ایرنا- یک هزار و ۶۸۶امین شماره از سروش هفتگی با نگاه کامل به جشنواره فیلم فجر در ۴۸ صفحه به تازگی منتشر شده است.

این ویژه نامه در دو بخش قاب نقد و میز گفت وگو به بررسی برترین‌ فیلم های اکران شده در سی و هشتمین فیلم فجر به انتخاب تحریریه سروش می پردازد.

در ابتدای این شماره از سروش هفتگی علی آبکار دبیر تحریریه قاب نقد به حاشیه‌های خارج از متن  جشنواره سری زده و از جای خالی انیمیشن تا تعطیلی فتوکال و نشست های پر حاشیه قلم زده است.  همچنین در قاب نقد ویژه نامه سینمایی جشنواره، سروش به سراغ بازیگران، کارگردانان، نویسندگان و منتقدین این دوره از جشنواره رفته تا برای مخاطبان خود فضایی از جشنواره سال جاری را ترسیم کند.

اولین فیلمی که در قاب نقد به آن پرداخته شده، فیلم آبادان یازده ۶۰ است. علی آبکار در مطلبی با عنوان پایانی بر کلیشه های سینمایی جنگ؛ موفقیت آبادان یازده ۶۰ در ششنیده های دفاع مقدس به این فیلم پرداخته و نوشته است: در سال های اخیر اما پس از رکود نسبی در سینمای دفاع مقدس شاهد نگاه‌هایی نو در این حوزه هستیم؛ نگاه‌هایی که جنگ را به خط مقدم و تیر و تفنگ و صحنه‌های اکشن محدود نمی کند و سعی دارد زوایای کمتر گفته شده از جنگ را به زبان سینما بیان کند. ویلایی ها ساخته منیر قیدی و شیار ۱۴۳ ساخته‌ی نرگس آبیار، نمونه‌هایی از نگاه‌های نو به جنگ تحمیلی هستند که از کلیشه‌های مرسوم سینمای جنگ فاصله گرفته و سعی میکنند به قطعه‌های کمتر دیده شده پازل روایت جنگ توجه کنند. این مقدمه‌ی کوتاه مدخل خوبی است برای نوشتن از آبادان یازده۶۰، فیلمی که به مانند ویلایی ها و شیار ۱۴۳ به روایت جنگ از زاویه‌ای کمتر دیده شده پرداخته است. فیلم حال روز رادیو آبادان ... در ادامه سروش مصاحبه هایی با مهرداد خوشبخت کارگردان فیلم و ویداجوان بازیگر این فیلم داشته است.    

شنای پروانه فیلم بعدی است که از سوی سروش به آن پرداخته شده  و در مصاحبه‌ای با رضا درستکار به نقد و بررسی آن پرداخته است. نوبت به فیلم روز صفر می رسد. این فیلم که به شخصیت عبدالمالک ریگی می پردازد با عنوان قهرمان روز صفر نماینده‌ کدام اسلام است؟ به  نقد شده است. همچنین مجله سروش در گفت وگویی کوتاه با سعید ملکان انجام داده است.

تفاوت سعید ملکان در قهرمان پروری است عنوان مطلب دیگری است که در مصاحبه با محمود گبرلو منتقد سینما در بررسی فیلم روز صفر منتشر کرده است. این شماره از سروش از ابراهیم حاتمی کیا و خروج او هم غافل نشده و مطلب را با مروری از گفته‌های مسعود فراستی درباره‌ی خروج حاتمی کیا در خصوص این کارگردان آغاز کرده است. سپس با عنوان ورود به سینمای اعتراض به نقد فیلم خروج پرداخته و می نویسد: در خروج همه چیز ایده آل آغاز می شود؛ یک فرامرز غریبیان استثنایی  با بازی بدون دیالوگی که در سینمای ایران کمتر نظیر آن دیده شده است. ...

نقطه‌ قوت همیشگی فیلم‌های حاتمی کیا، حالا در بیستمین فیلم او به یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف  فیلمش بدل شده است و ... خورشید فیلم مجید مجیدی دیگر فیلمی است که مجله سروش درشماره ۱۶۸۶ خود به آن پرداخته ونقدی با عنوان بازگشت مجیدی به سینمایِ مجیدی نوشته شده است.

