اقبال دوباره کتاب فراموش‌شده | شرق


«فرج بعد از شدت» نام کتابی است تشکیل‌شده از قصه‌هایی با درون‌مایه‌‌های یکسان، برآمده از دل تاریخ ادبیات و اکنون اقبال‌یافته نزد ادیبان و پژوهشگران. نسخه فارسی این کتاب ترجمه‌ای است مربوط به قرن هفتم به قلم حسین بن اسعد دهستانی و نسخه عربی که نسخه فارسی از روی آن ترجمه شده، متنی است نوشته‌شده در قرن چهارم به قلم قاضی ابوعلی محسن تنوخی. این کتاب را چنان‌که مشهور است یک‌بار پیش از این ترجمه که اکنون در دست است، محمد عوفی، نویسنده جوامع‌الحکایات، به فارسی برگردانده، اما تا به حال آن ترجمه یافته نشده و تنها در کتاب‌ها از آن یادی شده است. آخرین نسخه‌ای که از کتاب منتشر شده است، ویراست دوم این کتاب به سعی محمد قاسم‌زاده است که هفت سال پس از ویراست اول آن بار دیگر منتشر شده.

فرج بعد از شدت حمد قاسم‌زاده ابوتراب خسروی

فرج بعد از شدت، روایت‌هایی را در دل خود جا داده است که درون‌مایه تمام آن‌ها، چنان‌که از نام کتاب پیداست، قصه کسانی است که پس از سختی‌ گشایشی در کارشان رخ داده. فصل‌های سیزده‌گانه کتاب براساس انواع سختی‌هایی است که بر افراد حادث شده و سپس از آن نجات یافته‌اند، مانند «باب سیزدهم: در حکایت حال جماعتی که به مرض محبت گرفتار شدند و مدتی رنج و محنت و شدت و بلیت عشق کشیدند و عاقبت در کامرانی و شادمانی به مراد دل رسیدند...» یا به‌عنوان مثالی دیگر:«باب نهم در جماعتی که به ملاقات حیوانی مهلک امید از حیات ببریدند و به سببی از اسباب، نجات یافتند و به مراد رسیدند...» با توجه به نام همین دو فصل می‌توان مشاهده کرد که درون‌مایه ثابت کتاب هرچند در تمام فصل‌ها تکرار می‌شود، اما مبنای واحد و یکسانی ندارد. این کتاب که عده‌ای از پژوهشگران به سبب درون‌مایه یکسانش آن را از اولین نمونه‌های مجموعه داستان کوتاه در زبان فارسی و عربی دانسته‌اند در فصل‌های مختلف گونه‌های مختلفی از داستان را روایت می‌کند و از این نظر نمی‌توان آن را بنابر گونه‌شناسی ادبی کتابی دانست که دارای وحدت رویه است. نیز به‌روشنی معلوم نیست که قاضی تنوخی این روایت‌ها را از چه منابعی جمع کرده و چه مقدار آن پرورده ذهن اوست و چه مقدارش از افسانه‌های عامیانه گرفته شده یا از کتاب‌های دیگر در این کتاب وارد شده.

برخی از قصه‌های این کتاب،‌ برای مثال در ‌هزار و یک شب آورده شده و برخی از این کتاب به زبان و قلم دیگر نویسندگان چون مولانا و عوفی جاری شده. برای مثال داستان مردی بغدادی که خواب می‌بیند در جایی گنجی نهفته است و سپس برای یافتن آن گنج سفری آغاز می‌کند، هم در‌ هزارویکشب نقل شده و هم در فرج بعد از شدت و هم در دفتر ششم مثنوی معنوی و هم در دوران معاصر پائولو کوئیلو مضمون اصلی آن را در کتاب «کیمیاگر» پرورانده. کوئیلو بی‌شک به سبب اینکه با آثار و نوشته‌های بورخس آشنایی داشته و به سبب اینکه بورخس اهمیت آثاری مانند‌ هزارویکشب را به نویسندگان هم‌دوره خود نشان داده از این روایت‌ها آگاهی یافته است،‌ اما درباره ‌هزارویکشب یا مثنوی معنوی قضیه به این روشنی‌ها نیست. فرج بعد از شدت، پس از آنکه به فارسی‌زبانان معرفی شد تاکنون طرف توجه داستان‌نویسان بوده است.

عباس اقبال‌آشتیانی در سال ۱۳۲۷ در مجله یادگار یادداشتی با عنوان «یک کتاب فراموش‌شده: ترجمه فارسی کتاب فرج بعد از شدت» نوشته (این مقاله در مقدمه کنونی کتاب آمده است) فرج بعد از شدت را «یکی از کتب بسیار مشهور در ادبیات عربی و فارسی» دانسته. دیگرانی چون بهار هم به اهمیت این کتاب اشاره کرده‌اند. اما گذشته از ادیبانی چون آشتیانی و بهار کسانی چون گلشیری و از میان معاصران ابوتراب خسروی، برای مثال،‌ به این کتاب توجه ویژه‌ای داشته‌اند. مشهور است که داستان «دست‌ تاریک، دست روشن» گلشیری تحت‌تأثیر، یا به روایتی مقتبس از،‌ حکایت هفتم باب هشتم این کتاب است. ابوتراب خسروی نیز برخی از روایت‌های این کتاب را با تغییراتی در نثر و گاه با پس‌وپیش‌کردن روایات بازنویسی کرده تا هم خواندنش برای جوانان و نوجوانان امروزی ساده‌تر باشد و هم روایت‌هایش به شیوه مرسوم داستان‌نویسی امروزی نزدیک‌تر. تاکنون، درباره کتاب فرج بعد از شدت و اهمیت آن در ادبیات فارسی از زوایای مختلفی گفت‌و‌گو شده است. از شیوه نثر آن که نثری است بین «نثر منشیانه و صوفیانه» تا شیوه روایت‌های آن و ژانر روایت‌هایی که در کتاب آمده. نثر کتاب برای خواننده غیرمتخصص امروزی نثری ساده به حساب نمی‌آید و از سوی دیگر،‌ کتاب پر است از آیات و روایات و ابیاتی که در کتاب اصل آن به عربی آمده. محمد قاسم‌زاده و احسان موسوی‌خلخالی (ویراستار کتاب) در آخرین ویراست کوشیده‌اند این دشواری‌ها را با علامت‌گذاری مناسب، آوردن واژه‌نامه و ترجمه جمله‌های عربی برای خواننده، تا حدی آسان کنند.

