نود و نهمین شماره فصلنامه علمی – پژوهشی «نقد و نظر» به همت پژوهشکده فلسفه و کلام و اداره نشریات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی منتشر شد.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، نود و نهمین شماره فصلنامه علمی – پژوهشی «نقد و نظر» مربوط به پاییز ۱۳۹۹ منتشر و مقالات این شماره بر روی سامانه این نشریه به آدرس http:jpt.isca.ac.ir نمایه گردید.

«بررسی انتقادی دیدگاه هیوم در باب منشأ و مفاد اعتقاد به نفس/ روح آدمی» نوشته میثم شادپور و سیدمحمود موسوی، «بررسی سازگاری نظریه تجرد نفس با آموزه‌های قرآنی مربوط به زندگی اخروی» اثر مهدی ذاکری، «اثبات جاودانگی نفس در نظر افلاطون و تأثیرآن در برهان بساطت نفس سینوی در اثبات جاودانگی نفس (یک بررسی تاریخی)» به قلم مهدی عسگری و یوسف دانشور نیلو و «بررسی رؤیا از دیدگاه ارسطو و ابن سینا» نوشته محمدحسین مختاری از جمله مقالات این شماره است.

همچنین «بررسی تطبیقی هستی‌شناسی معنا در دیدگاه فیض کاشانی و علامه طباطبایی» نوشته محمدجواد منصور سمایی، محمدعلی مهدوی‌راد و حامد پوررستمی، «شیخ علاء الدوله سمنانی و نقد نظریه وحدت وجود ابن عربی» به قلم مرتضی کربلایی، «نقش قاعده بسیط الحقیقه در اثبات توحید صفاتی» اثر لیلا بانشی و سیداحمد فاضلی و علی اله‌بداشتی از دیگر مطالبی می‌باشد که در این شماره منتشر شده است.

فصلنامه علمی – پژوهشی «نقد و نظر» در پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC)، بانک اطلاعات نشریات کشور (Magiran)، پایگاه استنادی سیویلیکا (Civilica)، مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID)، پرتال جامع علوم انسانی، سامانه نشریه jpt. isca. ac. ir، کتابخوان همراه پژوهان (pajoohaan. ir) و پرتال نشریات دفتر تبلیغات اسلامی (http://journals.dte.ir) نمایه می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...