نوبت فیلم درخت گردو ساخته محمدحسین مهدویان می رسد که سروش به سراغ بازیگر جوان آن امیرحسین هاشمی رفته و در خصوص فیلم به  او گفت و گو پرداخته است.

در پایان این بخش از ویژه‌نامه علی آبکار پرونده قاب نقد را با کوتاه نوشت‌هایی برای فیلم‌های جشنواره  سی و هشتم فجر به پایان رسانده است. در ادامه‌ ویژه نامه‌ سینمایی جشنواره فجر سروش هفتگی به میز گفت و گو می رسیم که در این بخش سعید سادات احمدی دبیر میز مصاحبه گر به سراغ بازیگران و کارگدانان فیلم هایی چون لباس شخصی، دوزیست، پدران، مردن در آب مطهر و ...رفته و گفت و گو کرده است.

هفته‌هاست که حتی یک ماهی نیامده است که به طعمه‌ی قلاب‌های او دهن بزند، ولی ناامید نمی‌شود و برای بار هشتاد و پنجم راه دریا را در پیش می‌گیرد... وقت ظهر، ماهی بزرگی به قلاب می‌اندازد... ماهی در اعماق حرکت می‌کند و قایق را به دنبال خود می‌کشد...ماهی‌گیر پیر زمزمه می‌کند: «ای ماهی، من دوستت دارم و احترامت می‌گذارم، خیلی احترامت می‌گذارم. ولی تو را خواهم کشت»... ماهی سیمین‌فامْ سرانجام خط‌های ارغوانی پوست خود را بر سطح دریا نشان می‌دهد ...
به رغم کم‌حجم بودنش در واقع یک کتابخانه عظیم است... یکی از چالش‌های زمخشری در تفسیر کشاف این بود که مثلا با عرفا گلاویز است، چون عقل کلی که عرفا مطرح می‌کنند برای‌شان قابل قبول نیست... از لحاظ نگرشی من اشعری هستم و ایشان گرایشات اعتزالی دارد... حاکم مکه وقتی می‌بیند زمخشری به مکه می‌رود، می‌گوید اگر تو نمی‌آمدی، من می‌خواستم به خوارزم بیایم و تقاضا کنم این متن را به پایان برسانی... هنوز تصحیح قابل قبولی از آن در اختیار نداریم ...
نخستین بخش از سه‌گانه‌ پی‌پی جوراب‌بلند در کشتی و پی‌پی جوراب‌بلند در دریاهای جنوب... دخترکی نه‌ساله به تنهایی در خانه‌ای چوبی در وسط باغی خودرو، واقع در یکی از شهرهای کوچک سوئد، زندگی می‌کند... تقریباً یتیم است، زیرا که مادرش مرده است و پدرش در جزیره‌ی دوردستی در آفریقا حکومت می‌کند... با شادی آمیخته به ترس خود را به دست ماجراهای افسارگسیخته‌ای می‌سپارند... برداشت‌های سنتی از تعلیم و تربیت را دگرگون می‌کند ...
شرکت در اعتصابات کارگری، میل به گیاه‌خواری، بستری‌شدن در تیمارستان، تمایلات همجنس‌گرایانه و… وجوه اشتراکی است که تشخیص راوی، اف، پیرمرد منحرف و نیز پیرمردی که سردسته‌ تروریست‌ها خوانده می‌شود را از یکدیگر برای مخاطب با دشواری همراه می‌کند... تصمیم او مبنی بر تطهیر روح خود از طریق خودآزاری جسمی بهانه‌ای می‌شود تا راوی با تعابیر طنزآمیزی چون محراب‌های فسقلی پلاستیکی، صلیب‌های تزیینی، قدیسه تقلبی و زلم‌زیمبوهای مذهبی به تمسخر کلیسا و اربابان آن بپردازد ...
می‌خواستم از بازی سرنوشت بنویسم. از اینکه چطور فردی که خود را در آستانه مرگ می‌بیند و آماده پذیرش آن است، ناگهان... با مرگ مرتضی و به اسارت درآمدن زلیخا... با به دنیا آمدن «یوسف» بار دیگر زلیخا به زندگی برمی‌گردد... تصور معمول ما همیشه این بوده که آنچه در دوره‌های مختلف تاریخی ایران از سر گذرانده‌ایم تنها مختص به تاریخ ما و ایران زمین بوده است ...