صدوسی‌ونهمین شماره فصلنامه «نگاه نو» با بخش ویژه فلسطین و برنده نوبل 2023 منتشر شد.

صدوسی‌ونهمین شماره فصلنامه «نگاه نو»

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در این شماره و بخش ویژه فلسطین این مطالب را می‌خوانید: «آخرین پیام برتراند راسل درباره اسرائیل و فلسطین» به قلم حسین معصومی همدانی، «به یاد هزاران کودک قتل‌ عام‌شده در غزه» سروده حسن حسام، «بگذار مرگم امید به بار آورد» با ترجمه سپیده جدیری (درباره رفعت ‌العَرعیر، شاعر و استاد دانشگاه که شانزدهم آذرماه در غزه جان باخت) و «بار دیگر کشتار فلسطینیان» به قلم علی میرزائی.

بخش مقاله‌های این شماره نگاه نو نیز با این مطالب همراه است: «داریوش مهرجوئی و سینمای تفکر»، نوشته بهمن مقصودلو، «همبستگی و گسست اجتماعی» نوشته علینقی مشایخی، «برداشتن مرزهای سیاست و ادبیات و اقتصاد» نوشته تری ایگلتن با ترجمه محمد غفاری، «زیستن نه بر پایه دروغ» نوشته آلکساندر سولژنیتسین با ترجمه آبتین گلکار، «مدرسه: خانه دوم یا زندان؟» نوشته آرزو رسولی، «نئولیبرالیسم و نابرابری در ایران» نوشته احمد سیف، «اتحاد شوروی و انقلاب ایران» نوشته بهمن زبردست و «دست‌ها/مرگ» نوشته حسین رسول‌زاده.

«جایزه باران!» نوشته علی میرزائی، «یون فوسه: «خبر فاجعه‌آمیز» و «سرودی که همگان می‌خوانند» نوشته حبیب‌ حسینی‌فرد، «زبان ساکت: خطابه یون فوسه» ترجمه رضا رضایی، «آن‌که بر در می‌کوبد شباهنگام: جایزه بوکر ۲۰۲۳» نوشته علیرضا آبیز و «جایزه مهتاب میرزائی، هفدهمین دوره» در بخش جایزه‌ها درج شده است.

در بخش ‌ویژه رمان این شماره «نگاه نو» نیز این مطالب درج شده است: «جریان‌شناسی رمان فارسی» نوشته حسن میرعابدینی، «رمان اجتماعی فارسی» نوشته محمد قاسم‌زاده، «هَرَس: یکی از شاهکارهای رمان فارسی» نوشته امید طبیب‌زاده، «رمان‌های سربلند در بوته آزمون زمان» گفت‌وگو با رضا رضایی، «رمان‌های امریکای لاتین: ‌خاستگاه‌ها و درخشش» گفت‌وگو با عبدالله کوثری، و «مسائل رمان از دید بلینسکی» گئورگی میخایلویچ فریدلِندرِر با ترجمه آبتین گلکار.

«کاترین منسفیلد و فمینیسم آشکار و پنهان» نوشته نرگس انتخابی و «سه شعر تازه‌یاب از فرخی یزدی» به قلم حسین مسرت نیز در بخش ادبیات چاپ شده است.

در بخش یادی از رفتگان نیز از میرشمس‌الدین ادیب سلطانی، صمد موحد، محمدباقر مومنی، داوود هرمیداس باوند، آتیلا پسیانی و محمد محمدعلی یاد شده است؛ مطالب این بخش به این ترتیب آمده است: «بدرود آقای خاص، به یاد میرشمس‌الدین ادیب سلطانی» نوشته امیر مازیار، «درگذشت دانشمندِ بسیاردان و اندک‌گوی، به یاد صمد موحد» نوشته حسین معصومی همدانی، «مرگی دیگر در غربت، به یاد محمدباقر مومنی» نوشته محمدحسین خسروپناه، «دل‌بسته فرهنگ و هویت ایران، به یاد داوود هرمیداس باوند» نوشته حسین ‌فراست‌خواه، «استادکارِ ریزپردازِ نقش مکمل، به یاد آتیلا پسیانی» نوشته امیرعطا جولایی و «نویسنده‌ای به نام «انسان»، به یاد محمد محمدعلی» نوشته لادن نیکنام.

شماره تازه «نگاه نو» با صاحب‌امتیازی و مدیرمسئولی علی میرزائی در ۲۶۰ صفحه و با قیمت ۱۲۵ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...