تفتیش عقاید و دیگر فجایع کلیسا در قرون وسطا برای برخی ابزار تحقیر مسیحیان و حجتی! بر حقانیت خویشتن است؛ اما نباید فراموش کرد که همان سنت‌های الهی که با مسیحیان شوخی نداشت، با ما مسلمانان هم تعارف ندارد. داستان سوارشدن اهالی متون مقدس بر جهل مردم به نام دین و باجگیری روحانیت اشرافی از قدرت، در طول تاریخ بشر، یک داستان تکراری با نتایج تکراری ست. حتی برای اهالی کتاب و سنت اسلامی: «ایمانی که با ترس آمده باشد؛ با خنده خواهد رفت.» ...
این آزارِ کوچکِ از سر عادت، سرنوشتش را تغییر خواهد داد... موجودات هرچه قدر هم که کوچک و خُرد باشند شأن و منزلتی رعایت‌کردنی دارند... داستان بیست نفر از کسانی را که الهام‌بخشش بوده‌اند برای خوانندگان تعریف می‌کند... از خلبان و فضانورد و ژرف‌پیما هست تا دوچرخه‌سوار و ویولون‌زن و ویلچرنشین. زن‌ها و مردهایی که در سنین جوانی یا پیری از خانه بیرون زده‌اند... قصه‌ی تلاش برای رسیدن ...
روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...