محض سرگرمی طاووس پرورش میدهد... زوج جوانی که به تازگی فرزند نوزاد خود را از دست داده اند... به مجرد کوچکترین بحث و جدلی یکدیگر را متهم میکنند: تو خودی نیستی... پس از مرگ شوهر همه شیرهای آب خانه را باز میکند... به درمانگاه سقط جنین مراجعه میکنند تا بچه را سقط کنند... رابطه خوبی با پدر مجسمهسازش ندارد... همه یتیمها را جز دوقلوهایی که در جنگ کشته میشوند، سر و سامان میدهد
...
یک قانونشکن مورد خیانت زنی که دوست دارد، قرار میگیرد... قانونشکن مجبور نمیشود که خودش خیانتکار را بکشد، اما او را به دست نگهبانان به کشتن میدهد... داستان پیرمردی است که از سر اشتباه، پیانویی خریده است که صدا ندارد. مرد بیچاره بیمار است و دخترش موفق میشود اشتباه او را تا زمان مرگش پنهان نگاه دارد. دختر در مقابل این اسباب رؤیاهای پدر تظاهر به شادی بسیار میکند تا او در آخرین لحظههای زندگی متوجه چیزی نشود.
...
کم نیستند زوجهایی که مانند دو شخصیت داستان «خاطرات یک سگ زرد» دائم با هم دعوا دارند؛ در این داستان سگی همدست شوهری میشود که زنش با او جابرانه رفتار میکند... در همه مهمانخانههای مخصوص بازیگران سراغ نامزدش را میگیرد؛ از زن مهمانخانهداری که اتاقی را به او نشان میدهد، با نگرانی، میپرسد آیا این اتاق را پیش از این به دختری با این نشانیها اجاره نداده بوده است؛ زن جواب منفی میدهد.
...
در حال بارگزاری ...
در حال بارگزاری ...
جلد سوم از جایی آغاز میشود که دو بحث قبلی به سیاست میرسند: اگر آزادی به قانون عمومی و نظم غیرمتمرکز نیاز دارد، چگونه باید قدرت سیاسی را مهار کرد؟ در واقع، کتاب از اقتصاد شروع نمیشود و به سیاست ختم نمیشود؛ بلکه از محدودیت دانش انسان آغاز میکند و به محدودیت قدرت انسان میرسد... زبان، عرف، بخش مهمی از حقوق و البته بازار، بدون طراحی و برنامهریزی ایجاد شده و حاصل مشارکت میلیونها انسان است... آیا انسان میتواند جامعه را بهطور عقلانی و از بالا طراحی کند؟
...
نویسنده سعی دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا مشروعیت و ساختار حاکمیت در اسلام میتواند بر پایهی عقد «وکالت» (نمایندگی از طرف مردم و شهروندان) استوار باشد یا لزوماً باید در قالب «ولایت» تعریف شود؟... در اسلام، هیچکس بر دیگری حق حکومتِ تحمیلی ندارد؛ بلکه این حقِ خودِ انسانهاست که برای ادارهی زندگی اجتماعیشان، نماینده و وکیل انتخاب کنند. بنابراین، مشروعیتِ اعمال قدرت در دولت، از تنفیذ و توکیل آحاد شهروندان نشأت میگیرد
...
پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمانها شکست خوردهاند یا نه.پرسش عمیقتر این است:
انسان پس از شکست آرمانها چگونه میتواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمیگزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب میکند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد
...
گویی انسانها ترمزِ خود را از دست دادهاند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه میخواهند فاشیست باشند؛ یعنی میخواهند نفرت، محورِ زندگیشان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بیعدالتیهایی که ما را احاطه کردهاند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادیهایش
...
انسانها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی میکنند و همین احساسات، حتی در آگاهترین افراد، تصمیمهای مالی را شکل میدهد. از این منظر، «روانشناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل بهجای ارائه نسخههای مستقیم یا توصیههای دستوری، تجربه زندگی سرمایهگذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت میکند و از دل این داستانها روایت خود را برمیسازد و بحث را به پیش میراند
...








