کتاب صوتی «مطرد» نوشته ستاره روشن با صدای ۹ گوینده و بازیگر سینما و تلویزیون توسط موسسه نوین کتاب گویا منتشر شد.

مطرد» نوشته ستاره روشن

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب صوتی با صدای منوچهر والی‌زاده، مهراب قاسم‌خانی، امیر غفارمنش، روشنک گرامی، حسن همایی، میلاد فتوحی، متین بختی، منیژه قاسمی‌فرد و اهورا نیازی و با انتخاب موسیقی مهدی زارع منتشر شد.

ستاره روشن نویسنده، روزنامه‌نگار، منتقد ادبی و فیلمنامه‌نویس متولد اردیبهشت ١٣٧١ تهران است. او دانش‌آموخته رشته گرافیک بوده و صاحب‌سبک در تلفیق ژانر معما با سبک‌ها و مکاتب مختلف در گروه سنی نوجوان و بزرگسال است. از دیگر آثار او می‌توان به سه‌گانه ارتش شش‌گله در ژانر فانتزی معمایی‌زیست‌محیطی، بازمانده آقای ف. ف، طنز معمایی و مطرد، روانشناختی معمایی اشاره کرد.

کتاب «مطرد» مجموعه پنج داستان کوتاه است که نویسنده در هر کدام از داستان‌ها، به یک بیماری روانی می‌پردازد و آن‌ها را در لباس داستان شرح می‌دهد.

دلیل حضور تعداد زیاد بازیگران و صداپیشگان در این اثر، آن است که تعدادی از داستان‌های این مجموعه صرفاً با یک راوی نقل نشده است، بلکه هر شخصیتی را یک هنرمند روایت کرده و این به درک بیشتر فضای داستان و صدای ذهنی و درونی افراد مبتلا به بیماری‌های روانی کمک می‌کند. هنگام شنیدن این اثر، نباید در جستجوی یافتنِ نام‌های واقعی بود؛ بلکه، زمان و مکان در این کتاب معلق است و همه چیز در مرزی میانِ هستی و نیستی رخ می‌دهد.

من در اتاق شماره ۱۳، زندگی اسرارآمیز دستیار خانم میم، دختری با بال‌های سنجاقک، مطرد، و مصاحبه جنجالی با یک دیوانه از جمله عناوین داستان‌های این کتاب است.

در بخشی از این کتاب می‌شنویم:

«دفترچه خاطرات عزیزم، این آخرین خاطره‌ای است که برائت می‌نویسم. امروز مدام در حال درد کشیدن بودم و پاهای من به شدت درد می‌کند. زخم‌هایم دیگر خوب نمی‌شود. جای زخم‌های کهنه‌ام روی زانوانم مانده و قسمتی از ساق پایم گوشت اضافه درآورده. پدرم از این موضوع خوشحال است. من هم خوشحال هستم. امشب دعاهایم را خواندم و از خداوند طلب بخشش کردم. بین خودمان بماند؛ اما مثل همیشه من هیچ کار بدی نکرده بودم. ولی می‌دانی، پدرم می‌گوید این کار لازم است و ما باید همیشه به خاطر نفس‌هایمان از خداوند طلب بخشش کنیم. من هم در همان موقع یاد تو افتادم. یاد حرف‌هایی که برای تو می‌زنم. حرف‌هایی که فقط من از آن خبر دارم و تو».

اختلال دوقطبی، اختلال اضطراب اجتماعی، نکروفیلیا (مرده‌خواهی)، اسکیزوفرنی و افراط‌گری پنج نمونه از اختلالات روانی که مردم جامعه کمتر با آن آشنایی دارند و در این کتاب به آنها پرداخته شده است.

کتاب صوتی «مطرد» نوشته ستاره روشن که نسخه چاپی آن توسط انتشارات صدای معاصر منتشر شده، در ۴ ساعت و ۴۵ دقیقه تولید شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...