1. آنچه علت اصلی پیروزی اسرائیل و شکست کشور‌های اسلامی است اختلاف اساسی این دو در دسترسی به دانش و اطلاعات درباره دیگری است. در حالیکه اسرائیل از بهترین خاورمیانه شناسان، اسلام شناسان و ایران شناسان بهره می‌برد جوامع اسلامی در این زمینه از فقر مزمن و حادی رنج می‌برند. دانشی که یک و نیم میلیارد مسلمان در زمینه اسرائیل شناسی تولید کرده اند، بسیار کمتر از دانشی است که جمعیت چند میلیونی یهودی در باره جهان اسلام، خاورمیانه و اسلام تولید نموده اند.

خاطرات گلدا مایر [golda meir زندگی من» My Life]

2. کتاب خاطرات گلدا مایر [golda meir «زندگی من» My Life] برای اولین بار در سال ۱۹۷۵ منتشر شده است، اما ضعف مطالعات اسرائیل در ایران ترجمه آن را ۴۵ سال به تاخیر انداخته است. فاصله ۴۵ ساله با دانش جهان در زمینه مطالعات اسرائیل نمی‌تواند نویدبخش شکوفایی این رشته علمی و پیروزی در صحنه‌های مبارزه با اسرائیل باشد. کتاب حاضر اینک به همت دکتر مختار مجاهد ترجمه شده است. دکتر مجاهد از دانش آموختگان شایسته مطالعات اسرائیل در دانشگاه تهران می‌باشند و دو سال از عمر خود را صرف این کار ارزنده نموده اند.

3. نتیجه تلاش ایشان کاری با کیفیت و متنی خواندنی است که می‌تواند مورد استفاده کارشناسان حوزه اسرائیل شناسی و همچنین عموم علاقمندان به این حوزه قرار گیرد. این کار همچنین گام ارزنده‌ای در مسیر توسعه مطالعات اسرائیل در کشور بشمار می‌آید. امید است این گام، و گام‌های مشابه، زمینه تحول این حوزه از دانش مطالعات منطقه‌ای را فراهم نموده و ظرفیت علمی لازم برای برخورد عالمانه و هشیارانه با پدیده صهیونیسم و اسرائیل در منطقه را فراهم نماید.

4. کتاب حاضر، خاطرات گلدا مایر، همه تحولات زندگی شخصی و سیاسی او از دوران کودکی و زندگی در روسیه تا اواخر عمر او را پوشش می‌دهد. از اینرو در واقع یک دوره تاریخ صهیونیسم و اسرائیل به زبانی شخصی، شیرین و داستان وار بشمار می‌آید که برای کسانی که از زبان سرد و بیروح تاریخ نویسی‌های علمی و آکادمیک گریزانند گزینه جذاب و مناسبی بشمار می‌آید.

5. چالش عمده‌ای که در ایران (و سایر کشور‌های اسلامی) در باره این کتاب، و امثال آن، وجود دارد میزان مطابقت مطالب کتاب با حقایق تاریخی و تاثیر آن بر خوانندگان کتاب است. متاسفانه به دلیل فقر ادبیات اسرائیل شناسی در کشور و ضعف رویکرد نقادانه به چنین ادبیاتی، هراس از تاثیرات جانبی چنین ادبیاتی همچنان موجب رواج شک و تردید در زمینه انتشار ادبیات مربوطه در کشور است.

6. این چالش‌ها در جوامعی که ادبیات غنی در این حوزه‌ها دارند، دانش آن‌ها توسعه یافته و قدرت نقادی آن‌ها بالاست نگرانی زیادی برنمی انگیزد. توسعه مطالعات اسرائیل در کشور جز از این مسیر میسر نیست. لازمه اسرائیل شناسی آشنا شدن با تاریخ اسرائیل، شخصیت‌ها و رهبران اسرائیل و از همه مهمتر طرز فکر، اعتقادات و نگاه آن‌ها به مسائل مورد اختلاف است.

7. بدون شناخت گلدا مایر و طرز فکر و شخصیت او نمی‌توان مواجهه عالمانه و هوشمندانه‌ای با او و میراث او داشت و برای رسیدن به این شناخت مطمئنا مطالعه این کتاب او ضرورتی گریزناپذیر است. کتاب خاطرات گلدا مایر منبعی علمی برای کشف حقایق تاریخی درگیری اعراب و اسرائیل نیست و هیچ ناظر منصفی نمی‌تواند چنین نگاه خوش بینانه یا ساده لوحانه‌ای به این کتاب داشته باشد.

8. گلدا مایر تاریخدان نبود، دانشمند یا استاد دانشگاه نبود، او حتی یک شخصیت بی طرف نبود. کاملا روشن است او یک صهیونیست دو آتشه بود که زندگی خود، از سنین جوانی تا پایان عمر، را وقف توسعه و پیشرفت ایدئولوژی صهیونیسم نمود و در این راه حتی خانواده خود را به کناری نهاد. براساس خاطرات مایر در همین کتاب او به رغم مخالفت پدر و مادر خود، آن‌ها را در آمریکا تنها گذاشت و به جنبش صهیونیسم در فلسطین پیوست. در فلسطین نیز همین بلا را بر سر همسر و فرزندان خود آورد. عملا در زندگی او توجه به خانواده تحت الشعاع فعالیت‌های سیاسی او برای پیشبرد پروژه صهیونیسم قرار داشت.

9. از چنین صهیونیست متعصبی انتظار نمی‌رود به حقایق تلخ صهیونیسم و برخورد ظالمانه و جنایتکارانه آن با فلسطینی‌ها اعتراف نماید. هدف اصلی و اساسی او از این کتاب بیان حقایق تاریخ نیست. هدف اصلی او دفاع از ایدئولوژی و موجودیتی است که او در تمام زندگی سیاسی خود از آن دفاع نمود. هدف توجیه جنبش صهیونیسم و اقدامات آن در فلسطین است. اگر کشف این امر برای برخی از خوانندگان آسان نیست این سختی و صعوبت را باید در عدم اطلاع آن‌ها از تاریخ واقعی صهیونیسم و فلسطین جستجو نمود.

انتخاب

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...