کم نیستند زوج‌هایی که مانند دو شخصیت داستان «خاطرات یک سگ زرد» دائم با هم دعوا دارند؛ در این داستان سگی همدست شوهری می‌شود که زنش با او جابرانه رفتار می‌کند... در همه مهمانخانه‌های مخصوص بازیگران سراغ نامزدش را می‌گیرد؛ از زن مهمانخانه‌داری که اتاقی را به او نشان می‌دهد، با نگرانی، می‌پرسد آیا این اتاق را پیش از این به دختری با این نشانیها اجاره نداده بوده است؛ زن جواب منفی می‌دهد.

چهار میلیون  |  اُ هنری
چهار میلیون
[The Four Million]. نخستین و یکی از مشهورترین کتابهای دوازده‌گانه اُ هنری(1) (ویلیام سیدنی پورتر (2)، 1862-1910)، طنزنویس امریکای شمالی ست، که در 1899 انتشار یافت. «چهارمیلیون» اشاره به جمعیت سکنه نیویورک در بیش از نیم قرن پیش است. در میان زوج‌هایی که نویسنده ما را با آنها آشنا می‌کند از همه رقت‌انگیزتر زوج داستان «هدیه ساحران» است: زن که می‌خواهد زنجیری برای ساعت مورد علاقه شوهرش به او هدیه بدهد، گیسوانش را که زیباترین زینت خویش است فدا می‌کند؛ در حالی که در همان زمان شوهر همین ساعت را می‌فروشد تا با بهای آن سنجاق‌هایی برای گیسوان زیبای زنش بخرد. نظیر این احساسات‌گرایی بورژوایی را در داستانهای دیگری با همین منبع الهام، مانند «خدمت عاشقانه»، «در جایگاه درشکه‌چی»، «داستان رمانتیک یک دلال فعال سهام»، می‌یابیم. در عین حال، کم نیستند زوج‌هایی که مانند دو شخصیت داستان «خاطرات یک سگ زرد» دائم با هم دعوا دارند؛ در این داستان سگی همدست شوهری می‌شود که زنش با او جابرانه رفتار می‌کند. اُهنری هنگامی بی‌مانند است که سخن از لرزاندن تارهای حساس دل باشد؛ چه هنگامی که دخترانی را توصیف می‌کند که از گرسنگی رنج می‌برند، مانند آنچه در داستانهای «اتاق زیرشیروانی» و «در سبز» می‌بینیم، یا هنگامی که از عاشقان طرد شده و نومید سخن به میان می‌آورد، مانند توبین در داستان «کف دستتو بین» که با اندرزهای زنی کف‌بین، از خوشبختی بازیافتن نامزد خود برخوردار می‌شود، و شخصیت اول داستان «خلیفه، کوپیدون (3) و ساعت» و نیز شخصیت اول داستان «با پُست» که با سلسله نامه‌هایی که به میانجیگری پسربچه‌ای از نیمکتی به نیمکت دیگر یک پارک عمومی مبادله می‌شود با معشوقه خود آشتی می‌کند.

نویسنده، با استهزایی اندکی سطحی، ولگردانی را معرفی می‌کند که پس از آنکه همواره توانسته‌اند از دست پلیس بگریزند و به زندان نیفتند، درست هنگامی دستگیر می‌شوند که تصمیم گرفته‌اند که زندگی سالمی در پیش گیرند («
مأمور پلیس و ولگرد»)؛ یا مأمورانی را توصیف می‌کند که جرئت نمی‌کنند دوست قدیم خود را که اکنون مجرم سابقه‌دار خطرناکی شده است دستگیر کنند («بیست سال بعد»). داستانهای اُ هنری تا بلندی شعر اوج می‌گیرد، مانند داستان «اتاق زیرشیروانی» او: جوانی در همه مهمانخانه‌های مخصوص بازیگران سراغ نامزدش را می‌گیرد؛ از زن مهمانخانه‌داری که اتاقی را به او نشان می‌دهد، با نگرانی، می‌پرسد آیا این اتاق را پیش از این به دختری با این نشانیها اجاره نداده بوده است؛ زن جواب منفی می‌دهد. با وجود این، در اتاق عطر آشنایی موج می‌زند؛ جوان هرچه جستجو می‌کند، نشانه‌ای نمی‌یابد. چون تنها می‌شود، همه روزنه‌های اتاق را می‌بندد، شیر گاز را باز می‌کند و آرام روی تختخواب دراز می‌کشد. در طبقه همکف مهمانخانه، زن مهمانخانه‌دار با دوستش آبجو می‌نوشند؛ دوستش به او تبریک می‌گوید که موفق شده است اتاق را اجاره بدهد، «زیرا، پس از آن خودکشی در اتاق،‌ اجاره دادن آن کار آسانی نبود». «داستان ناتمام» نیز داستان کوتاه زیبایی است: ‌دولسی (4)، زن فروشنده‌ای در یک مغازه بزرگ، با شش دلار مزد هفتگی خود زندگی می‌کند. شبی، نخستین‌بار در زندگی‌اش، مردی زشت و احمق و عامی به نام پیگی (5) که معروف است که از گرسنگی زنان فروشنده مغازه‌های بزرگ سوء استفاده کرده و با دعوت آنها به غذا، برای پیش بردن مقاصد خود استفاده می‌کند، او را به شام دعوت می‌کند. با این‌حال، دولسی از فکر خوردن غذایی حقیقی خوشحال است. ولی همین که پیگی به سراغش می‌آید جرئت نمی‌کند با او برود، زیرا از نگاه پر از سرزنش ژنرال کیچنر (6) (قهرمان دلخواهش) که عکسی از او را روی کمد اتاقش دارد به هراس می‌افتد و ترجیح می‌دهد که شب را با گرسنگی خود سر کند. اُ هنری، مانند بیشتر طنزنویسان، غالباً اندوهی زیر طنز خود پنهان دارد؛ با این حال، کمتر نویسندگانی می‌توانند به خوبی او، چنانکه در داستان «جهان وطنی در کافه» و جز آن، لبخند بر لبان خواننده بیاورند. سبک او ظریف‌ترین جزئیات را بیان می‌کند؛ شخصیتهای او که همه طبیعتی کاملاً انسانی دارند چیز غیرواقعی و فوق‌طبیعی نیز در خود حفظ می‌کنند و این تعادل لرزان نشانه ممیز هنر اوست.