قاسم‌زاده در مقدمه کتاب نوشته است: «در این ویرایش از کتاب فرج بعد از شدت، بر آن بودیم که مقابله نسخه‌ها را کنار بگذاریم و متنی را که به نظرمان ارزش ادبی دارد به صورتی آماده کنیم که خواننده غیردانشگاهی درست بخواند و بتواند به‌آسانی با آن ارتباط برقرار کند... ما باور داریم که کاربرد این شیوه می‌تواند بسیاری از متون را که قابلیت جلب توجه محافل غیردانشگاهی را دارند،‌ به میان خوانندگان بیشتری ببرد و چه‌بسا آنان توجه بیشتری به متون دانشگاهی و گاه مهجور کنند». قاسم‌زاده در توضیح روش خود و اهمیت آن در مقدمه، گذشته از معرفی خود کتاب فرج بعد از شدت، از دغدغه‌اش برای خوانده‌شدن این متون در بین مردم سخن می‌گوید و در توضیح روش خود که به تمامی مبتنی‌بر روش تصحیح علمی متون نیست، چنان‌که نقل شد،‌ بیان می‌کند که هدفش خوانده‌شدن این متن از سوی دسته گسترده‌تری از مردم بوده است و نه‌تنها به‌دست‌دادن تصحیحی علمی. از دید قاسم‌زاده با توجه به چنین متونی است که می‌توان بر ضعف واژگانی و ساختاری که در بین نویسندگان کنونی مشهود است فائق آمد. قاسم‌زاده تلاش کرده راهی باز کند که نویسندگان جوان‌تر و مترجمان تازه‌کارتر نیز فارسی بخوانند و فارسی را از خلال نثرهای متنوع‌تر و بهتری بیاموزند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...
او کاملا در اختیار توست می‌توانی همه خوابها و خیالهایت را عملی کنی‌... او همان دکتری‌ است که سالها پیش در حکومت‌ دیکتاتوری نظامی، پائولینا را مورد شکنجه و تجاوز قرار داده است... بچه‌هاشان و نوه‌هاشان‌ می‌پرسند که‌ راست‌ است که‌ تو‌ این‌ کار را کرده‌ای و اتهام‌هایی که به‌ تو‌ می‌زنند راست است‌ و آنها مجبور می‌شوند دروغ بگویند... چگونه‌ می‌توان کشوری‌ را‌ التیام بخشید که از سرکوب، آسیب بسیار دیده و ترس از فاش سخن گفتن‌‌ بر‌ همه‌ جای آن سایه افکنده است؟ ...
خانواده‌ای تاجر در شهرکی نیمه‌روستایی نیمه‌صنعتی... ناشنواست و زنش فریبش می‌دهد... کنسروهای مشکوک، مواد غذایی فاسد و به‌خصوص شراب قاچاق می‌فروشد... زنی است بلندبالا و باریک‌اندام، با چشم‌هایی خاکستری، معصوم و رفتاری پر قر و فر... لبخندزنان نگاه می‌کرد، همچون یک مار ماده که در بهار از لای گندم‌زار زردرنگ سر بلند کند تا گذار کارگر راه‌آهنی را از جاده تماشا کند... حال دیگر دوران سلطنت آکسینیا شروع می‌شود ...
کلیسای کاتولیک نگران به‌روزشدن علوم و انحراف مردم از عقاید کلیسا بود... عرب‌ها میانجی انتقال مجدد فرهنگ یونان باستان به اروپا شدند... موفق شد از رودررویی مستقیم با کلیسای کاتولیک بپرهیزد... رویای دکارت یافتن روشی برای تبیین کلیه پدیده‌های طبیعی در چارچوب چند اصل بنیادی بود... ماده ماهیتاً چیزی جز امتداد یا بعد مکانی نیست... شناخت یا معرفت را به درختی تشبیه کرد که ریشه‌هایش متافیزیک هستند، تنه‌اش فیزیک و شاخه‌هایش، علوم دیگر ...
وازهه که ما چرا نباید کتاب بخوانیم اما... مال اون‌وقتاس که مردم بیکار بودن... «لایک» نداره. بیشتر کتابا حتی ازشون «کپشن»م درنمیاد یا اگه درمیاد لایک‌خور نیست... بهداشتی هم نیست. آدم هرورقی که میخواد بزنه، باید انگشت‌شو تفمال کنه... میدونید همون درختا اگه برای کتاب قطع نشن، میتونن چقدر ذغال لیموی خوب بدن و چقدر قلیون دوسیب... کی جواب کله‌های سم‌گرفته ما رو میده؟... ندونی این هفته «فاطما گل» چیکار کرده، تو دورهمی نمیتونی تو بحس شرکت کنی ...