یک قانون‌شکن مورد خیانت زنی که دوست دارد، قرار می‌گیرد... قانون‌شکن مجبور نمی‌شود که خودش خیانتکار را بکشد، اما او را به دست نگهبانان به کشتن می‌دهد... داستان پیرمردی است که از سر اشتباه، پیانویی خریده است که صدا ندارد. مرد بیچاره بیمار است و دخترش موفق می‌شود اشتباه او را تا زمان مرگش پنهان نگاه دارد. دختر در مقابل این اسباب رؤیاهای پدر تظاهر به شادی بسیار می‌کند تا او در آخرین لحظه‌های زندگی متوجه چیزی نشود.

در دل غرب دور  | اُ هنری
در دل غرب دور
(دل باختر)
[Heart of the West].  مجموعه داستانهای اُ هنری (ویلیام سیدنی پورتر) (1)، 1862-1910)، نویسنده امریکایی، که در 1912 منتشر شد. این کتاب یقیناً یکی از بهترین آثار اُ هنری است؛ اثری که در آن قابلیتهای طنزنویسی، که هم پرشور و هم حساس است، و قابلیتهای ذاتی خلاقش حاصلی بس دلپذیر به دست می‌دهد. در این اثر، طنز مبالغه‌آمیز، تراوش دائمی و کم و بیش برق‌آسای کلمات تغزلی ناشی از جناسهای ساده، و نویافته‌های گیج کننده، به سبب میل شدیدتر و دقیق‌تر به نوآوری، اندکی متوقف می‌شود. زمینه این داستانها غرب دور است و توانایی‌های تخیلی نویسنده، با روانیِ بیان، که شاخصه اوست و با پیراستگی و هنر بیشتری نسبت به کتابهای دیگر، بر محیط منطبق می‌شود. «پیروزی امر غیرمنتظر» که آن را راز اُ هنری شمره‌اند، در این اثر به یکی از شایسته‌ترین زمینه‌های قابلیت او، که نویسنده تا آن زمان بدان پراخته بود، اختصاص یافته است. خوش‌بینی، که بر هیچ چیز مبتنی نیست جز آرزوی نویسنده که البته مورد قبول مردم هم باشد، تقریباً همیشه پایان خوشی را به اُ هنری القا می‌کند. به استثنای داستانی به نام «مثل کابالرو (2)» که در آن یک قانون‌شکن مورد خیانت زنی که دوست دارد، قرار می‌گیرد. خیانتکار پس از اینکه خود را تسلیم فرمانده می‌کند، نگهبانان را به دنبال او می‌فرستد. قانون‌شکن مجبور نمی‌شود که خودش خیانتکار را بکشد، اما او را به دست نگهبانان به کشتن می‌دهد. این کتاب گویای تنوع در الهام است. به طور مثال، داستانی که گویی از مجموعه قدیمی «طناب کسری» گرفته شده است، داستان پیرمردی است که از سر اشتباه، پیانویی خریده است که صدا ندارد. مرد بیچاره بیمار است و دخترش موفق می‌شود اشتباه او را تا زمان مرگش پنهان نگاه دارد. دختر در مقابل این اسباب رؤیاهای پدر تظاهر به شادی بسیار می‌کند تا او در آخرین لحظه‌های زندگی متوجه چیزی نشود.

حمیرا نونهالی. فرهنگ آثار. سروش

1.O’Henry (William Sydney Porter) 2.Caballero

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

باهوش و بی‌سواد و می‌خواره و یکی از مریدهای دیدرو است... به شیوه‌ی خود، رؤیای آینده‌ای درخشان را در سر می‌پرورانند و خود را از بابت فقری که گرفتارش هستند دلداری می‌دهند... به زن جوانی از طبقه‌ی اشراف برمی‌خورد... از قید قیمومت شوهر پیرش آزاد می‌شود و با لوسین می‌گریزد... وارد محافل روزنامه‌نگاری می‌شود... احتیاج به پول و جاه‌پرستی مایه‌ی آن می‌شود که ادبیات را رها کند و به سوی عالم سیاست برود... او که آزادی‌خواه بود، سلطنت‌طلب می‌شود ...
تن‌تن به نوعی‌ هری‌ پاتر‌ زمان‌ خود بود... فعال، کنجکاو، مؤدب، در عین‌حال سنت‌شکن... یک دریانورد کهنه کار، بددهن و غرغرو که اعتیاد شدید به‌ الکل‌ دارد و شیشه‌ مشروبش عین ناموسش می‌ماند... داستان‌ها توسط تصاویری پشت سرهم‌ و به‌ صورت‌ دکوپاژی‌ دقیق‌ و خطی‌ و روان‌ تعریف می‌شوند... در مجموعه تن‌تن سکس و خشونت محلی‌ از‌ اعراب‌ ندارد... مردم به دو دسته‌ تقسیم می‌شوند یا متمدن شهرنشین‌اند و یا دهاتی و گاوچران! ...
نماینده‌ی دو طیف متفاوت از مردم ترکیه در آستانه‌ی قرن بیستم‌اند... بر فراز قلعه‌ای ایستاده که بر تمامی آن‌چه در طی قرن‌ها به مردم سرزمین‌اش گذشته اشراف دارد... افسری عالی‌رتبه است که همه‌ی زندگی خود را به عشقی پرشور باخته، اما توان رویارویی با معشوق را ندارد... زخمی و در حالتی نیمه‌جان به جبهه‌های جنگ فرستاده می‌شود... در جایی که پیکره‌ی روح از زخم‌های عمیق عاطفی پر شده است، جنگ، گزینه‌ای است بسی بهتر از زیستن در تلخیِ حسرت و وحشتِ تنهایی ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...