اسماعیل سعادت. فرهنگ آثار. سروش

1.O’Henry 2.William Sidney Porter 3.Cupidon 4.Dulcie
5.Piggy 6.Kichener

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

اتی(احترام) به جهان می‌گوید: «تو هم بدبختی! از تو هم بدم میاد!» آری جهان(جهانگیر) هم بدبخت است، اما نه از آن رو که جنوبِ شهر زندگی می‌کند؛ یا پدر و برادرش در قبرستان، کتاب دعا و شمع می‌فروشند؛ یا «پراید» ندارد تا صدای ضبطش را تا ته! بلند کند... بلکه جهان بدبخت است، چرا که دختری را دوست دارد که جهانِ او را دوست ندارد. جهان برای «نجات» دختری دست و پا می زند، که خودش به جای اراده به تغییر، خیالِ «فرار» در سر می‌پرورد... ...
انسان تا عاشق نشود از خودمحوری و انانیت رهایی ندارد... باورهای زندگی‌ساز... وقتی انسان خودش را با یک باور یا یک تئوری یکی بداند، این موجب می‌شود هر که به نظر او حمله کرد، فکر کند به او حمله شده ... باورهای ما باید آزموده باشند نه ارثی... چون حقیقت تلخ است، انسان برای شیرین‌کردن زندگی به تعمیم‌های شتاب‌زده روی می‌آورد... مجموعه درس گفتارهای ملکیان درباره اخلاق کاربستی ...
در تور دار و دسته فاگین پیر می‌افتد. یهودی دزدی که در محله‌‌های فقیرنشین لندن بر دزدان و فواحش پادشاهی می‌کند... تا امروز، نزدیک به 20 بار و با فیلمنامه‌های متفاوت بر روی پرده سینما و تلویزیون رفته است... الیور به اشتباه به جای دزد دستگیر شده است و مالباخته که شخصی فرهیخته است با قاضی دادگاه درباره‌ی حقوق متهم جدل می‌کند. طنز تلخ دیکنز در نقد دستگاه قضایی... خدا رو شکر کن که این کتابفروش ازت شکایت نکرد! ...
فیلمنامه‌ بر اساس رمان جین هنف کورلیتز نگاشته شده... زوج میانسالی با بازی نیکول کیدمن در نقش «گریس فریزر» تراپیست و روانکاور و هیو گرانت در نقش «جاناتان سش فریزر» پزشک و جراح بیماری‌های سرطانی... سانتی‌مانتالیسم رایج در فیلم ترغیبی است برای به رخ کشیدن لایف استایلی از زندگی لاکچری... هنرپیشه و آوازه‌خوان ایتالیایی به عنوان راس سوم مثلث عشقی... زنی نقاش با درونیات مالیخولیایی که به دنبال گمشده درون خود است ...
فرهنگ ما همیشه در تار و پود عنکبوت سیاست گرفتار بوده است. به دلیل نبود نهاد‌های سیاسی و اجتماعی آزاد... وقتی می‌خواهند کتابی یا نویسنده‌ای را بکوبند و محو کنند از حربه «سکوت» و «ندیده» گرفتن استفاده می‌کنند... نمایش‌هایی که از دل کلیسا بیرون آمدند و راجع به مصلوب شدن (شهادت) عیسی مسیح هستند را «تعزیه‌های مسیحی» می‌خوانند... بنام تعزیه، دفتر و دستک دارند ولی چند جلد از این کتاب نخریدند... پهلوی «تکیه دولت» را خراب می‌کند بعد از انقلاب هم تالار «تئاتر شیر و خورشید» تبریز را ...